هر از گاهی نوعی نژاد پرستی خفیف در من بروز می‌کند. مثلا مدتی قبل با دوستی که رفته آلمان درس بخواند و البته من معتقدم که اگر درسخوان بود همین جا می‌نشست مثل بچه آدم درسش را می‌خواند داشتیم حرف می‌زدیم. او از مردم مهربان آن‌جا حرف می‌زد و از نظم و ترتیب‌شان و گفت اگر پولش را داری بلند شو یک سر بیا این‌جا. گفتم پس یک میخ فولادی بلند بگیر و برایم نگه‌دار تا روزی که بیایم. گفت حالا چرا میخ؟ گفتم می‌خواهم همه بنزهای آلمانی را خط خطی کنم. رفیقمان گمان کرد که شوخی می‌کنم و خندید و آفلاین شد. اما من روزی این کار را خواهم کرد. شاید به خاطر گلِ کلیزمن که از جام جهانی حذف‌مان کرد. یا شاید به دلیل این‌که به لهستان مظلوم حمله کردند و و پدربزرگم این‌جا از زور گرسنگی آن ریشه تلخ خار را خورد و تا آخر عمر تلخی‌اش توی گلویش ماند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٨/٢٣
٢
٠
یک بنده خدایی داشت تعریف می‌کرد. میگفت: یک نفر اومد روستای ما، آدرس پرسید. گفتن اهل کجایی؟ به نظر غریبی؟ گفت آره اهل اکبر آبادم مثلا. اهالی روستا هم گرفتن تا میخورد زدنش. رفتم جلو گفتم چرا میزنین اینو. گفتن آخه همین ماه قبل شاتر حسن رفته اکبر آباد، اونجا گرفتن کتکش زدن. گفتم خوب مگه این بابا همون بوده که زدش؟! گفتن نه! ولی از هم ولایتی‌هاش بودن حتما!!! منطق اهالی روستا به منطق این مطلب خیلی نزدیک بود
m_r_amani
m_r_amani
٩٤/٠٨/٢٣
٠
٠
بالاخره دل آدم باید یه جوری خنک بشه. معمولا هم با ظلم...
پربازدیدتریـــن ها
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
تبلیغات
تبلیغات