شعر علیه شعر

شعر علیه شعر

نویسنده : hamid_kh

انگار مرد عاشق این قصه‌ها منم / آن پای لنگ دست چپ ماجرا تویی

از بخت بد، تو بخت منی، مثل بختیار: / «موجم ...» دریغ، ساحل بی انتها تویی

من شاعری که شعر درونش مشوش است / تو شعر شاعران سیه بخت دیگری

قصد سفر به جاده چالوس می‌کنم / این پیچ؟ نه، پشت همین انحنا تویی

از روی ریل دنده من کوچ می‌کنی / من مانده‌ام چگونه تو را باز دارمت؟

پنچر نمی‌شود بکنم چرخ این قطار / باید که ریل بشکنم، اینجا خدا تویی

«حتی دقیقه ای نشوی بی خدا پسر» / این حرف مادر از تو چه پنهان به دل نشست

گویا «الست» نقطه آغاز بین ماست / در صد روایت آمده است ابتدا تویی

من با نخ از عبور تو بر دار می‌شوم / چون بهمنی در آتش دل آب می‌روم

چندی ست تیر می‌کشم از بی تو بودنم / در من نفوذ کردی و این فتنه‌ها تویی

آخر سزای این عملت انفرادی است / تبلیغ علیه شعر چه جرمی، جنایتی !

از چشم‌های قاتلت اینجا شکایت است / اما همیشه لیلی بی ادعا، تویی !

در عاشقانه، لیل بی ادعای من! / همچون همیشه ثانیه‌ها پیر می‌شوند !

اما هنوز عاشق این قصه‌ها منم / اما هنوز، لنگ چپ ماجرا تویی  !

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٨/٢٨
٢
٠
حمید تو باید بیشتر شعر بگی، خیلی شعرات خوبن. کیف کردم
hamid_kh
hamid_kh
٩٤/٠٨/٢٨
٠
٠
آقا ایمان ما مخلصیم :)) لطفتو میرسونه ... حتما بیشتر می نویسم :)) نوش جانت :))
مرتضی
مرتضی
٩٤/٠٨/٢٨
٢
٠
:)
hamid_kh
hamid_kh
٩٤/٠٨/٢٩
٠
٠
بله :| کمرم شکست :/
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٨/٢٨
٢
٠
آخرش که رسید به اولش خیلی خوب بود :) عالی بود ... / مصراع آخر نباید دست چپ باشه؟
hamid_kh
hamid_kh
٩٤/٠٨/٢٩
٠
٠
مرسی ممنون :)) ... نه دیگه ، دست و پا رو حذف کردم اما هنوز (پای) لنگ (دست) چپ ماجرا تویی ! :))
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٤/٠٨/٢٨
٢
٠
خیلی زیبا بود ولی واسه اینکه مفهوم شعر رو بفهمم باید آروم آروم بخونم که متوجه بشم :دی. .. امیدوارم همیشه شعر بگین، موفق باشید (:
hamid_kh
hamid_kh
٩٤/٠٨/٢٩
٠
٠
ای بابا خجالتمون دادین :)))) مرسی از شما امیدوارم همیشه شعرامو دوس داشته باشین و لذت ببرین :))))
__Mahdie__Fa__
__Mahdie__Fa__
٩٤/٠٨/٢٩
١
٠
خوب بود! لنگ چپ :| لنگ دست چپ :|
hamid_kh
hamid_kh
٩٤/٠٨/٢٩
٠
٠
والا با این وضعی که شما گفتین بیشتر بد بود :|
admincheh
admincheh
٩٤/٠٨/٣٠
١
٠
آقا مگه چرخ قطار پنچر می شه ، چرا با احساسات اطلاعات عمومی من بازی می کنید خب :|لازمه باز یادآور شعر اسیر گیسو شم یا خودتون می دونید اون شعر بهتری ِ ؟:دی
hamid_kh
hamid_kh
٩٤/٠٨/٣٠
٠
٠
خب دیگه چون پنچر نمیشه باید ریل بشکنم :)) نه نه نه ... همون شعر اسیر گیسو فقط ... چراااااا ؟؟؟ چرا شعر اسیر گیسو رو من اینقدر دوس ندارم ؟؟؟ آقا شعر 20 و 20 / 31 رو حتما بخونید هااااا در صف انتشاره :))))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٩/٠١
١
٠
سلام جناب حمیدآقا:خیلی زیبابود.همواره سلامت وشادکام باشید
hamid_kh
hamid_kh
٩٤/٠٩/٠١
٠
٠
فدای شما :)) همینطور شما :)) مرسی از وقتی که گذاشتین :))
٩٤/٠٩/٠٢
٠
٠
سلام زنده باشید.دلتنگتان بودم.
MONA-R
MONA-R
٩٤/٠٩/١٢
٠
٠
چقد پر مفهوم! آدم گیج میشه باید اروم بخونه تا بفهمه !! ولی خیلی قشنگ بود
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
بلال فروشی ناموفق

سیگارت بهمن / قسمت دوم

٩٥/١١/٠٣
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات