می‌گویم خوبم و لبخند می‌زنم

می‌گویم خوبم و لبخند می‌زنم

نویسنده : h_negar

این روزها هرکس که می‌پرسد حالت چطور است؟

می‌گویم: خوبم 

و لبخند می‌زنم

اما ناگهان حسی درونم سرزنشم می‌کند

حسی به اسم وجدان !

بی اعتنایی‌اش می‌کنم.

این روزها هرکس که می‌پرسد حال او چطور است؟

می‌گویم خوب است

و لبخند می‌زنم

اما ناگهان چیزی درونم فرو می‌ریزد

چیزی به اسم دل !

نمی‌توانم بی‌اعتنایی‌اش کنم

این بار لب‌هایم که نه، اشک‌هایم لبخند می‌زنند ...

(نگار حمیدی مقدم)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٤/٠٨/٢٥
٠
٠
ای بابا ، ای بابا :) بسوزه پدر این عشق و عاشقی که این طور پیچیده به پر و پای اشعار جوانان ما :دی
h_negar
h_negar
٩٤/٠٩/٠٥
٠
٠
واقعا واقعا... امان ازین عشق امان :)
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/٠٨/٢٥
٠
٠
که عاشق شدن قبل ویرونیه ....
h_negar
h_negar
٩٤/٠٩/٠٥
٠
٠
واقعا درست و زیبا فرمودین دوست عزیزم
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٨/٢٥
٠
٠
دلت که فروبریزه دیگه اول عاشقیه ....((:
h_negar
h_negar
٩٤/٠٩/٠٥
٠
٠
دقیقا همینه
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١
چند خطی درباره سانسور کتاب

سانسور ممکن نیست

٩٦/١١/٠٢
مرسی همه!

دلتنگت بودم

٩٦/١١/٠٢