آخر قصه همیشه خوش است

آخر قصه همیشه خوش است

نویسنده : m_khorrami

بعد از تمام طوفان‌هایی که جلوی‌شان ایستادم و به سلامت گذراندم‌شان، حالا جلوی نسیم ملایم پاییز ایستادم. به جبر گیره‌های ریز و درشت توی سرم، از بازی باد و موهایم خبری نیست. این بار خودم را پشت خرمن موهایم قایم نمی‌کنم که کسی اشک‌ها و درد چشم‌هایم را نبیند. امروز موهایم را کامل جمع کردم پشت سرم، سرمه‌ی چشم‌هایم را تیز کشیدم تا تمام دنیا ببینند و بفهمند که چشم‌هایم به لطف داشتنت شادترین سیاه دنیاست. خوشرنگ‌ترین رژلب را کشیدم به لب‌هایم تا شیرینی خنده‌های از ته دلم را به رخ همه بکشم.

امروز وقتی صدای خش خش برگ‌های پاییز زیر پایم را می‌شنوم دلم خزان نمی‌شود. امروز تمام زردی و نارنجی‌ها حالم را خوب می‌کند. دیگر نیست جمله و صدا و شعری که دلم را بلرزاند و اشک و آه را مهمان وجودم کند. دیگر جای دست‌هایت دور کمرم و بوسه‌هایت روی گردنم نمی‌سوزد از حسرت جای خالی‌ات.

یک عمر اشک ریختم، زیر چشم‌هایم گود افتاد، هر روز و هر ساعت تحلیل رفتم و همه گفتند بس است این قصه سر آمده، بی‌وفایی کن حالا که بی‌معرفتی دیدی، اما به یاد روزی که داشتیم توی شهرکتاب قدم می‌زدیم وکارت پستال چارلی چاپلین را برایم خریدی که رویش نوشته بود «آخر قصه همیشه خوشه، اگر خوش نبود بدون به آخرش نرسیده» همیشه به وجودت باور داشتم. هر چه دنیا و آدم‌هایش بازی‌های تلخ داشتند اما چه شیرین که سربالایی‌ها را نفس نفس زدم و خودم را به آخرش رساندم. آره... هیچ قصه‌ای ته ندارد مگر به یک خوشی بی‌انتها برسد.

همیشه تا تهش بروید.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
هیچ قصه‌ای ته ندارد مگر به یک خوشی بی‌انتها برسد.همیشه تا تهش بروید. یادداشتت خیلی دلی بود بیشتر، من ارغوانی و پاییز و پرتقال و ماه خوشحالم می کنه ^_^
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
بسیار زیبابود ممنون .
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات