حریم خصوصیت را بپا!
بررسی دخالت‌ها و ورود‌های بی‌جا در حریم خصوصی زندگی زوج‌های جوان

حریم خصوصیت را بپا!

نویسنده : f_behzadfar

«زندگی‌ام به خاطر دخالت‌های خانواده‌ام تباه شد» این جمله را شاید این روزها خیلی جاها دیده یا شنیده باشید؛ از روزنامه‌ها و مجلات مختلف بگیرید تا رادیو و تلویزیون. حرف‌هایی که شاید برای خیلی از ماها دیگر عادی شده باشد. اما آیا تابه‌حال روی دلایل این موضوع فکر کرده‌اید؟ آیا تابه‌حال فکر کرده‌اید چرا زندگی یک زوج جوان به خاطر دخالت‌های دوستان و خانواده او که شاید نزدیک‌ترین افراد به او باشند از هم می‌پاشد؟ شاید فکر کنید چنین اتفاقی هرگز برای شما رخ نخواهد داد؛ شاید هم فکر می‌کنید خانواده و دوستان شما از آن خانواده‌هایی نیستند که بد شما را بخواهند و قصد آزار شما را داشته باشند. اما نکته مهم این‌جاست که اکثر کسانی هم که گرفتار این دخالت‌ها شده‌اند و زندگی‌شان از هم پاشیده است، مثل شما فکر می‌کردند، غافل از این‌که بدانند حریم خصوصی افراد شوخی بردار نیست و دوست و آشنا هم نمی‌شناسد! اما اگر دوست دارید در مورد حریم خصوصی بیشتر بدانید تا فردا بهتر بتوانید از خود و حریم خصوصی‌تان دفاع کنید، در این گزارش با ما همراه با‌شید.

 

|| جلوی دهن مردم را نمی‌شود گرفت 

«ازهمان اول که دوتا از پسر عموهایم همزمان به خواستگاریم آمدند دخالت‌ها و زمزمه‌های بزرگترها شروع شد، حتی برای این‌که از بین خواستگارهایم کدام را انتخاب کنم هم نظر می‌دادند» این حرف‌ها را میترا20ساله می‌گوید. او که در مقطع کارشناسی در رشته‌ی زیست شناسی مشغول به تحصیل است حالا سه سال و چهارماه از ازدواجش می‌گذرد و از دخالت اطرافیانش در ازدواجش می‌گوید.

+ در جریان ازدواجت چه دخالت‌هایی از طرف اطرافیانت می‌شد؟

- به دلیل فامیل بودن با شوهرم دخالت خانواده‌ها از همان اول وجود داشت و این موضوع از اول ازدواجم خیلی آزارم می‌داد؛ حتی گاهی باعث بدبینی من نسبت به همسر و زندگی‌ام شده بود در صورتی که همه این حرفا واقعیت نداشتند و فقط به قصد بهم ریختن زندگی من گفته می‌شد.

+ برای حفظ حریم خصوصی زندگی‌ات چه کردی؛ آیا تاثیری هم داشت؟

- بیاعتنایی! تنهاکاری که می‌شد در مقابلش کرد. خوشبختانه تاثیر هم داشت. حداقلش این بود که دیگر شایعه‌ها و حرف‌های دیگران برای‌مان اهمیتی نداشت و من و شوهرم به آرامش نسبی رسیدیم.

+ حالا بعد از گذشت چند سال توانسته‌اید یک حریم خصوصی برای خودتان تعریف کنید؟

- از قدیم گفتند جلوی دهن مردم را نمی‌شود گرفت! به همین دلیل ما برای خودمان حد و مرز قائل شده‌ایم و به حرف‌های دیگران اعتنایی نمی‌کنیم؛ اینجوری زندگی کردن راحت‌تر و شیرین‌تر است.

 

|| درخواست کردیم اجازه دهند خودمان تصمیم بگیریم

الهام 19 سال دارد و سال قبل با همسرش ازدواج کرده است. او دانشجوی کارشناسی رشته علوم تربیتی است و همسرش فوق لیسانس روانشناسی دارد. وقتی از الهام راجع به حریم خصوصی و دخالت اطرافیانش می‌پرسم با خیالی راحت به سوالاتم جواب می‌دهد و نسبت به این موضوع کاملا رو راست صحبت می‌کند.

+ ازدواجت چقدر تحت تاثیر دخالت اطرافیانت بود؟

- خدا را شکر تا به حال دخالتی وجود نداشته؛ من و همسرم از اول با هم قرار گذاشتیم که اجازه ندهیم کسی در زندگی‌مان دخالت کند، البته خانواده‌ها گاهی از سر دلسوزی دخالت‌هایی می‌کنند که من و همسرم جدی نمی‌گیریم. مثلا به همسرم می‌گفتند لازم نیست من ادامه تحصیل بدهم و یا به جای تحصیل در یک شهر دور در شهر خودمان کار کنم و زندگی‌ام را سامان بدهم.

+ این دخالت‌هایی که در حریم خصوصی تو و هسرت وجود داشته چقدر برای شما مضر بود؟

- خیلی، چون باعث شد من و همسرم کمی دلسرد شویم و همسرم اعتماد به نفسش را از دست بدهد.

+ برای جلوگیری از این دخالت‌ها در حریم خصوصی‌تان چه کردید؟

من و همسرم اهداف‌مان را در نظر می‌گیرم و سپس در مورد حرف‌ها و راهنمایی‌هایی که می‌شود مشورت می‌کنیم تا ببینیم چقدر ما را در رسیدن به اهداف‌مان کمک می‌کند. از طرفی تصمیم گرفتیم هر کس به خانواده خودش تذکر بدهد به طوری که باعث دلخوری نشود و درخواست کردیم که اجازه دهند خودمان برای زندگی مشترکمان تصمیم بگیریم.

 

|| راهنمایی با طعم دخالت!

برای این‌که ببینیم راه و روش اصولی جلوگیری از دخالت دیگران در زندگی شخصی‌مان چیست، تصمیم گرفتید با یک متخصص در این مورد گفت وگو کنیم. دکتر ابراهیم نامنی رئیس مرکز مشاوره روانشناختی و عضو هیئت علمی گروه علوم تربیتی دانشگاه حکیم سبزواری و دارای دکترای مشاوره از دانشگاه علامه طباطبایی پاسخگوی سوال‌های ما شد.

+ حریم خصوصی به چه معناست؟

- حریم به معنای چارچوب و مرز تعریف می‌شود. وقتی‌که شما برای خود یک مرز تعریف می‌کنید، طبعاً دیگران حق ورود به حریم شما را ندارند. اما افراد به اندازه صمیمیتی که با هر فرد دارند، اجازه ورود به حریم شخصی‌شان را به او می‌دهند.

+ این موضوع که خانواده‌ها حریم شخصی زوج‌های جوان را به عنوان راهنمایی یا مشاوره از بین می‌برند چقدر می‌تواند مضر باشد؟

- گاهی اوقات ما از بزرگترها وخانواده‌ها راهنمایی می‌خواهیم؛ اما گاهی ما چنین کمکی درخواست نکرده‌ایم و آن‌ها نظرات‌شان را تحمیل می‌کنند که این مسئله ممکن است صدمه‌های جبران ناپذیری به زندگی افراد وارد کند.

+ چگونه تفاوت میان دخالت و راهنمایی را متوجه شویم؟

- این را ما تعیین می‌کنیم. این‌که زمانی که ما درخواست راهنمایی کردیم، کمک می‌کنند یا خانواده بدون درخواست ما به خودشان اجازه دخالت داده‌اند، این مرز بین دخالت و راهنمایی را مشخص می‌کند.

+ برای جلوگیری از این دخالت‌ها، ضمن حفظ حرمت بزرگترها راهی وجود دارد؟

- همیشه خوش‌رویی و زبان خوش تاثیر مثبت داشته است. اگر مثلا زوجین با جملاتی مثل: اجازه می‌دهید ما خودمان راجع به این موضوع بیشتر فکر کنیم؛ من نیاز دارم که با همسرم هم مشورت کنم و ... درخواست خودشان را بگویند و از به کار بردن جملاتی مثل: شما دخالت نکن؛ ما دیگر بزرگ شده‌ایم و ... استفاده نکنند، خیلی بیشتر تاثیر دارد.

+ اگر بخواهیم به خانواده‌ها درهمین رابطه توصیه‌ای بکنید، آن چیست؟

- خانواده‌ها به این مسئله توجه داشته باشند که وقتی فرزندشان ازدواج کرده به این معناست که به بلوغ لازم برای اتخاذ تصمیم‌های مشترک رسیده است. در عین ‌حال، خانواده باید در کنارشان حرکت کنند و مشورت بدهند به طوری که زوج احساس نکنند خانواده قصد دخالت در حریم آن‌ها را دارد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/٠٨/٢٤
١
٠
دست مریزاد بانو بهزادفر خودمون <3 :)
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠٨/٢٥
١
٠
ممنونم عزیزم:)
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٨/٢٥
٠
٠
بسیار خوب بود؛ اینکه دارید تمرین نوشتن های با قاعده رو می کنید؛ اولین قدم در کار رسانه هست. فقط سؤالات از کارشناس رو باید خیلی دقیق تر و چالشی تر بپرسید
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠٨/٢٥
٠
٠
ممنونم:)حق باشماست انشالله توی گزارش های بعدی سعی میکنم توی سوالات کارشناس دقیق تر بشم:)
admincheh
admincheh
٩٤/٠٨/٢٥
٠
٠
باز خوبه تو موردای مصاحبه دخالت مشکل جدی رو پیش نیاورده ؛ هرچند فکر می کنم الان کاملا جو تغییر کرده و به یه سری مسائل دیگه جاش رو داده ، موفق باشی:)
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠٨/٢٥
٠
٠
اره البته یک سری ملاحظات هم بود که ممکنه برای همون اگه چیزی بوده به من نگفتن:) سلامت باشی ممنون که وقت گذاشتی عزیزم:)
حنا خانوم
حنا خانوم
٩٤/٠٨/٢٥
٠
٠
ایول فاطمه خیلی خوب و تر تمیز بود گزارشت موفقیات زیاد :)
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠٨/٢٥
٠
٠
ممنونم عزیزم:)
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠٨/٢٥
٠
٠
تابلوعه که خانوادشون دخالت میکنن وقتی بچه 17 و 18 سالشون رو میفرستن که بره این خطرات رو هم باید بپذیرن ، الان با قدیما خیلی فرق کرده من که کارشناس نیستم تا خوندم یه خانم 20 ساله که سه سال و خورده ایه ازدواج کرده احتمالا آقای داماد هم همین حدوداس خب این کاملا بچه بازیه فهمیدم که به احتمال خیلی خیلی زیاد خانوادش تو زندگیشون دخالت میکنن یعنی حق هم دارن !! فکر میکنم باید توی نمونه های عادی تری دنبال نمونه برای گزارشتون میبودید . من توی اطراف خودم کاملا واضح دیدم که وقتی زوجین به بلوغ فکری و عاطفی رسیدن کاملا میتونن رابطه با همسرشون و خانواده همسرشون و خانواده خودشون رو مدیریت کنن واقعا نمیتونم همچین خانواد هایی ور درک کنم که انقدر زود بچه هاشون رو میفرستن بره !!! خیلی بحثای دیگه هم هست که اینجا جاش نیست!
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠٨/٢٧
٠
٠
ببینید تا یک جاهایی منم باحرف شما موافق راجع به اینکه نباید خیلی زود ازدواج کرد اما وقتی هم خانواده با ازدواج دوتا جوون حالا توی هرسنی موافقت کردن یعنی میدونن که اون دونفر بزرگ شدن به بلوغ کامل رسیدن و خودشون میتونن تصمیم بگیرن ما نمیگیم راهنمایی نکنن نمیگیم همراهشون نباشن اما این مسئله با دخالت کاملا متفاوته!/ فکر میکنم از بین یک جمعیت آماری70نفری در همین رنج سنی که40 تاشون متاهل باشن این یک نمونه عادی باشه دیگه الان بیشتر دخترای ما درهمین رنج سنی ازدواج میکنن! :)ممنونم که وقت گذاشتین :)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٨/٢٥
٠
٠
مطلب خیلی خوبی بود خانوم بهزاد فر ، امیدوارم درس گرفته باشم ، ممنون :)
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠٨/٢٧
٠
٠
ممنونم جناب بزرگواری:)
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠٨/٢٦
٠
٠
امیدوارم ما جزو کسانی باشیم که حریم های زندگیشون رو حفظ میکنند :) | خیلی ممنونم خانوم بهزادفر
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠٨/٢٧
٠
٠
انشالله که همه بتونن برای زندگیاشون بهترین و درست ترین تصمیمات رو بگیرن :)خواهش میکنم استاد:) برای کمک و راهنمایی هاتونم یک دنیا ممنون:)
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥