اولین پاییز نبودنت

اولین پاییز نبودنت

نویسنده : ناصر جوادی
می‌دانستم نبودنت سخت می‌گذرد اما نه این گونه. راستش را بخواهی در همان روزهای سبز، چند باری کابوس نبودت را دیده بودم اما آن کابوس کوتاه کجا و این یک سال فراغ کجا...
هر روز با تو بودن مهمترین اتفاق تقویم من است تا ابد. رقص چادرت در باد پاییزی، خش خش دوست داشتنی برگ‌های خشک زیر پایمان، خاطره بستن چتر زیر باران مهر ماه، دویدن زیر رگبار تا ته کوچه و نگاه پیر مرد عابری که گفت زوج دیوانه!
خنده‌های‌مان و جواب تو به آن نگاه متعجب که گفتی: ما فقط عاشقیم 
نه نمی‌شود این‌ها را از یاد برد. یک سال می‌گذرد از کوچ ناگهانی تو، با پرستوها رفتی به سرزمین همیشه بهار. من مانده‌ام و رقص بی روح شاخه‌ها در باد سرد خزان دیده، برگ‌های بی ذوق باران خورده‌ای که در زیر گام‌های بی رمق من سکوت می‌کنند. درد دارد جای خالی تو در آغوشم...
هنوز در باورم نمی‌گنجد بعد از 365 روز رفتنت را با تابوتی که بوی جدایی می‌داد...
در این روزهای بی تو بودن دلم یک کلاف گنده خیال می‌خواهد.
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٨/١٢
٠
٠
خیلی زیبا بود و در عین حال غم انگیز .../ممنون آقای ناصر
naser_j
naser_j
٩٤/٠٨/١٢
٠
٠
سلام ،ممنون از شما لطف دارید.
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/٠٨/١٢
٠
٠
تو رفته ای و من هنوز باورم نمی شود ... غم تمام این جهان برابرم نمی سود ... هزار بار گفته ام به خود که رفته ای ولی ... به سادگی نبودن تو از برم نمی شود
naser_j
naser_j
٩٤/٠٨/١٢
٠
٠
))):
elnazi
elnazi
٩٤/٠٨/١٣
٠
٠
زیبابود...ممنون!موفق باشید
naser_j
naser_j
٩٤/٠٨/١٣
٠
٠
سپاس از شما
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٨/١٣
٠
٠
سفر خوش است اگر از سفر بیایی باز - سفر که سر به جدایی زند چه دشوار است .
naser_j
naser_j
٩٤/٠٨/١٤
٠
٠
):
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
تبلیغات
تبلیغات