خواب و بیداری / ترانه

خواب و بیداری / ترانه

نویسنده : nikdel35

رفتی؛ دلم رو سخت سوزوندی

ای کاش کمتر مهربون بودی

من زنده‌ام با خاطرات تو

قبل سفر در فکرشون بودی

شاید که خوابم؛ چشام بیدارن

شب رو با اشکام؛ تنها گذاشتی

آروم ندارم؛ با جای خالیت

حتی رو قلبت؛ هم پاگذاشتی

این روزا بی تو؛ بی رنگ و تیره ست

خواب و بیداریم فرقی نداره

می‌گن که با تو بودن محاله

شاید به خوابم؛ بیای دوباره

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
زیبا بود آقای نیکدل ، ممنون
admincheh
admincheh
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
امیدوارم این زنده بودن با خاطرات به امروزتون بد نکنه :)
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٨/١٢
٠
٠
مرا بی سر زلفت آرام نیست - برون از تو دل را دلارام نیست . همای و همایون
nikdel35
nikdel35
٩٤/٠٨/١٤
٠
٠
متشکرم از حضور گرمتان
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠