عمله خوب خدا

عمله خوب خدا

نویسنده : mra

در فیلم «زیر نور ماه» آن‌جایی که طلبه جوان دارد وسایلش را جمع می‌کند تا پیش از مراسم عمامه گذاری به ولایتش برگردد و رفیق‌اش هم با حالتی غم زده بالای سرش ایستاده دیالوگ زیبایی هست که خیلی وقت‌ها توی ذهنم زنده می‌شود.

«فکر کردی این لباس پادشاهیه؟ نه، این لباس کاره. لباس عملگیه، عمله خوب داریم، عمله بد هم داریم. تو اگه می‌تونی برو عمله خوب خدا باش!»

چند سال پیش بر اثر سقوط از پشت بام پای چپم شکست. روزی که از بیمارستان ترخیص شدم دیدم پدرم با آژانس آمده دنبالم. ماشین‌اش توی پارکینگ خانه هم نبود. شب به شوهر خاله‌ام که آمده بود برای عیادت گفت که پزشک معالج چند میلیونی بیشتر از حق جراحی‌اش خواسته تا زودتر من را عمل کند.

دیشب پسر چهل روزه‌ام را برده بودم پیش یک دکتر بسیار حاذق که تعریفش را زیاد شنیده بودم. توی مطب برگه‌ای را چسبانده بودند به دیوار که«روزهای چهارشنبه و پنج شنبه صبح ویزیت بیماران رایگان است»

هر کدام از ما در هر کاری که هستیم به نوعی عمله خداییم. پس بیایید عمله خوب خدا باشیم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٨/١٨
٠
٠
مطلب قشنگی بود ... ممنون که دغدغه مند نوشتین :)
حنا خانوم
حنا خانوم
٩٤/٠٨/١٨
٠
٠
عالی گفتین مخصوصا جمله آخر :)
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٨/١٨
٠
٠
پس بیایید عمله خوب خدا باشیم؛ کاش بتوانیم و خدا توفیق را بهمان بدهد
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٨/١٨
٠
٠
راستی آقای امانی تولد پسرتون بعد از چهل روز مبارک؛ اسمش رو چی گذاشتید؟
امانی
امانی
٩٤/٠٨/١٨
٠
٠
خیلی ممنون. اسمش امیرفربده...
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٨/١٩
٠
٠
خوب شد گفتن عمله بد هم داریم و فضا را تماما گل و بلبل نشان ندادند:-) ممنون بابت انتخاب این متن
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٨/١٩
٠
٠
سلام ... من نمیخواهم «عمله » باشم. خدا كه نخواسته ما عمله باشیم. خدا ما را برتر آفریده. این عملگی مثل كسانی هستند كه زنجیر به گردن چهاردست پا میروند كربلا. ما جانشینان خدا در زمین هستیم.بهتر است دلایل خلیفة الله بودن انسان در زمین را سرچ نماید
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٨/٢٠
٠
٠
خدا دقیقا خواسته که ما عمله (عامل)‌ باشیم!
پربازدیدتریـــن ها
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت؟

توحش ناشی از بی‌ پولی

٩٦/٠٥/٢٩
فنجان چای

ایهام

٩٦/٠٥/٢٨
کوچه تان خالی از آن ها مباد!

معصوم نیوز

٩٦/٠٥/٢٨
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
همین برایم کافیست

نشانه عاشقی

٩٦/٠٥/٢٨
خرده شیشه دارند

ارتباط دوستی و آینه های قدی

٩٦/٠٥/٢٦
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
کجای دنیا را قرار است بگیریم؟

قدرتی به نام عرف

٩٦/٠٥/٣٠
صدای نفس هایمان را می شنیدیم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت دوم

٩٦/٠٥/٣١
راس ساعت 8

تردید

٩٦/٠٥/٢٤
حال عجیبی داشتم

اولین قرار عاشقی

٩٦/٠٥/٣١
چند خطی برای خاتونم...

تفاوت شخصيت

٩٦/٠٥/٣٠
شعری سروده خودم

پلک بزن

٩٦/٠٥/٢٨
چند خطی برای امام مهربانی ها

تو هدیه امام خوبم هستی!

٩٦/٠٥/٢٥
تبلیغات