مبهمی از جنس ابهام!

مبهمی از جنس ابهام!

نویسنده : رضا ریاحی

این روزها، آن‌قدر تیتر را شنیده‌ام که گوش‌هایم بی‌ابهام، واژه‌های تکرار را پس می‌زند. تمام زندگی به دور از صداقت، برایمان زیر و رو می‌کشد. نمی‌دانم ما زندگی را نفهمیده‌ایم یا اوست که بی‌رحمانه ما را در زمان، حل کرده ‌است. اوست که گویی سر جنگ با ما دارد. انگار تا نفس‌مان به شمارش نیافتد، دست از سرمان برنمی‌دارد.

زندگی را، زندگی باید کرد. اما انگار از ما آدم‌ها، دل خوشی ندارد. ما در ابهام او هستیم و او مبهم، در زندگی کردن ما.

گاهی نمی‌خواهمش! حرصم را درمی‌آورد این همه بی‌تفاوتی، ولی یادم می‌آید که زندگی اجبار است و پذیرفتنی.

بیایید کمی انسان باشیم و با کودک زندگی، مهربانانه رفتار کنیم. آن‌قدر دلم پر است که نمی‌گویم برای زندگی ست؛ مهربان باشیم تا به خود کمک کرده باشیم.

نمی‌دانم؛ شاید تنها تقصیر زندگی، حقیقت بودنش باشد. حقیقتی بهتر از واقعیت اما همیشه تلخ.

«کمی شکر لطفا!»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
هاچ
هاچ
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٠
زندگی اجبار هست ولی میشه پیچوندش!
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٠
هربار خودم پیچیده شدم!
admincheh
admincheh
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
بالاخره تو مسیر یک رودخونه ،سنگ و مانع های زیادی هست که بالاخره راه رو پیدا می کنه رودخونه ی زندگی:)
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
بله همینطوره، سپاس ازشما
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤