بیا و بغلم کن. عجیب تنها شده‌ام و من حالا یک غمگین شده‌ام. کسی را می‌خواهم بغلم کند، سفت و آرامش بخش و طولانی. یک بغل می‌خواهم پر از ستاره، بغلی می‌خواهم که آرامش رفته‌ام را به من برگرداند.

غمگین شده‌ام، مانند عصرهای پاییزی، البته عصرهای پاییزی بیشتر از این‌که غمگین باشند دل چسپند، عجیبند. همین امروز که به خانه برمی‌گشتم و لایه‌ای از برف روی ماشین‌ها را گرفته بود و هوا مه شده بود، راهم را طولانی کردم، کوچه پس کوچه‌ها را دور زدم، برگ‌ها را جمع کردم، بهشان لبخند زدم و بغلشان کردم، مه را نفس کشیدم تا پر از پاییز شدم و من حالا یک پاییز شده‌ام...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٨/١٩
٠
٠
قشنگ بود فاطمه خانوم ، روزهای پاییزی زیبایی رو براتون آرزو میکنم :)
f_maveddat
f_maveddat
٩٤/٠٨/٢٠
٠
٠
سلآم؛ پاییز فصل آرامشه.... مرسی قشنگ نوشتی.....قلمت مانا :)
آسو نویس
آسو نویس
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
پاییزتون قشنگ
سلما
سلما
٩٤/٠٨/٢٠
٠
٠
بیا بغلم :) ...نوشته خوبی بود ممنون از شما
آسو نویس
آسو نویس
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
ممنون :)))
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١