لرزه در یک شب سرد / شعر
شعری سروده خودم

لرزه در یک شب سرد / شعر

نویسنده : سلیمان حسنی

دوش برتَن، وای بر من، لرزه‌ها افتاده بود

گوئیــــا یک کوه یخ درجــان ما افتاده بود 

در اتاقی ســرد و تاریک و نمــور و بی پناه 

تخت ما در گوشه‌ای، بی درکجا افتاده بود 

در هوای سردِ نیشــــابور دیشب ای دریغ 

جــای چـــــایی بهــرِ ما جامِ بلا افتاده بود 

هر چه ازسرمای جانسوزش بگویم لاف نیست 

از برایم از زمیـــن و از هـــــوا افتـاده بود 

ازکلام پُرگلایه، خود بخوان این قصه را 

بین که حامی در چه وضعی درکجا افتاده بود 

داد و بیداد و صدای قهقهه در گوش بود 

در سَــرَم صد گـــونه آوا و نــوا افتاده بود 

از طعامش سهمِ ما تنهـــــا شده بویِ پلو 

قار و قورِ این شکم اندر فضا افتاده بود 

استراحت کیمیاست، اندر معلم خانه‌ها 

یک مدیر ازبختِ ما، پُر مدّعا افتاده بود 

گفت فرهنگیِ بی‌فرهنگ والّا نوبر است 

اینچنین فرزانه‌ای در جمعِ ما افتاده بود 

من بنازم آن همه فرهنگِ نابت را رئیس 

یک ادیبی بینِ چندین ناقلا افتاده بود 

با پرستیـــژِ ریاسـت رفــت با صد کبکبه 

فارغ از دردی که در افکارِ ما افتاده بود 

کاش ما هم اندکی حرف و ادب می‌داشتیم 

حیف، سرمایی به مغزِ من، جدا افتاده بود 

==============

پ.ن: بداهه‌ای ازیک شب سرد در خانهی معلم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٨/٢٧
٠
٠
سلام ... استاد نكند در ديزباد بوده‌ايد. پر توان باد انديشه‌تان
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٨/٢٨
٠
٠
خیلی خوب بود ممنون .
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥