در فیلم «زیر نور ماه» آن‌جایی که طلبه جوان دارد وسایلش را جمع می‌کند تا پیش از مراسم عمامه گذاری به ولایتش برگردد و رفیق‌اش هم با حالتی غم زده بالای سرش ایستاده دیالوگ زیبایی هست که خیلی وقت‌ها توی ذهنم زنده می‌شود.

«فکر کردی این لباس پادشاهیه؟ نه، این لباس کاره. لباس عملگیه، عمله خوب داریم، عمله بد هم داریم. تو اگه می‌تونی برو عمله خوب خدا باش!»

چند سال پیش بر اثر سقوط از پشت بام پای چپم شکست. روزی که از بیمارستان ترخیص شدم دیدم پدرم با آژانس آمده دنبالم. ماشین‌اش توی پارکینگ خانه هم نبود. شب به شوهر خاله‌ام که آمده بود برای عیادت گفت که پزشک معالج چند میلیونی بیشتر از حق جراحی‌اش خواسته تا زودتر من را عمل کند.

دیشب پسر چهل روزه‌ام را برده بودم پیش یک دکتر بسیار حاذق که تعریفش را زیاد شنیده بودم. توی مطب برگه‌ای را چسبانده بودند به دیوار که«روزهای چهارشنبه و پنج شنبه صبح ویزیت بیماران رایگان است»

هر کدام از ما در هر کاری که هستیم به نوعی عمله خداییم. پس بیایید عمله خوب خدا باشیم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٨/١٨
٠
٠
مطلب قشنگی بود ... ممنون که دغدغه مند نوشتین :)
حنا خانوم
حنا خانوم
٩٤/٠٨/١٨
٠
٠
عالی گفتین مخصوصا جمله آخر :)
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٨/١٨
٠
٠
پس بیایید عمله خوب خدا باشیم؛ کاش بتوانیم و خدا توفیق را بهمان بدهد
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٨/١٨
٠
٠
راستی آقای امانی تولد پسرتون بعد از چهل روز مبارک؛ اسمش رو چی گذاشتید؟
امانی
امانی
٩٤/٠٨/١٨
٠
٠
خیلی ممنون. اسمش امیرفربده...
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٨/١٩
٠
٠
خوب شد گفتن عمله بد هم داریم و فضا را تماما گل و بلبل نشان ندادند:-) ممنون بابت انتخاب این متن
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٨/١٩
٠
٠
سلام ... من نمیخواهم «عمله » باشم. خدا كه نخواسته ما عمله باشیم. خدا ما را برتر آفریده. این عملگی مثل كسانی هستند كه زنجیر به گردن چهاردست پا میروند كربلا. ما جانشینان خدا در زمین هستیم.بهتر است دلایل خلیفة الله بودن انسان در زمین را سرچ نماید
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٨/٢٠
٠
٠
خدا دقیقا خواسته که ما عمله (عامل)‌ باشیم!
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات