همیشه با خودتان فکر می‌کنید حتما باید باران باشد و یک هوای خاص تا یاد کسی بیافتید یا به قول معروف هوا باید دو نفر باشد!

اما نه! گاهی وقتی زیر نور خورشید می‌ایستی. یاد کسی می‌افتی، چون می‌سوزی، می‌سوزی و خب همیشه سوختن هم بد نیست. گاهی باید پشت دست را با یک چیزی سوزاند تا جایش بماند.

تا یادت نرود چه بوده، چه شده، چه شدی، چه بودی‌

تب سرد ...

«ت» / مثل / تردید، مثل / عشقی که / حتی / بی من هم / می‌گفت و می‌خندید

«ب» / مثل / بارون، مثل / یک شب / بی تو / صد سال / آروم گریون، داغون

«سین» / مثل / سر درد، مثل / اون / جمله که / فضای/  چشماتو / بی هوا / تــر کرد

«ر» / مثل / رهایی، مثل / تموم / اون / لحظاتی / که  می‌خوام / ندونم /  کجایی

«دال» / مثل / دلتنگی، مثل / وقتی  که / دست خالی/ با خاطره‌هاش/ می‌جنگی

(محمدرضا ناصری نژاد )

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
naser_j
naser_j
٩٤/٠٨/٢١
٠
٠
)):
admincheh
admincheh
٩٤/٠٨/٢٣
٠
٠
ای بابا ، ما فکر نمی کردیم چغکا تب سرد بگیرن که ..
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
از والیبالیستی تا خوابیدن با چشم های باز

معلم ها در گذر زمان

٩٦/٠١/٣١
کارهای عجیب ما

رنج فضای مجازی

٩٦/٠٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات