تیشه غیرت / شعر
شعری سروده خودم

تیشه غیرت / شعر

نویسنده : PDrAM

گفته بودم که به دوری تو عادت کردم

شور خود کشتم و در شعر تو غفلت کردم

بعد چند ماه تو را دیدم و دل آتش شد

وای از این عشق و از این سوزش و ذلت کردم

حسبی الله و توکلت علیه و کفی

حیرت از سردی و توجیه و جوابت کردم

غرقه در آب کسی گشت و نکرد دامن خیس

ترس آب و غم ساحل شده، علت کردم

شایدم چون دگران در پی بازاری تو

حق آن داری ، غلط کرده مذمت کردم!

گر در آغوش دگر بینم و نفرین نکنم

همچو فرهاد و همان تیشه‌ی غیرت کردم

عاشقی جرم بزرگی است در این شهر غریب

حبس و اعدام تو خوش بوده که بدعت کردم

یا زمین ریز و یا درکش و لاجرعه بنوش

زاین چنین کهنه شرابی که ارادت کردم

(محمد ایوبی نیا)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
سلام ، واقعا خیلی زیبا بود /از خوندنش لذت بردم /تشکر از شما
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
سلام.و درود...خیلی ممنونم از لطفتان:)
admincheh
admincheh
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
حبس و اعدام تو خوش بوده که بدعت کردم :) قریحه ی شعری تون مانا
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
سلام و درود...خیلی ممنونم...شماهم قریحتون رو زنده نگه دارید:)
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٨/١٠
١
٠
خیلی هم خوب :)
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
سلام و درود بر جناب فروزان نیای عزیز...متشکرم بابات این همه سرعت در انتشار...و همچنین لطفتون...باشد که در جیم هم چاپ شود...خخخ
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٨/١١
٠
٠
ایشالا
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٨/١١
٠
٠
خیلی هم خوب؛ چه شعر خوبی. محمد جان اگر صلاح می دونی تلفن ات رو جواب بده. ما صد بار زنگ زدیم واسه این جایزه مسابقه عکاسی قبلی
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٨/١١
٠
٠
سلام وودرود بر جناب نادری عزیز...من میس کالی نداشتم و برام هم از ایرانسل پیامکی مبنی بر میسکال نیومده...احتمال داره شماره اشتلاه اومده باشه...بازم عذرخواهی میکنم...مجدد شمارم رو فرستادم.
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٨/١١
٠
٠
شعر خیلی زیباییست ممنون
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٨/١٢
٠
٠
سلام و درود....متشکرم از لطفتان
پربازدیدتریـــن ها
پیامی از تو

چایی را می‌ریزم همسرم

٩٦/٠١/٢٨
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
هنوز تو را به خدا نسپرده بودم

عجب غروب غریبی است!

٩٦/٠١/٢٧
شعری سروده خودم

غزلِ شیرین ترین تردید

٩٦/٠١/٢٨
داستان کوتاه

رنگ پریده تر

٩٦/٠١/٢٧
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
از رویای پرواز تا ...

زمین پیما

٩٦/٠١/٢٨
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
ازدواج اشتباه

خط فاصله

٩٦/٠١/٢٧
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
با همان سرعت و دقت

ضَرَبَ، ضَرَبا

٩٦/٠١/٢٧
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
احساساتی که ابراز نشدند

مادر، دوستت دارم تا آن سوی ابدیت

٩٦/٠١/٢٧
شاید بتوان شنید!

خدا را نمی‌توان دید اما...

٩٦/٠١/٢٨
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
تبلیغات
تبلیغات