Notice: Memcache::pconnect(): Server localhost (tcp 11211) failed with: Connection refused (111) in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 42

Warning: Memcache::pconnect(): Can't connect to localhost:11211, Connection refused (111) in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 42

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 72

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 75

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 95

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 98

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 33

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 36

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 49

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 52

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 65

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 68

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/comment.php on line 36

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/comment.php on line 39

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/most_seen.php on line 45

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/most_seen.php on line 48
جیم - پاییز لعنتی! www.jeem.ir

هنوز از طلوع خورشید چیزی نگذشته بود که با صدای رعد و برق از جایم پریدم. گیج و خوابالود دستم را دراز کردم و اولین پارچه‌ای که به دستم خورد را دور خودم پیچیدم و تلو تلو رفتم سمت تراس تا ببینم گلدان‌هایم در چه حالی اند و هوا چطور شده!

لعنتی؛ واقعا که پاییز یکهو می‌آید. همین جمله کافی بود تا خیلی چیزها زنده بشوند تا مرور خاطرات را شروع کنم و هزار تصویر و شعر توی سرم چرخ بخورد. چه روزها و احوالاتی، چه زاری و اشک‌هایی که به پایش ریختم. جوانی کردن‌ها به وقت چای و قهوه و گالری گردی‌ها، تب کردن‌ها و سرما خوردن‌های زیر باران، زیر سرم رفتن‌ها و خستگی‌ها، آخ هوار از پیاده روی‌هایم که این‌قدر می‌رفتم تا آشوب دلم را روی تمام سنگفرش‌ها جا بگذارم. یادم افتاد سایه وجود آشنایش کنارم بود و هرگز پاک نشد.

چشم‌هایم را بستم، داغی اشک‌هایم تنها نقطه گرم وجودم بود. غرق خاطرات شدم، عین روز جلویم ورق می‌خورد و محکم در را بستم. لعنت به پاییز را بلند گفتم تا نفرتم را از این خزان لیز به گوش فلک برسانم. وقتی چشم باز کردم قامتم توی آینه نقش بسته بود، پیرهن آبی امن مردانه‌اش کج و کوله توی تنم بهم می‌خندید! وقتی حلقه محکم دستانش دور کمرم نشست و پشتم به بودنش گرم شد وقتی صدای نفس‌هایش را کنار گوشم شنیدم، برگشتم. به حال به خودم آمدم، باورم شد که تمام کابوس‌ها بالاخره نقطه پایان داشتند و من بالاخره سهمم را از پاییز گرفتم و دیگر نمی‌تواند غصه دارم کند.

این‌قدر دور و دست نیافتنی بود، این‌قدر آن روزها درد داشت و سخت گذشت که هنوز هم وقتی به جای سایه‌اش حضور امنش را کنار خودم دارم باز باورش برایم یک سخت شیرین است.

نگاهش کردم، چشم‌های قشنگش می‌خندید، کلماتش گوشم را قلقلک داد: یادم نیار چقدر بد کردم، انگشترت رو همیشه دستت کن تا بودن همیشگیم لحظه‌ای هم یادت نره...

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٨/١٢
٠
٠
باز پاییز اومد خاطره و شکست و طلاق و هزارجور ناکامی اومد سراغ جوانهای مردم
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٨/١٢
٠
٠
خیلی زیبا بود خانوم خرمی. ممنون
پربازدیدتریـــن ها
عاشقش بودم اما...

بازگشت

٩٦/٠٧/٢٥
در برابرت سکوت کنم!

خیالت دیوانه ام می کند

٩٦/٠٧/٢٤
تو را پای رفتن نیست

كاش معشوقه ات برگردد

٩٦/٠٧/٢٦
پشت حصار غم هایم

غول اندوه

٩٦/٠٧/٢٤
آیا مشکی نماد افسردگی است؟

روانشناسی رنگ چادر

٩٦/٠٧/٢٧
سرانه مطالعه خیلی هم بالاست

تهران خیلی هم خوب است / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٣
پریشان حال

آفرین عشق

٩٦/٠٧/٢٥
سکه های بی ارزش

يا رفيق من لا رفيق له

٩٦/٠٧/٢٣
به سردی خاک و باران

مثل همه

٩٦/٠٧/٢٥
برای رفتن آماده می شوم

تهران-رشت

٩٦/٠٧/٢٢
داستان کوتاه

زمانی برای مرگ

٩٦/٠٧/٢٣
شعری سروده خودم

برای ترامپ

٩٦/٠٧/٢٤
می خواستم مهم ترین تصمیم زندگی ام را بگیرم

حامی نبودی

٩٦/٠٧/٢٢
شعری سروده خودم

راه گمشده

٩٦/٠٧/٢٢
یک مسیر تکراری

قدم زدن / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٦
نه می زنند، نه می روند!

کارِ بیخ‌دار

٩٦/٠٧/٢٧
شعری سروده خودم

آرام میان دشت شب

٩٦/٠٧/٢٦
به یادت لبخند می زنم

غروب پاییز

٩٦/٠٧/٢٧
تبلیغات