باران که شدى... / شعر

باران که شدى... / شعر

نویسنده : REZA_ZDR

باران که شدى مپرس، این خانه کیست

سقفِ حرم و مسجد و میخانه یکیست

باران که شدى،  پیاله‌ها را نشمار

جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست

باران! تو که از پیش خدا مى‌آیی

توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست

بر درگه او چون که بیفتند، به خاک

شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست

با سوره ى دل، اگر خدا را خواندى

حمد و فلق و نعره‌ى مستانه یکیست

این بى خردان، خویش، خدا مى‌دانند

اینجا سند و قصه و افسانه یکیست

از قدرت حق، هرچه گرفتند به کار

در خلقت حق، رستم و مورانه یکیست

گر درک کنى، خودت خدا را بینى

درکش نکنى، کعبه و بتخانه یکیست

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی
مرتضی
٩٤/٠٩/٠٧
٠
٠
با اجازه کپی( البته با ذکر منبع)
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٤/٠٩/١٠
٠
٠
خواهش .. آدرسشو بنویس...
Samira
Samira
٩٤/٠٩/٠٧
٠
٠
خیلی هم قشنگ بود :)
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٩/٠٨
٠
٠
احسنت بر شما حرف نداشت . ممنون .
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٩/٠٨
٠
٠
"درکش نکنى، کعبه و بتخانه یکیست" مرسی:)
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
آدم خوش قولی هستم

گل فروش

٩٥/١٠/٢٢
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

گفتار در هم عشق

٩٥/١٠/٢٣
تبلیغات
تبلیغات