فرجام من و جیم و جام شله + عکس
پشت پرده یک دیدار جیمی

فرجام من و جیم و جام شله + عکس

نویسنده : PDrAM

نزدیک هشت شب در مترو بودم. از فرط خستگی گوش‌هایم هم سنگین شده بود.

«ایستگاه پارک ملت...» چه عمل سختی بود. پاهام ذوق ذوق می‌کرد. از صبح که توی بخش بودم و کلنیک. ساعت12هم تا الان سرپا توی اتاق عمل بودم، تومور مغزی، چه اسم چندش آوری، آن هم اندازه‌ی توپ بیسبال. یکهو مریض توی ذهنم آمد، خانمی که از عید پارسال سردرد گهگاهی داشته، به دکتر تجربی و عطاری‌ها رفته بود و بهش دارو گیاهی داده بودند، به این فکر کردم که برای ضعیف شدن چشمش هم دارو داده بودند، بدون این‌که راهنمایی‌اش کنند به یک متخصص مغز و اعصاب.

«ایستگاه آزادگی...» صبح بستری شده بود. سوالش این بود که دو تا بچه کوچک دارم. دوباره می‌توانم ببینم‌شان یا نه؟ چشمانم خوب می‌شود یا نه؟ دکتر هیچ قولی بهش نداده بود، اعصاب بینایی‌اش سخت درگیر شده بود، با توجه به وسعت تومور زنده ماندنش هم بعد عمل جای شکر داشت.‌

«ایستگاه فلسطین...» حدود هشت است. کاش به موقع برسم دفتر جیم. بعد چند ماه گفتند بیا جایزه‌ات را بگیر. درمسابقه عکاسی سفره‌ی افطار، یک سطل شله برنده شده بودم. البته معلوم نیست شله باشد. چون روز دقیقی مشخص نکرده بودند. چه جایزه دلچسبی، یک سطل شله‌ی گرم. لبخندی بر روی لبانم نشست.

ایستگاه بعدی پیاده شدم. پاهام هنوز ذوق ذوق می‌کرد. کمرم درد می‌کرد. باتری گوشی‌ام تمام شده بود. آدرس دقیق را به یاد آوردم. قدم‌هایم را تندتر کردم. گفتم زودتر بروم که بچه‌های جیم را ببینم. یادم می‌آید بیش از 4 سال قبل، زمانی که جیم تازه راه افتاده بود پیامک زدم به شماره‌اش، گفتم یک شاعر طنز لازم ندارید توی دست و بالتان؟ فک نمی‌کردم از سامانه جواب هم بدهند به کسی ولی جواب آمد «نه ممنون!»

شاید اگر جواب‌شان آری بود من الان یک روزنامه نگار یا خبرنگار بودم. رشته ادبیات می‌رفتم و شعرم را با شتاب بیشتری رشد می‌دادم و همچون یکی از شاعران جوان مشهور می‌شدم ولی من در حق استعدادم ظلم کردم.

هنوز نهار نخورده بودم، هوا هم سرد شده بود. وارد ساختمان جیم شدم. درب واحد بسته بود. در زدم. ایمان فروزان‌نیا بود فقط با یکی دیگر از همکاران جیمی. توقع داشتم افراد بیشتری را ببینم. ولی ساعتی خوش در کنار این عزیزان بودم. خستگی‌ام در رفت. گوشی‌ام شارژ شد و با یک سطل خالی از شله با سایز متوسط راهی خانه شدم.‌

این است جزای کسی که به خاطر یک سطل شله برای اولین بار تمایل به شرکت در مسابقات سایت جیم کند. 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
حنا خانوم
حنا خانوم
٩٤/٠٨/٢٠
١
٠
فقط سطل بود یعنی ؟ :)))) آقا انگیزه م برای مسابقه های بعدی از بین رفت خب =)))))
v-qavam
v-qavam
٩٤/٠٨/٢٠
١
٠
مطلبت عالی بود محمد جان خخخخخ خسته هم نباشی:) راستی خانومه چی شد آخرش؟ اون سطل رو گذاشتی اونجوری روی سر اقای فروزان نیا الان زنده ای یا با هماهنگی قبلی بوده؟ خخخخخ
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٨/٢٠
١
٠
هماهنگ بوده وحید جان خیالت راحت
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٨/٢٠
١
٠
موها رو چرا کوتاه کردین اقای فروزان ؟ حالا ما می خواستیم بیایم با پشت موهاتونوعکس بندازیم :-) از بیخ رفتین زدبن :-) هر وقت بلند شد بگید من بیام عکس بندازم :-)
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٨/٢١
٠
٠
سلام و درود:) چاکریم وحید جان....خانومه رو دوروز پیش از ICUدر آوردند..دیروز دیدمش..حالش عمومیش خوب بود...ولی چشماش هیچ تغییری نکرده بود.
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٨/٢١
٠
٠
عرض تشکرات فراوان هم از جناب فروزان نیا عزیز:)
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٨/٢١
٠
٠
حتما خبرت میکنم بهمنی، خیالت تخت
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠٨/٢٠
١
٠
:خخخخ یه سوال اون سطل رو چطوری تا خونه بردی؟ همینجوری دستت گرفتی؟ :خخخخ
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٨/٢١
٠
٠
سلام و درود به علیرضا عزیزم....مثل مرد با یک دستم کیف و تابلو رو گرفتم...با دست دیگم سطل خالی رو...مدیونی فک کنی تو مترو همه نگاه میکردند که دارم میرم کجا با سطل خالی سایز متوسط شله و چند بار تغییر مسیر دادم گمم کنند... خخخخ
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٨/٢١
٠
٠
خخخخخخخخخ
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٤/٠٨/٢٠
١
٠
سطل طلایی جیم پس تقدیم شد به شما ...ممنون از اینکه پشت پرده های جیم را برملاکردین....
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٨/٢١
٠
٠
سلام و درود...بلی...خواهش میکنم...وظیفه ی کاربر دوستانم ایجاب میکرد به افشاگری...خخخخخ
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٨/٢٠
١
٠
من الان نگران خودم شدم. آخه یادم نیست سر چه جریانی ولی سر یه جریانی دوستان جیمی رو تهدید کردم که هروقت بیام مشهد باید یه دیگ شله بهم بدین. دارم فکر میکنم یه دیگ خالی آهنی رو چه جوری بیارم تهران؟:))))
v-qavam
v-qavam
٩٤/٠٨/٢٠
٢
٠
عالی بود خخخخخخخ
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٨/٢٠
٢
٠
:))))
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٨/٢١
١
٠
سلام و درود لر شما....واقعا عالی بود....خخخخ...میتونید از این نیسان آبیها کمک بگیرید یا با هواپیما پست کنید...خخخخ
admincheh
admincheh
٩٤/٠٨/٢٣
٠
٠
:دی
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٨/٢٠
١
٠
بهتون نگفتن که اون سطل رو بذارید تو ویترینتون که هر روز ببینیدش برای ما خیلی مهمه؟ O_o
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٨/٢١
٠
٠
سلام و درود...نه نگفتند...واقعا چرا نگفتند!؟...لطفا مسعولبن رسیدگی کنند.....!؟
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٨/٢٠
١
٠
خب بندگان خدا راست گفتند دیگه :سطل شله یعنی سطلی که مخصوص گرفتن شله است که در ایام محرم و صفر بیشترین کاربرد را دارد :))باور ندارین به لغت نامه دهخدا مراجعه کنین (:
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٨/٢١
٠
٠
سلام و درود....نه خوب سطلهای قدیم ارج و قرب بیشتری داشتند....یادم یه سطل هایی بود اون قدیما هم قد خودمون بود...قرمز و بزرگ...اونهایی که از اونها نداشتند از سطل های بزرگ رنگ استفاده میکردند...ولی تو صفهای شلوغ شله این سطلها به غارت رفتند و منفرض شدند.
فائزه
فائزه
٩٤/٠٨/٢٠
١
٠
=))) عالیییییی :دیییی
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٨/٢١
٠
٠
سلام و درود...خیلی هم متشکرات.
neyosha
neyosha
٩٤/٠٨/٢٠
١
٠
خخخخخخ, یعنی خالیه خالی؟خخ
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٨/٢١
٠
٠
سلام و درود. خیلی توش رو نگاه کردم ولی در عین ناباروری خالی خالی بود...خخخ
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/٠٨/٢٠
٢
٠
سطل خالی :O اون آقاهه کیه توی عکس کنارتون ؟ آقای فروزان که نیستن ؟ هستن :O ? امان از پارتی آقا امان از پارتی ما هم توی این شعر و شاعری خاطرات در بسته زیاد داریم ...هعی
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٨/٢١
٠
٠
سلام و درود... بلی...دوست عزیزم جناب فروزان نیا هستند...پارتی بازی..!؟...مگه میشه!؟....مگه داریم!؟
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٨/٢١
٢
١
خخخ :)) ... اقتصاد مقاومتی که میگن دقیقا همینه
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٨/٢١
٠
٠
سلام و درود...خخخ..نه تلاشتون رو بکنید...مورد داشتیم منوپاد هم جایزه دادند.!!!
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٨/٢١
٠
٠
این مال حنا خانم بود اومد پایین
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٨/٢١
٠
٠
سلام و درود بر جناب حمیدخان عزیز... وااا ما خسته بودیم....بچهای جیم هم خسته بودند.. ..اقتصادی بود ولی مقاومتی نبود.....خخخخخ
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/٠٨/٢١
١
٠
لذتی كه توی سطل خای هست توی سطل پر از شله نيست خخخخخخ
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٨/٢١
٠
٠
چطوری حساب کردین تینو اونوقت!؟
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/٠٨/٢١
٠
٠
اينجور مسايل جساب كردنی نيستو احساس كردنی از اونجايی كه اين سطل خای احساسات هم رو جريه دار كردبود عرض كردم .
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٨/٢٣
٠
٠
اوهوم..کاملا همینطوره
__Mahdie__Fa__
__Mahdie__Fa__
٩٤/٠٨/٢١
٠
٠
شاید اگر جواب‌شان آری بود من الان یک روزنامه نگار یا خبرنگار بودم. رشته ادبیات می‌رفتم و شعرم را با شتاب بیشتری رشد می‌دادم و همچون یکی از شاعران جوان مشهور می‌شدم ولی من در حق استعدادم ظلم کردم. // آخی :)))) // مبارکتون باشه :))
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٨/٢١
٠
٠
سلام و درود...خیلی ممنون ...چی مبارکم باشه:)
Anis
Anis
٩٤/٠٨/٢١
٠
٠
خخخخخخخ ندادن بهتون ینیییی؟! عجبببببب! مرسی از اطلاع رسانی ! دیه مسابقه های جیمو شرکت نمیکنم!
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٨/٢٣
٠
٠
مگه شما مسابقه به نیت جایزه شرکت میکنید...خخخخ...سعی کنید از خود مسابقه لذت ببرید:)))
راتا
راتا
٩٤/٠٨/٢١
١
٠
ینی دم بچه های جیم گرم.....نه خوشم اومد.....ازشماهم ممنون نوشته دلچسبی بود:)
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٨/٢٣
٠
٠
نوش جانتان:)))
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٨/٢٣
١
٠
اینقدر دیر اومدی محمد که شله ها رو بچه ها خوردن :)
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٨/٢٣
٠
٠
نوش جونشون...قسمت نبوده حتما:)))
admincheh
admincheh
٩٤/٠٨/٢٣
١
٠
:دی ! نیت خالص که ندارین همین میشه دیگه =)
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٨/٢٣
٠
٠
بلیا...کاملا همینطوریاست....ولی خوب مگه میشه با وجود شله نیت خالص داشت...خخخخخ
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤