گرت بیل نرسیده به زهیر بن قین!

گرت بیل نرسیده به زهیر بن قین!

نویسنده : m_mo

داشتم تقویم نود رو می‌دیدم که بازی گرت بیل جلوی اینتر میلان رو نشون می‌داد که میثاقی گفت: از این بازی بود که گرت بیل شد گرت بیل. بله یه شب رویایی زندگی گرت بیل رو تغییر داد، شاید افراد زیادی رو بشناسیم  که زندگیشون بر اثر یه اتفاق تغییر کرده که گرت بیل یه نمونش بوده، کلا اتفاق‌ها در زندگی آدم‌ها تاثیر زیادی دارند گرت بیل نمونه یه اتفاق خوب دنیایی بود ولی من میخوام به یه مورد اخروی اشاره کنم؛ زهیر بن قین.

زهیر هنگام برگشت از سفر مکه در بین راه به صورت کاملا اتفاقی در نزدیکی کاروان عشق توقف کرد. امام حسین(ع) شخصی را نزد زهیر فرستادند و خواستار ملاقات با او شدند، زهیر اول اکراه داشت اما به پیشنهاد همسرش نزد امام رفت. او که با اکراه نزد امام رفته بود، هنگام بازگشت شادمان بود. و در نهایت به فرماندهی جناح راست سپاه امام برگزیده شد و در روز عاشورا به شهادت رسید. یه ملاقات (اتفاق) زندگی زهیر رو از این رو به اون رو کرد. بیایید از امام حسین(ع) بخواهیم از این اتفاقات خوب برای ما هم رقم بزنه.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٤/٠٨/٠٨
١
٠
عنوان و که اصلا نگفتم:) ولی خوب زهیر بودن کجا گرت بیل که نمیدونم کیه کجا
m_mo
m_mo
٩٤/٠٨/٠٨
٠
٠
گرت بیل یه بازیکن فوتباله واقعا این کجا و آن کجا (عنوان و که اصلا نگفتم:)،متوجه این بخش از نظرتون نشدم.) تشکرات بابت نظرتون.
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٤/٠٨/٠٩
١
٠
ممنون :) موفق باشید
m_mo
m_mo
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٠
همچنین
f_maveddat
f_maveddat
٩٤/٠٨/٠٩
١
٠
سلآم؛ به نظر منم این کجا واون کجا هستش :)) در کل محبت ومودت امامان ما همیشه مثال زدنی هست. منم امیدوارم شامل حال همه ی ما بشه :) مرسی از شما...قلمتان مانا.
m_mo
m_mo
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٠
سلام منم تو متن سعی کردم این رو برسونم که گرت بیل کجا و زهیر بن قین کجا ولی مثل اینکه زیاد موفق نبودم و مرسی از شما بابت نظرتون.
admincheh
admincheh
٩٤/٠٨/١٠
١
٠
منم مثل دوستان احساس می کنم خیلی دور بودن این مورد مقایسه کردن در عین متفاوت بودنش، شاید اگه بیشتر می نوشتین و جای بهتری موضوع رو روی محور دیگه ای می چرخوندین بهتر می شد ، مرسی:)
m_mo
m_mo
٩٤/٠٨/١٣
٠
٠
سلام قبول دارم باید بیشتر مینوشتم تا منظورم رو برسونم و مرسی از شما بابت نظرتون.
m_mo
m_mo
٩٤/٠٨/١٢
٠
٠
سلام قبول دارم باید بیشتر مینوشتم تا منظورم رو برسونم و مرسی از شما بابت نظرتون.
پربازدیدتریـــن ها
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
زنانی که نمی دانند زن هستند

زنان علیه ورزشگاه!

٩٦/٠٣/٠٣
قرارمان فردا شب...

پشت سکوت تب دار ماه

٩٦/٠٣/٠٦
استاد بافندگی زندگی!

دختر کنار دستی من

٩٦/٠٣/٠٤
برای شاد بودن، منتظر هیچ مردی نباش

نامه ای به دخترم

٩٦/٠٣/٠٤
او برایم همه بود

این من خودخواه

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

عاصی شده ام

٩٦/٠٣/٠٣
شعری سروده خودم

بانوی پهلوی

٩٦/٠٣/٠٦
بی هیچ تفسیری

رمضان یعنی رمضان!

٩٦/٠٣/٠٦
رسالت انسان

پرندگی

٩٦/٠٣/٠٤
نوشته های خود خود من

به اسم صادق هدایت!

٩٦/٠٣/٠٦
آن ها سالم اند یا ما؟

خودمان باشیم

٩٦/٠٣/٠٧
دنبال تو می گردم

امیدوارترین عاشق این حوالی

٩٦/٠٣/٠٤
باران در ظهر آفتابی

بمان کنارم

٩٦/٠٣/٠٣
شعری سروده خودم

مایه ننگ بشر خواهیم شد

٩٦/٠٣/٠٧
زندگی به جای شخصیت های کودکی

چقدر خوب که من خودم هستم

٩٦/٠٣/٠٧
حکایت هیوندا اکسنت در دانشکده پزشکی

مکالمه در حال سبزی پاک کردن!

٩٦/٠٣/٠٢
تبلیغات
تبلیغات