در وصف شما واژه کم می‌آید

در وصف شما واژه کم می‌آید

نویسنده : Sara_Rh

شما خیلی خوبی‌ها را در من به ارث گذاشته‌اید، خیلی چیزها را به من یاد داده‌اید که انسانیت را فراموش نکنم، ولی من هنوز مانده که خیلی چیزها را یاد بگیرم. مادرم صبر و سکوتت به هیچ چیز و هیچ‌کس ختم نمی‌شود جز خدا. احساست خالص و بدون توقع است، گاه لج من را در می‌آورد ولی خودت بارها گفتی سارا مثل خودم هست، ناراحت که می‌شود زود فراموش می‌کند. ولی نه مادرم؛ مانده که به تو برسم.

از پدرم یاد گرفتم که غرور مالی را همیشه حفظ کنم، برای داشته‌هایم هیچ وقت کلاس نگذاشتم و نداشته‌هایم را با چشم حسرت نگاه نکردم. من می‌دانم که پدر در این سن وقتی نگاهت هم رنگ رویای دخترت می‌شود، این یعنی شاهکار مهربانی تو. پدر همیشه خودت می‌گفتی تصمیم آینده خودت هست، خودت باید تصمیم بگیری، پدرم قدرت انتخاب را خودت به من یاد دادی، مادر همیشه مخالف نظرت بود، ولی پدر جان، مادر درست می‌گفت، دختر بودن یعنی سهم انتخاب دیگران بودن و سخت شکستن و دم نزدن. استادمان هم وسط کلاس درس اعتراف کرد، وسط بحث در مورد ماهیت گرانش و جاذبه زمین و تفاوت ما بین توده و جرم اعلام کرد که حق عاشق شدن با پسرهاست و دخترها حق عاشق شدن را ندارند.

بانوهای این سرزمین تا وقتی آقایان این گونه فکر می‌کنند عاشق نشوید، من هم با جرات تمام گفتم نوبت جسارت ما هم روزی می‌رسد . حقی که از شما به من، به ارث رسیده با این واژه‌ها قابل توصیف نیست .

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
دخترها حق عاشق شدن رو دارن ولی نمی تونن ابرازش کنن چون عرف جامعه می گه چنین دختری بی حیاست . البته اگه این عشق مثل عشقهای اسمی این دوره نباشه . البته میشه به روزی امیدوار بود که جسارت انتخاب کسی باشی اما خب برای همه این اتفاق نمیفته ...
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
نمی خواهم برگردم

حجره بهشت

٩٦/٠٣/٢٧
تبلیغات
تبلیغات