اینک بشنو حکایت آه...

اینک بشنو حکایت آه...

نویسنده : حکیمه بالال

از در وارد می‌شوی. جمع کوچکی از دختران جوان را می‌بینی که گرد دو میز که در طول هم قرار گرفته‌است نشسته‌اند. کتابی در دست بعضی‌هاشان به چشم می‌خورد و یک نفر بلند بلند در حال خواندن است. روی صندلی‌ای که هنوز میزبان کسی نشده می‌نشینی و تو هم گوش می‌سپاری:  «و تو ای آن که در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بودی و اکنون، در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه‌ی بشریت، پای به سیاره‌ی زمین نهاده‌ای، که تو را نیز عاشورایی ست و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار می‌کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده‌ات بگشایی و از خو و دلبستگی‌هایش هجرت کنی و به کهف الحصین لازمان و لامکان، خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت برسی...»

با خودت تکرار می‌کنی: ای آنکه در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بودی! چشم می‌اندازی روی کتاب بغل دستی‌ات و نام فتح خون را گوشه کتاب می‌بینی. فتح خون، روایت محرم، اثر شهید مرتضی آوینی. دلت به همان یک جمله که شنیدی پر می‌گیرد و می‌شوی همراه محرمی خوانش‌های عاشورایی تا با هم و با دیگران این فصل را عاشقانه بخوانی.

امسال برنامه‌ای حضوری ویژه بانوان همزمان با شروع ماه محرم در محل دفتر جیم برگزار شد. این جلسات با نام «این فصل را با من بخوان باقی فسانه است» با رویکرد خوانش آثار عاشورایی و با هدف افزایش شناخت و معرفت نسبت به امام حسین و قیام ایشان، آغاز شد. «فتح خون» اثر شهید آوینی، «کتاب آه» از یاسین حجازی و «ماه به روایت آه» از ابوالفضل زرویی نصرآباد گزیده آثاری هستند که در این جلسات خوانده می‌شوند.

با شروع دهه اول محرم، برنامه خوانش با کتاب فتح خون آغاز شد. از اتفاقات خوب و جالب در جلسات، آشنایی با یک جیمی بود که هفت سال خواننده جیم کاغذی بود اما هنوز عضو سایت نشده بود و از طریق هفته نامه و آنتن از برنامه مطلع شده و به جمع ما پیوست.

روز چهارشنبه 6 آبان ماه آخرین جلسه خوانش فتح خون در حالی برگزار شد که اعضای جدیدی از کاربران قدیمی و جدید سایت به ما ملحق شدند و حضورشان سبب رونق و انرژی بیشتر جلسه شد.

 

بغضی به شیرینی نگاهی نو

«اول جلسه دقیقا نمی‌دونستم قرار چیکار کنیم! اما کم‌کم با روال آشنا شدم. کتاب رو که معرفی کردن برام خیلی جذاب بود که واقعه عاشورا و حوادث اون رو از زبان شهیدی که بهشون ارادت خاصی داشتم و دارم بشنوم. وقتی شروع به خوندن کردم بعضی جاها واقعا بغض گلومو فشار می‌داد. می‌شد گفت یکی از بهترین‌هایی بود که خوندم. شناخت امام از منظر و دیدگاه یک شهید واقعا برام جذاب بود. خوانش رو دوست داشتم»

این‌ها صحبت‌های فاطمه بهزادفر از کاربران سایت جیم بود که به همراه یکی از دوستانش برای اولین بار در جلسه خوانش حاضر شدند و از حس و حال‌شان برایم گفتند.

خانم دادگر هم که از طریق آنتن جیم از خوانش مطلع شده بود، گفت: «جلسه خوانش جلسه خیلی مثبت و مفیدی بود و من را علاقه مند کرد بیش از گذشته کتاب بخونم خصوصا کتاب‌های مذهبی.»

خانم اسدزاده هم که تقریبا از ابتدا و همه جلسات خوانش همراه ما بودند، تجربه‌اش را این گونه بیان کرد: «فتح خون رو برای دومین بار تجربه کردم اما این بار یک تجربه حسی متفاوت. خیلی متفاوت‌‌تر از همیشه.»

=======

لازم به ذکر است که این قرار دخترانه عاشورایی همچنان تا پایان ماه محرم ادامه دارد و از روز شنبه 9 آبان دور جدید آن با خوانش کتاب آه آغاز می‌گردد.

ما همچنان روزهای شنبه ساعت 11:30 الی 13، و دوشنبه و چهارشنبه از ساعت 15 الی 16:30 در دفتر جیم  منتظر  شما هستیم. آدرس: احمد آباد، بلوار ملاصدرا، بین ملاصدرای 11 و13 پلاک55 طبقه دوم

گاهی به صدای قلبت گوش بسپار، کفش‌ها را بپوش و قدم در راه بگذار...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
حنا خانوم
حنا خانوم
٩٤/٠٨/٠٩
١
٠
به به چقد عالی :) ، خوبه نمُردم و عکس بخشی از دفتر جیم رو دیدم :دی
Vania
Vania
٩٤/٠٨/١٠
١
٠
:)) رفتین تو گروه رستگاران اصلا!:دی
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٠
مقتل خوندن خوبه، همینطوری ادامه بدین آفرین به شما :)
Vania
Vania
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
آره خوبه:)..ان شاالله ادامه داره به یاری خدا و خود آقا:)
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٠
به به اعتراف می کنم بهتون حسودیم میشه مشهدیا :)))
Vania
Vania
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
:) حسودی نداره خانوم..مراجعه شود به کامنت پایین
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٠
راستی خیلی کارتون قشنگه اجرتون با خود امام حسین :) موفق باشید و جلسه هاتون پربارتر :) کتاب سقای آب و ادب مهدی شجاعی رو هم پیشنهاد می کنم شدیدا :)
Vania
Vania
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
ممنون و متشکر..شما هم با جمع دوستان میتونین همچین جلساتی برگزار کنین:)
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٠
دستت درد نکنه وانیای عزی
Vania
Vania
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
دست خودت درد نکنه بابت عکسای خوب دوست جان جان:)
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٤/٠٨/١١
٠
٠
ارادت :))
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
عه اونکه من و فاطمه ایم:)) خیلی عالی بود:))
Vania
Vania
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
بله! میهمونای گل خوانش:) بازم بیاین قدمتون رو چشم:)
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
هم همه چيزا برا خانوماست ک :|
Vania
Vania
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
هم آقایون هم میتونستن پیشنهاد بدن برگزار کنن جلسه مردونه خب
admincheh
admincheh
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
عاشورا به روایت جیم ..
Vania
Vania
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
ته این روایت ختم بشه به معرفت ان شاالله
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤