هنگامه شب بود، من اسلحه در دست

تا پلک من افتاد، ای وای تفنگم

این ضربه که خوردم از دست رفیقان

از غفلت من بود، یک لحظه درنگم

صدها ترک افتاد بر چینی قلبم

من کوزه زخمی از کینه سنگم

افتادم از این سو، از آن طرف بام

نه رومی رومم، نه زنگی زنگم

با لشگری از وهم، با پای پیاده

در فکر نبردم، آماده جنگم

(حمید رشیدی)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی
مرتضی
٩٤/٠٨/١١
٠
٠
به به. به به
h_rashidi
h_rashidi
٩٤/٠٨/١٣
٠
٠
تشکر
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٨/١١
٠
٠
زیبا بود آقای رشیدی / تشکر
h_rashidi
h_rashidi
٩٤/٠٨/١٣
٠
٠
لطف شماست . ممنون
f_maveddat
f_maveddat
٩٤/٠٨/١٢
٠
٠
سلآم؛ صدها ترک افتاد بر چینی قلبم/من کوزه زخمی از کینه سنگم... خیلی هم زیبا....قلمتان مانا...موفق باشید :)
h_rashidi
h_rashidi
٩٤/٠٨/١٣
٠
٠
سپاس از شما . موفق باشید
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٨/١٢
٠
٠
شعر تون عالی بود تشکر .
h_rashidi
h_rashidi
٩٤/٠٨/١٣
٠
٠
ممنونم
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات