گیر بی‌جا: این قسمت صدف طاهریان

گیر بی‌جا: این قسمت صدف طاهریان

نویسنده : پیک

آقا جان دست از سر این بنده خدا بردارید! هنر پیشه ‌تراز اول مملکت را دادید رفت، هنوز هم پشت سرش حرف می‌زنید! این‌که یک ستاره پیدا بشود بخواهد چهره زشت و منفور سینمای ایران را که سال‌هاست مخفی مانده نشان بدهد چه اشکالی دارد!

آقاجان نمی‌شود در این سینما بود و بدون پارتی و فساد درخشید. حالا آن‌هایی که ادعا می‌کنند می‌شود را نمی‌دانم چطور شده، مهم این است که برای بازیگری مثل خانم طاهریان فساد اجباری غیرقابل تحمل است. چرا گفتم اجباری، خب چون اگر اختیاری باشد که اشکالی ندارد. خودش بوده و دلش خواسته است.

چرا چشم دیدن پیشرفت هموطن‌تان را که این همه راه کوبیده و از دست گرگ‌های شرور فرار کرده تا در عرصه هنر به تعالی برسد، ندارید. چرا نمی‌گذارید چهار تا دقیقا این طرف فیلم بازی کرده، چهار تا هم آن طرف بازی کند؟! چرا به تعداد فالوورهایش حسادت می‌کنید؟ اصلا خود من یکی از فالوورهایشان هستم که راه و سلوک ایشان را به همراه عکس‌های آن‌ور آبی‌شان «میپسندم».

خلاصه که درست است غم از سینما رفتن چنین عزیزی سخت است ولی شما صبر کنید بر از دست رفتن نبوغ‌های مملکت‌مان!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٨/١٢
٠
١
جالب بود آقای شاه عالمی / ممنون/جدا شما هم یکی از فالوورهای ایشون هستین که ...... :)))
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٨/١٢
٠
٠
سپاسگزارم خانم خوراشادی(اگه اشتباه گفتم پوزش) بله!اصلا من سال ها رهروی راهش بوده,هستم خواهم بود :)))
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٤/٠٨/١٢
٠
٠
درود بر شما.چیزی که جالبه اینه که تمام نقدهای صحیح و درستتون رو در قالب تعریف داستان خانم طاهریان گفتین.به اصطلاح با یه تیر ده پونزده تا نشون زدین
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٨/١٢
٠
٠
درود برادر :) لطف دارین :)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/٠٨/١٣
٠
٠
جالبناک بود :D
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٨/١٣
٠
٠
ممنون :)
elnazi
elnazi
٩٤/٠٨/١٣
٠
٠
جالب بود!موفق باشید...
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٨/١٣
٠
٠
ممنون :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤