مردم و زنده شدم دوش٬ کس آگاه نشد 

از غم آکنده شدم دوش٬ کس آگاه نشد 

چشم گریان شد و دل از غمِ بی حد ترکید 

دشمنِ خنده شدم دوش٬ کس آگاه نشد 

درمصافِ غم و دردِ دلِ من با شادی 

باز بازنده شدم دوش، کس آگاه نشد 

دلِ بشکسته و ناامید و یأس آلوده 

بهرِ آینده شدم دوش٬ کس آگاه نشد 

ازهمه کرده و ناکرده و کل عمرم 

من سرافکنده شدم دوش٬ کس آگاه نشد 

پیشِ چشمم رژه رفتند٬ همه اعمالم 

زار بیننده شدم دوش٬ کس آگاه نشد 

عقده شد خنجرِ تیزی که بریده رگ را 

مرغِ سرکنده شدم دوش٬ کس آگاه نشد 

حامیم من٬ همه اندوه و غمی جان فرسا 

دردِ پاینده شدم دوش٬ کس آگاه نشد

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٨/١٤
٠
٠
خیلی خوب بود درود :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٨/١٩
٠
٠
سلام ودرودبرشما.ممنونم
elnazi
elnazi
٩٤/٠٨/١٤
٠
٠
ازغم آکنده شدم دوش....خیلی خوب بود..ممنون...منم دوسدارم شعربگم ولی نمیتونم!!موفق باشید...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٨/١٩
٠
٠
سلام خیلی متشکرم ازلطفتون.برای شعربایددایره لغات راافزایش دهیدوهرچیزی آهنگین که به ذهنتون میادرایادداشت کنیدوبعداصلاحش کنید.ضمنا بایداوزان و... شعررامطالعه بفرمائید.بعدهم با تمرین وکوشش میشه شروع کرد.پیروزباشید
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٨/١٤
٠
٠
سلام /خیلی زیبا بود آقای حسنی ،ممنون /شادی مستدام براتون آرزو می کنم .
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٨/١٩
٠
٠
سلام:سپاسگزارم.خداپناهتون.زنده باشید
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٨/١٤
٠
٠
مثل همیشه زیبا
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٨/١٩
٠
٠
سلام جناب تمجیدی:تشکرمیکنم ازمحبتتون.شادکام باشید
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/٠٨/١٤
٠
٠
با خوندن شعرتون نا خود آگاه یاد این بیت افتادم 👈 دوش سیلاب غمم تا به سر زانو بود امشب ای دوست چه تدبیر که بگذشت ز دوش ... خیلی زیبا بود قلمتون نورانی :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٨/١٩
٠
٠
سلام:خوشحالم که خوشتون آمده.خدایارتون
admincheh
admincheh
٩٤/٠٨/١٥
٠
٠
دلتون مالامال از شادی همیشه ، شعرتون همیشه پاینده
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٨/١٩
٠
٠
سلام:ایزدیکتانگهدارتان.سپاسگزارم ازحضوربامحبت شما
f_maveddat
f_maveddat
٩٤/٠٨/١٥
٠
٠
سلآم؛ خیلی هم زیبا و دلچسب :) مرسی از شما ...قلمتان مانا.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٨/١٩
٠
٠
سلام:ممنونم ازحضورگرم وتشویقتون.خدای رحمان یارتان باد
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠