زیر بارون با توام

زیر بارون با توام

نویسنده : m_mo

باران می‌بارد. در گوشه پیاده رو می‌ایستم. به آدم‌ها نگاه می‌کنم، به مردی که داخل ساندویچی دارد ساندویچش را تند تند می‌خورد. پیش خودم فکر می‌کنم لابد می‌خواهد سریع‌تر به محل کارش برگردد و مقدار کمی پول بیشتری دربیاورد، احتمالا تمام فکرش پیش محل کارش است و مزه ساندویچی که می‌خورد را حس نمی‌کند. چه معامله جالبی، به دست آوردن اندکی پول در ازای لذت نبردن از مزه ساندویچ.

مردم در حال دویدن هستند که مبادا زیر باران خیس شوند، خیلی‌های‌شان چترهای‌شان را به سر گرفته و به سمتی حرکت می‌کنند، به کجا؟ نمی‌دانم. چشمم به پسرک فال فروشی می‌افتد که فال‌هایش را گذاشته روی صندلی ایستگاه اتوبوس تا سقف ایستگاه مانع خیس شدن آن‌ها شود ولی خودش کمی آن‌طرف‌تر زیر باران ایستاده و دارد خیس می‌شود. به خودم نگاه می‌کنم که زیر باران خیس می‌شوم، انگار فقط من و پسرک داریم از باران لذت می‌بریم.

پیشش می‌روم و می‌پرسم فالی چند؟ می‌گوید فالی پونصد. یک دو تومانی از توی جیبم در می‌آورم و بهش می‌دهم و می‌گویم بقیش مال خودت. با تندی می‌گوید من گدا نیستم آقا و یک اسکناس هزاری و یک پونصدی بهم پس می‌دهد. شاید خیلی از این مردم از پسرک فال فروش پول بیشتری در بیاورند ولی مطمئنم پسرک از زندگی بیشتر لذت می‌برد.

فال را باز می‌کنم از ابیات حافظ سر در نمی‌آورم و به تعبیر فال نگاهی می‌اندازم، سفری در پیش داری و به هدفت خواهی رسید، فقط مغرور نشو و از این چرت و پرت‌هایی که برای همه ابیات حافظ به کار می‌برند. خنده‌ام می‌گیرد، یک لحظه فکر می‌کنم می‌شود حتی به این چرت و پرت‌ها هم خندید و خنده یعنی لذت بردن از زندگی، پس می‌شود از هر چیز زندگی لذت برد، مثل کاری که پسرک فال فروش می‌کند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٨/١٨
١
٠
قشنگ نوشته بودین ، چند دقیقه ای لذت بردم :)
m_mo
m_mo
٩٤/٠٨/١٨
٠
٠
سلام منم از نظر شما لذت بردم مایه دلگرمی این حقیر بود.
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/٠٨/١٨
١
٠
چشم هارا باید شست جور دیگر باید دید چتر ها را باید بست زیر باران باید رفت ... زیبا بود☺🌹
m_mo
m_mo
٩٤/٠٨/١٨
٠
٠
سلام نظر شما هم بسیار زیبا بود.ممنون از لطفتون.
na3er
na3er
٩٤/٠٨/١٩
١
٠
زیبا و پر از احساس...
m_mo
m_mo
٩٤/٠٨/١٩
٠
٠
نظر شما هم برای من زیبا بود و پر از امید،ممنونم دوست خوبم.
m_mo
m_mo
٩٤/٠٨/١٩
٠
٠
ببخشید فراموش کردم سلام عرض کنم.
مرتضی
مرتضی
٩٤/٠٨/١٩
٠
٠
۱- زیر هر بارونی نمیشه واستاد، چون بعضی موقع ها شدت زیاده هوا هم سرده قندیل می بندیم.۲- به نظرم جمله ی من و پسرک فقط زیر بارونیم داریم لذت می بریم یه جوریه.۳- الحمدالله که شما هم به چرت و پرت بودن فال حافظ اعتقاد دارین
m_mo
m_mo
٩٤/٠٨/١٩
٠
٠
سلام 1-اگه اهل عشق باشی زیر هر بارونی میشه خیس شد حتی اگه قندیل ببندیم2-دقیقا چه جوریه؟3-منظورم چرت و پرت بودن خود فال حافظ نبود تعابیری که براش به کار میبرن چرته،مورد داشتیم تو تعبیر اشعار حافظ آوردن از اینترنت دوری کن در کل مرسی از نظر شما،برای بنده نظر شما قابل احترامه
مرتضی
مرتضی
٩٤/٠٨/٢٠
١
٠
ممون که جواب دادید
مرتضی
مرتضی
٩٤/٠٨/١٩
١
٠
در کل، تشکر که کوتاه بود و تونستم بخونم این مطلب رو
admincheh
admincheh
٩٤/٠٨/١٩
١
٠
:)))))))))
m_mo
m_mo
٩٤/٠٨/١٩
٠
٠
سلام الان خوشتون اومده،دارید به مسخره میخندید،دقیقا چیه این :)))))))) خوبه منم بگم :((((((((( از شوخی بگذریم به نظرم خوشتون اومده مرسی بابت نظرتون.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣