آدم شدن چه مشکل!

آدم شدن چه مشکل!

نویسنده : mohammadreza_mir

در این روزهای سرد پاییز، هنگام قدم زدن میان برگ‌های زرد از شاخه افتاده درختان، با خودم فکر می‌کنم که چگونه زندگی‌ام را گذرانده‌ام؟ چگونه هر روز را به پایان رسانده‌ام؟ و آیا با این وجود می‌توانم برای آیندگان و فرزندان و دوستانم الگویی مفید و قابل اعتماد باشم! به این می‌اندیشم که واقعا توانسته‌ام الگویی مطمئن برای خودم پیدا کنم؟

در زندگی روزمره ما آدم‌ها، همیشه انسان‌هایی بوده‌اند که آمده‌اند و رفته‌اند و ما به عنوان الگو انتخابشان کرده‌ایم. چه بسا آدم‌هایی که آنان را به عنوان معیارهای زندگی پر پیچ و خم خودمان قرار می‌دهیم؛ ولی آیا واقعا این الگوهایی که ما انتخاب می‌کنیم بر حسب معیارهای انسانی هستند و یا مادیات!

وقتی پای صحبت دوستانم می‌نشینم و از آنها در مورد الگوهای زندگی‌شان می‌پرسم، خیلی از آن‌ها می‌گویند فلان شخص را با آن پول و درامد و یا فلان دانشمند را با آن علم و دانش، الگوی زندگیم قرار داده‌ام.

اما زندگی ما بر اساس پول و مقام است یا انسانیت؟! آیا ما نباید انسانیت را به عنوان هدف زندگی‌مان انتخاب کنیم و پول و مقام و دانش را به عنوان راهی برای رسیدن به هدف‌ها و کامل کردن انسانیت خود به کار ببریم؟!

ثروت همیشه باعث بیداری انسانیت در ما نمی‌شود که تاریخ گواه آن است. چه انسان‌هایی که با داشتن علم بسیار باعث نابودی بشریت شده‌اند و چه ثروتمندانی که با حرص و طمع باعث تباهی خود شده‌اند.

در همین رابطه در فرهنگ ما ضرب المثل‌های زیبایی وجود دارد؛ «ملا شدن چه آسان، آدم شدن چه مشکل»

پس بیاییم انسانیت را الگوی خود قرار دهیم که چه بسیار اندیشمندانی بودند، که با شناخت خود و بدست آوردن حقیقت درون خود راه درست را پیدا کرده‌اند و زندگی خودشان را ساخته‌اند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_etemadi
f_etemadi
٩٤/٠٨/٢٨
١
٠
کاش الگو های درست رو انتخاب کنیم و متقابلا الگوی خوبی برای نسل بعد باشیم.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
نمی خواهم برگردم

حجره بهشت

٩٦/٠٣/٢٧
تبلیغات
تبلیغات