نامه سرگشاده یک پدر به مسئولان کشور

نامه سرگشاده یک پدر به مسئولان کشور

نویسنده : arwen

سلام آقایان. احوال شما؟ چه می‌کنید با زندگی. همه چیز طبق روال می‌گذرد؟ ان‌شاءا... که اوضاع خوب است. حقوق‌تان می‌رسد؟ دخل و خرجتان می‌خواند؟ خدای نکرده در سوز زمستان بی سرپناه که نمانده‌اید؟ لباس دارید؟ خانه چطور؟ حقوق‌تان به خرج و دخلتان می‌گذرد؟ در خرج مدرسه و دانشگاه خودتان و فرزندان‌تان که نمانده‌اید؟ تعارف نکنیدها اگر مانده‌اید ما هستیم جیب ما و شما ندارد.

ما هم خوبیم. از صدقه سری آب و برق مجانی و حقوق میلیونی روزگار می‌گذرد. حقیقتش را بخواهید دخترم می‌خواست دانشجو شود، بعد از چند سال پشت کنکور ماندن دانشگاه قبول شد. پولش جور نشد. الان در خانه آشپزی یاد می‌گیرد. پسرم هم خوب است؛ صدقه سری همین مشکل در خیابان غاز می‌چراند. آن دختر بزرگم بود که یک روز رتبه کشوری آورد، الان سر کار می‌رود. شش سال است که کار می‌کند. اما هنوز قراردادی است آخر جلوتر از او سهمیه دارها و پارتی دارها ایستاده‌اند. تا به حال حقوقش کمک خرج‌مان بود. دیروز از کار بیکارش کردند، یک آقازاده به جایش نشاندند پشت میز. به هر حال قراردادی است دیگر، استخدام ندارد. کشته هم نشدیم که حداقل سهمیه‌ای برای بچه‌های‌مان به ارث بگذاریم.

از حقوقم بگویم که یک میلیون و سیصد تومان است. زندگی می‌گذرد. به لطف قانون اجاره خانه، اول ماه که می‌شود یک میلیونش را به صاحب خانه‌ای می‌دهیم که خانه کلنگی‌اش را به اجبار اجاره کرده‌ایم و هر سال بدون قانون و سر خود قیمت خون پدرش را به آن اضافه می‌کند. هر چقدر هم که می‌گویم آخر برادر این خانه چه چیزش اضافه شده، این‌که خراب‌تر از قبل است، می‌گوید همین که هست. از حقوقم می‌گفتم. بقیه‌اش هم سیصد هزار تومان است دیگر، مگر کم است؟ پنج، شش نفری تا آخر برج سر می‌کنیم. دو کیلو گوشت یخی مانده می‌خریم هفتاد هزارتومان، یک کیسه برنج پنجاه هزار تومان، ما بقی هم تا آخر ماه خرج نان خالی می‌شود، آخر نان الان دانه‌ای ششصد هفتصد تومان شده است. از شما چه پنهان به پنجم ماه نرسیده پول نان‌مان را هم نداریم. چه برسد به پول اتوبوس. دیروز پسر کوچکم کفش نو می‌خواست. کفش و لباس بدجور گران شده. یک جفت کفش زیر هفتاد هزارتومان پیدا نمی‌شود. بهش گفتم صبر کند شب عید. عیدی را که دادند برایش می‌خرم. خدا را چه دیدی آن موقع فراموشش می‌شود دیگر.

شما چه می‌کنید؟ آقا زاده‌ها که حالشان خوب است؟ خدای نکرده از برج‌های‌تان که جایی ساییده نشده؟ شنیده‌ام ماشین‌های چند صد میلیونی سوار می‌شوید و پنت هاوستان استخر و سونا دارد. از شما چه پنهان ما چند نفره در دو اتاق خواب زندگی می‌کنیم. جا تنگ است اما دست و پا را جمع می‌کنیم و می‌خوابیم. هفته پیش صاحب خانه آمد. می‌گفت سر سال شده یا صد هزارتومان بگذار روی اجاره یا جمع کن برو... پسرش دانشگاه آزاد قبول شده می‌خواهد خرجش را بدهد. خیلی گشتم اما جایی نبود. قراردادم را تمدید کردم. خرج پسر صاحب خانه هم با ما، مملکت قانون دارد. اصل عدالت است. کشور مسلمان است، حالا خرج دانشگاه پسر صاحبخانه با ما. از شما چه پنهان پارسال هم دخترش را عروس کرده بود دویست تومان کشید روی اجاره... مردم گرفتارند دیگر... حتما نمی‌توانسته بینوا برای جهیزیه دخترش آن‌قدر زیر قرض رفته بود که با پنج، شش میلیون اجاره چهار آپارتمانش باز هم نداشت بخورد، گفتم گناه دارد از ما که کم نمی‌آید.

راستی عیدی امسال همان ششصد هزارتومان است؟ پارسال که به خانه هم نرسید. برای هر بچه‌ام یک دست لباس هم نشد. بس که لباس و کفش و کیف گران است. مادرشان نصف عیدی را برای لباس‌هایشان گذاشت، نفری پنجاه هزارتومن. با بقیه تا آخر ماه را سر می‌کنیم.

 راست است که نمایندگان مجلس حقوق مادام العمر چند میلیونی می‌گیرند؟ راست است که حقوق و حتی عیدی کارگران دو برابر حقوق کارمندان دولت است؟ جریان وام‌های چند صد میلیونی آقا زاده‌ها درست است؟ درست است که محمدرضا پهلوی در بانک سوئیس دوازده میلیارد پول داشت که از ایران دزدیده بود و سال‌هاست که همه می‌گویند چپاول کرده اما همین  صدها برابر این پول در دوران ریاست جمهوری گذشته و حال اختلاس شده و به کسی برنمی‌خورد؟ راست است که در این کشور خانه‌هایی هستند که پدر و مادرشان هنوز شرمسار فرزندان‌شان نیستند؟ هستند والدینی که در خرج خورد و خوراک و تحصیل بچه‌هایشان نمانده‌اند؟ راست است که کار به جایی رسیده که شصت درصد جمعیت ایران چشم به چهل هزارتومان یارانه  دولتی دارند تا بتوانند خرج نان و پول آب و برق‌شان را بدهند و بعد چند هزار میلیاردی اختلاس می‌شود؟

اما اوضاع آن‌قدرها هم بد نیست‌ها. هنوز زنده‌ایم. آب و برق‌مان مجانی نشد، راستی قیمت گوشت سی و چند هزارتومان شده. می‌دانید قیمت پنیر و شیر چقدر است؟ برنج و روغن و رب چی؟ تا به حال پیاز خریده‌اید یا مثل رئیس جمهور سابق از سر کوچه‌تان خرید می‌کنید؟ یادش بخیر یک زمانی وقتی کفگیرمان به ته دیگ می‌خورد و می‌خواستیم غذای کم خرج درست کنیم خانم املت یا کوکو را علم می‌کرد، گاهی هم اشکنه، الان دو دانه پیاز و شش تخم مرغ و گوجه و روغن و رب به خرجش نمی‌ارزد. سیب زمینی می‌دانید چقدر گران شده؟ اشکنه را که دیگر نگو... کشک و پیاز را شاید بتوان خرید اما کسی دیگر گردو نمی‌خرد. عیال‌مان به جای گردو مغز تخمه داخلش می‌ریزد، شکم را که پر می‌کند. 

راستی وضع بازار میوه چطور است؟ از شما چه پنهان چند هفته‌ای ست به دختر کوچکم قول نوبرانه داده‌ام. شما یادتان نمی‌آید یک روز حقوق‌مان کمتر از هزارتومان بود. آن روز همیشه سر بلند بودم. روزی نبود که دست خالی به خانه بیایم. مثل مثل‌های قدیمی با پا در را می‌گشودم و امروز... ای کاش که تنها یک بار جای‌مان با هم عوض می‌شد. فقط برای چند روز به جای ما می‌نشستید و می‌دیدید که در فقر و بی‌پولی دست و پا زدن و با سیلی صورت را سرخ نگه داشتن یعنی چه... راستی شنیدم بنزین باز گران شده... خب به ما که ربطی ندارد آخر ما اتوموبیل نداریم، اتوبوس را خدا نگیرد اما... بنزین گران می‌شود و قیمت‌ها بیشتر.

چند روز پیش زنی را دیدم که با دو بچه کوچک داخل سطل آشغال جلوی یک رستوران جستجو می‌کرد. همانجا که چند طبقه بالاتر شام مهمانی چند صد نفره‌ای داده می‌شد. ما که وضع‌مان خوب است. خدا را شکر هنوز زنده‌ایم. من نمی‌فهمم ثروت ایران به کجا می‌رود. هرکجا می‌رود آدرس خانه‌ی ما را هم به او بدهید؛ بگویید گاهی سری بزند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٠
موضوعی که بهش اشاره کردید کاملا درسته و خیلی تلخ. فقر و اختلاف طبقاتی در جامعه خیلی زیاد شده. البته در این مثال شما، من مقصر رو خود سرپرست خانواده می‌دونم. آخه کسی که یک میلیون و سیصد درآمد داره، بی خود میکنه یک میلیون اجاره می‌ده. بره توی یه محله دیگه مثلا با 5 تومن 500 خونه 80 متری بگیره خب. البته که قبول دارم اون 500 تومن خیلی دردی دوا نمیکنه، ولی حداقل به این فلاکت هم نمیوفته
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٠
می تونه به جا بره مرکز شهر زندگی کنه بره تو روستا زندگی کنه :) ! هوا همون هوا هست و زندگی در جریان هست ! مسیر هم همون مسیر ! من روزی 50KM حداقل مسافرت برون شهری دارم ولی از زندگیم نهایت استفاده رو می برم ! نه نگرانی یک پسر شهری رو دارم و نه الودگی هوا رو : ) کار هم هست که میکنیم و بستگی به خدا داره و تلاش انسان
arwen
arwen
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٠
دوست عزیز من این اقا رو میشناسم دقیقا.و ایشون هم تو همین شهری هستن که من و شما هستیم. لطف کن روزنامه خراسان رو باز کن و یه نگاه به قیمت رهن و اجاره ها بنداز.مبلغی که ایشون گفتن برای یه خانواده پنج شش نفری کمترین مبلغ ممکنه هستش.بنده یکبار برای یکی دو روز که وقتم ازاد بود تلاش کردم همراهیشون کنم برای پیدا کردن خونه با ماشین اینور اونور ببرمشون که راحت تر خونه پیدا کنن ساده بگم نشد که نشد این رو هم در نظر بگیرید کسی که فرزند دانشجو داره یا فرزند شاغل مجبوره مسیر رو هم در نظر بگیره اونم با امنیت فعلی خیابونهای ما که هر روز درش زورگیری میشه.حرف من اینه چرا ما ملت خودمون اینقدر بی انصافیم اینقدر خودمون رو برحق میدونیم که به نیت زیر فشا ر بودنچند تا آدم دیگه سفره خودمون رو گرم تر کنیم؟چه چیزی این حق رو میده که ما ارامش خودمون رو در گرو سختی دیگران ببینیم و بعد هم بگیم خب نمیتونه با این قیمت ها زندگی کنه بره روستا زندگی کنه!!!!!!!!!!!! یعنی این شهر و این کشور فقط برای اونایی هست که میتونن ؟ چه تضمینی هست که فردا من و شما بتونیم؟ در تمام دنیا برای اجاره خونه قانون ثابتی وجود داره میگن سالی 25 درصد رو اجاره ...میدونی یعنی چی؟ یعنی تو هر چهار سال اجاره دو برابر میشه.تو کدوم کشور دیگه ای دیدید که مستاجر سر سال اساسیه رو بذاره کف سرش و مجبور بشه جا به جا بشه؟ این ضعف قانون ماس ضعف فرهنگ ماس که یه خونه هرچی کهنه تر میشه بهاش بالاتر میره
سها
سها
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
جناب آقای بهمنی از شما خواهش میکنم سیاست مدار نشید. شما که هنوز هیچ کاره نشدید میگید اگه نمیتونه بره روستا و دارید مردم رو میندازید بیرون به جای پیدا کردن راه چاره وقتی به سر کار برسید خدا باید رحم کنه که وضعمون از دولت منور و پاکدست احمدی نژاد بدتر نشه.
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٨/١١
٠
٠
:) ! دوست عزیز ، تا حالا به این فکر کردی چرا ما توقع داریم دولت باید شرایط رو برای ما عوض کنه ؟ ! من خودم روستایی هستم ! پدرم منم یک کارمند ساده هست و دو تا دانشجو داره ! ولی من برا اینکه تو جامعه بتونم زندگی کنم خودم دارم می رم سر کار و درسم می خونم ، ! قبلا چون سر کار نمی رفتم نشستم درس خوندم تا فقط دانشگاه دولتی قبول بشم ! و می دوتستم اگر غیر انتفاعی قبول بشم یا باید خودم مخارجم رو تامین کنم و یا نرم ! چه لزومی داره کسی که پدرش مثل پدر من کارمند هست بره دانشگاه غیر انتفاعی ؟ ! خوب بیل که به کمر و مغز ما بچه ها نخورده ما باید بیشتر تلاش کنیم ! این یعنی میشه تو این شرایط زندگی کرد اگر قانع باشیم ! شده برم بیلم بزنم و سرگذر واستم کار می کنم ! باید به این فکر کنید که تا خود ما به فکر خودمون نباشیم هیچ کس به فکر ما نیست ! :) زندگی رو سخت تگیرید ! به جا اعتراض به دولت راهی برای خروج از بحران پیدا کنید !
arwen
arwen
٩٤/٠٨/١١
٠
٠
آقای بهمنی مگه من حرف از غیر انتفاعی زدم؟ نخیر دختر ایشون دانشگاه روزانه گرگان قبول شدن منتها پول هزینه خابگاه و مخارج جانبی رو نداشتن قضاوت نکنید.این خانواده هرکدوم در حد توانش در تلاشه که تا حالا سرپا مونده. اما یه پدر شصت ساله که دوتا بچه زیر هجده سال داره الان وقت اسایش و استراحتشه نه کار. و اینکه موقعیت شغلی رو میفرمایید شما اقا هستید میتونید به قول خودتون برید بیل بزنید. دختر بزرگ این خونه مدرک مهندسی از دانشگاه روزانه داره رتبه کشوری داره الان از کار بیکار شده بعد چند سال فقط چون میخواستن کس دیگه ای رو بیارن که فامیل باشه. پسر ش ادامه تحصیل نداد برای اینکه بتونه کمک خرج خانوادش باشه....این یه قانون لنگه استخدام نکردن جوونها اجازه میده صاحب کار هر وقت اراده کرد اونها رو از کار بیکار کنه البته اینم صدقه سری دولت احمدی نژاده با اون قوانینش. تو همه جای دنیا وقتی طرف سی سال کار کرد وقتش میرسه یه کم ارامش و اسایش داشته باشه الان به نظر شما این خانواده دارن؟هیچی نباشه اگه پس فردا دخترشون بخواد شوهر کنه که دیگه باید برن بمیرن با وضع جامعه برای دختر کوچکتر ایشون الان دپیلمه دیپلم که هیچی شما لیسانس در نظر بگیر تو همین اگهی های روزنامه خراسان زنگ بزن ببین ح قوقی که به یه زن میدن چقدره. با این تحصیلات...میگم چون من گشتم کمکش کنم دوازده ساعت کار دویست و پنجاه هزارتومن.این چیزیه که تو کشور ما به یه زن میدن و ایشون جای پیشرفت نداره چون نمیتونه ادامه بده. به هرحال همه رو با خودتون نسنجید. شما از وضع این خانواده هیچی نمیدونید.
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٨/١١
٠
٠
دوست جیمی عزیز ، منم تو همبن جامعه هستم ، و کاملاً درک می کنم ، ولی با حرف زدن کاری درست نمیشه ! اگر طرف پول خوابگاه نداره ، نباید که رو پدر فشار بیاره ، یا درس نخونه یا اگه می خواد درس بخونه و فقط یک نفر ورودی دانشگاه روزانه مشهد هست اون یک نفر باید طرف باشه ! من زمانی که درس خوندم با خودم شرط کردم که جامعه علاوه بر مهندس عمران به استا بنا و جوشکار نیاز داره ، پس مدرک فنی گرفتم ، یعنی هر وقت تو هر شرایطی که کار مهندسیم رو نکنم یا کاری نباشه برا خودم جوشکار هستم ! چنان می گین درس خونده انگاری دولت تعهد داده که هرکی درس خوند رو استخدام کنه یا اصلاً برا من و شما درس خونده ! نه ، من رفتم درس خوندم ، برا خودم درس خوندم ، به هیچ کس تعهد ندادم ، من تو یک شرکت خصوصی کار می کنم و بدون قرار داد ، تا زمانی که برای شرکت مفید باشم ، بهم پول می دن و تا زمانی که بازدهی نداشته باشم حتماً من رو بیرون می کنند ! پس من تلاش می کنم همیشه طوری باشم و کار کنم که برا مجموعه مفید باشم . می فهمم حرف شما رو ، هدف من از ارائه اون نظر توهین یا زیر سوال بردن کسی نبود ، گفتم من خودم روستایی هستم و اون آقا رو کاملاً درک می کنم ولی چون در حال حاضر هیچ قدرت و نفوذی برای رفع گرفتاری اون پدر ندارم پس پیشنهاد می کنم اون پدر عزیز سطح توقع خونوادش رو بیاره پایین ، بیاد تو روستا زندگی کنه ، دخترش رو نفرسته دانشگاه و بهش بگه دخترم ، اگر می خوای درس بخونی و اگر بدونی فقط یک نفرم دانشگاه دولتی در مشهد ظرفیت داره اون یک نفر باید تو باشی و تلاش کنی ! چه لزومی داره این همه آدم برن دانشگاه ؟ ! مشکلات هست ، ما باید مشکلات رو حل کنیم ، حل این مشکلات با تلاش و پشتکار حل میشه ! تلاش این نیست که نا امیدی رو تو جامعه رواج بدیم ! من می دونم زندگی کردن سخت شده ! من درک می کنم روزی 14 ساعت کار کردن سخته ! من می فهمم هرچی بدوی باز هم کم میاری یعنی چی ، ولی هیچ وقت نمیام برا یکی تعریف کنم ، چون نا امیدی رو به یک انسان دیگه انتقال دادم ، همیشه می خندم و خدا رو شکر می کنم اما هدفی برا خودم مشخص کردم تا با اون هدف مشکلاتی که من کشیدم رو دیگه پسرم نکشه ! من باید از الان به فکر پیری خودم باشم تا زمانی که 60 سالم شد منتظر کمک دولت نباشم ! من باید برنامه ریزی کنم که چقدر درآمد داشته باشم و چقدر خرج کنم تا پسرم به چه سطح از رفاه برسه ! اینجوری که نیست که بگم خوب همین فردا می رم ازدواج می کنم ، 10 تا پسر میارم و بعد می گم آی مردم من پول ندارم خرج 10 تا پسرم رو بدم ، مگه من برا مردم بچه آوردم ؟ مگه جامعه گفته 10 تا پسر بیار ؟ ! بیام بگم 10 تا پسر من باید مهندس بشن ، بعد بیام بگم آی ملت من پول دانشگاه بچه ها م رو ندارم چه کنم ؟ درسته در بهترین شرایط باید ما رفاه اجتماعی داشته باشیم ، من این رو می فهمم که ما امنیت اجتماعی داریم ولی رفاه اجتماعی نه ! ولی چه کنم ؟ حرف بزنم ؟ سایر مردم رو نا امید کنم ؟ یا بخندم و هدفگزاری کنم ؟ مدیریت بحران کنم یا مردم رو مقصر کنم ؟ ! و در آخر سرنوشت هیچ قوم و ملتی عوض نخواهد شد مگر اینکه خودشان بخواهند ! شما می تونی به کار آفرینی فکر کنی و به جای این حرفا با اندیشه خودت کارآفرین باشی و دست 10 تا خانم رو بگیری ببری سر کار ، به جا اینکه بگین خانما کار ندارن ! من می تونم برنامه ریزی کنم تا کار آفرین باشم ، تا بتونم نیاز های بچه هام رو برآورده کنم ، اگه الان تلاش کنم دیگه پسرم سختی که من کشیدم رو نخواهدکشید ! :)! باز هم در خدمت سوال های شما هستم ، در قالب نوشته زیاد نمی شه بعضی حرف ها رو مطرح کرد و خوب کشش نداره بیش از این حد
arwen
arwen
٩٤/٠٨/١٣
٠
٠
البته بخشی از حرفهای شما درسته و بخشیش نه برای من و شما که لیسانس داریم کار پیدا کردن با حقوق مناسب سخت هست اما غیر ممکن نیست اما وقتی دیپلم باشی جریان فرق میکنه. شما از دید خودتون نگاه میکنید. این پدر ده تا فرزند نداره سه تا فرزند داره و تا وقتی هم که جوون بوده کار کرده هنوزم کار میکنه اما دیگه برش نداره.ایشون یکی از کسانی هستن که باعث شدن به قول شما ما الان امنیت اجتماعی داشته باشیم اما هیچ حمایتی ازشون نمیشه. این دلسرد کردن مردم نیست کمک گرفتن از مردمه. شما انگار خبر نداری دانشگاه مشهد که نمراتی رو قبول میکنه؟ همه استعداد فردوسی قبول شدن ندارن دوست عزیز اما دلیل نمیشه چون فردوسی قبول نشدن تلاش برای قبولی در جای دیگه هم نکنن. شما میگی روزی چهارده ساعت کار میکنم و نمیرسم. به قول خودت مهندسی هم داری بعد توقع داری به کجا برسه یه دختر نوجوان دیپلمه؟ اگه تلاش نکنه برای ایندش که ایندش از امروزش بدتر میشه.انصاف داشته باشید و از سر شکم سیری حرف نزنید. مگه فقط این خانواده در کشور ما گرفتار این مسائل هستن که الان به قول شما حرفهای این پدر بخواد سیاه نمایی بکنه؟ چطور اون اقازاده هایی رو که نه کار دارن و نه تحصیلات درست اما به صرف مدرک و سهمیه و برش پدرشون دارن با ماشین چند صد میلیونی تو خیابونهای همین شهر گشت میزنن رو نمیبینید؟ چطور استان قدسی رو که درامدش اندازه بودجه کل ایرانه نمیبیینید که ثروتش باید صرف همین مردم بشه اما معلوم نیست کجا میره؟ اون پدر زمان خودش درسش رو خونده کارش رو کرده زندگیش هم به موقع خودش تامین بوده این سیاست های غلط ده دوازده سال اخیر هست که فشار رو اورده روی امثال ایشون.اون زمان با دیپلم ارتش استخدام میکرده استخدام شدن کار کردن از جونشون گذشتن برای کشورشون. حالا نون دونه ای ششصد هفتصد تومن از توانشون خارجه این وظیفه ی کیه که به ایشون برسه؟ طبق تمام قوانین دینی وظیفه دولت. ایشون هم از دولت کمک نخواست تو یه جمع دوتا خونواده سر درد دلش باز شد منم گوش کردم و ضبط کردم و گفته ایشون رو روی کاغذ اوردم بدون اطلاع خودشون. چون برام شده سوال...برام شده سوال که چطور ما میتونیم کشورهای اطراف رو تامین کنیم برای یکی خونه بسازیم برای یکی راه اهن برای اون یکی بیمارستان اما کم نیستن تو کشور ما ادمهایی که جوونیشون و تلاششون توی پیشرفت کشور اثر داشته اما حالا فراموش شدن.شما کار کردی تلاش کردی سختی کشیدی درس خوندی اما وضعیت شما به عنوان یک مرد با وضعیت یک دختر فرق میکنه تو این جامعه .با وضعیت یه دیپلمه فرق میکنه. با وضعیت کسی که تو خرج نونش مونده فرق میکنه . اینا سیاه نمایی نیست. خمس اون چیزی که تو همایش های الکی و جلسات بیخودی سازمانهای دولتی که خود بنده درش شاغل هستم خرج میشه زندگی صد تا خونواده رو تامین میکنه. اینا رو بهش میگن اصراف. بهش میگن ندونم کاری که بگیم جمعیت کشور ما باید دوبرابر بشه اما خرج نون و رفاه اونایی که الان توی کشورن نداشته باشیم.بهش خیلی چیزا میگن ....جای گفتنش نیست. موفق باشید
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٠
:) ! من یکی از هدف هام اینه که اگه زنده بمونم ورود کنم به سیاست و این روند رو اصلاح کنم .انشاا...
imanhkt
imanhkt
٩٤/٠٨/٠٩
٢
٠
همه قبل از اینکه ورود کنن به سیاست هدفشون همین بوده ... منتها بعدش ... :|
arwen
arwen
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٠
ای بابا ممنون از فکرتون اما همه میخوان اصلاح کنن بعد که وارد میشن به سیاست از ملت یادشون میره. شما همین الان داری این بنده خدا رو تبعید میکنی به جای دیگه چون نمیتونه تو شهر زیر فشاره اما اگه وارد سیاست شدی یه سر به قوانین اجاره کشورهای دیگه بزن یه خونه براساس سال ساخت.تعداد اتاقها.امکاناتی مثل حیاط و پارکینگ و سرویس بهداشتی .سالم بودنش .محیطش و خیلی چیزهای دیگه درجه میگیره و اجاره ثابتی داره نه اینکه هرسال هرکس هرچقدر عشقشه اعلام قیمت کنه نخیر دولت مشخص میکنه و دولت هم همیشه تلاش میکنه قیمت رو جوری مشخص کنه که به قشر پایین جامعه فشار نیاد. این قیمت ها ثبت میشه و هیچ صاحب خونه ای نمیتونه ازش اضافه بگیره چون به شدت برخورد میشه. قراردادها چند سالس بنابراین جابه جایی کمتره.و ضمنا از افراد در رفاه تر جامعه کمک گرفته میشه بری رفاه افراد کم درامد نه اینکه درامد افراد کم درامد رو بگیرن بکنن تو حلق کسانی که هر روز تعداد خونه ها و باغچه هاشون زیاد تر میشه.متاسفانه چیزی که توی کشور ما بیداد میکنه بی عدالتی هست. این اقا که شما اون بالا میگین نمیتونه بره روستا سی سال تو این کشور خدمت نظامی کرده.توی جنگ برای این کشور مبارزه کرده هرگز هم بهش جانبازی یا سهمیه ندادن چون یه چشم رو ازش به حساب نیاوردن ایشون جزو لوجستیکی نیروی هوایی بودن جایی که نصف مردان درون جنگش در پنجاه و چند سالگی از نظر گوش هم به مشکل برمیخورن ... کسی که برای مملکتش جوونیش رو گذاشته رو به جرم نتونستن تبعید نمیکنن دوست عزیز بلکه کمکش میکنن
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٠
چقدر خوب گفتید جناب آبی! واقعا :||
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٨/١١
٠
٠
:) ! خوبه ایمان منم بگم همه آبیا سوراخن ؟ یک مشت نشونه یک خروار نیست ! الان مثلا آبی بودن آواتار شما ایمان دلیل بر استقلالی بودن شما نیست و استقلالی بودن شما هم نشون از سوراخ بودن شما نیست ! ( دیگه مثل خودت نظر دادم :) ! ) این همه آدم ورود کردن خوب بودن ، چرا بد هاشو می بینی ایمان ؟ !
مرتضی
مرتضی
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٠
خونه کلنگی برجی یک میلیون تومن؟؟؟!!!
arwen
arwen
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٠
خونه ایشون خونه ای هست در طبقه بالای یک خانه ی قدیمی با دوتا اتاق خواب از این اتاقهای قدیمی که با یه در وسطش به هم ربط داره. اشپزخونه قدیمی. دیوارهای کهنه و حیاطی که تو یه زیرزمین خیلی ترسناک داره. این اقا از همسایگان ما هستن که از دوستان خانوادگی هم حساب میشن خونه قدیمی هست حداقل بیست سال ساخت.
arwen
arwen
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٠
برام جالبه این همه حرفهای این اقا رو که من نوشتم اینجا همه دیدن فقط به اجاره خونش دقت کر دن؟ حرفهاشو ندیدید؟
مرتضی
مرتضی
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٠
چون درداشون درد ما هم هست، تنها چیزی که میمونه اجاره خونه است
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٠
چقدر اختلاف طبقاتی زیاد شده واقعا!! وقتی طبقه متوسط باشی میتونی این رو بهتر درک کنی آدمایی که به نون شبشون محتاجن و ادمایی که پول تو جیبی بچشون انقدر هست که میتونه سه تا خانواده رو سیر حتی مرفه کنه !! دیدم که میگم! در اصل خودمون مقصریم هرچقدر هم که بگیم فلان مسئول و فیلان مقام بازم میگم خودمون!!
arwen
arwen
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٠
حرفتون رو تا یه حدی قبول دارم. اره من دیدم توی اطرافیان کسی که بچش روزانه صد تومن خرج نکنه روزش شب نمیشه. کلاس های مختلف خرجهای بیخود.سفرهای الکی.فقط خرج کفش و لباس بچه شون ماهی هفتصد هشتصد هزارتومنه.بعد یه مواردی رو تو همون شهر میبینی که واقعا دلت میسوزه.بله حق با شماس تک تک ما مقصریم. مسئولان ما هم مقصرن.کشوری که ادعای عدل علوی داره وضع ملتش این نباید باشه.اما ما از علی فقط اسمشو یاد گرفتیم که اگر عدل علی داشتیم تفاوت طبقاتی تا این حد نبود. دختر کوچیک این اقا رو من میشناسم.مدتی شاگردم بود بهش تدریس میکردم برای کنکور...الان چند روزه رفته سر کار.دیپلم داره. کامپیوتر بلده و خب در حد وصع خودش تلاش میکنه. یه مدت دنبال کار بود بهش پیشنهاد داده بودن میتونی منشی بشی با سیصد تومن حقوق یا منشی بشی همینجا با دو میلیون حقوق... اومد بیرون. بعد دنبال کار گشت.پدرش دیگه نمیتونه کار کنه. هرچی میگشت حقوقهایی که میدادن برای ده دوازده ساعت کار در روز زیر چهارصد هزارتومن بود. من به این نمیگم حقوق کار میگم برده داری...سو استفاده از نیاز یه انسان
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٠
بله ولی قبول کنید خودمون از خودمون دزدیدیم منظورم اون دختر خانم که تو اون شرایط هست نیست منظورم خود مردمه تازه مگه مسئولین از کجا میان؟ همین مردم ، تازه اگه یه مسئولی اشتباه کنه و هر خطایی کنه اگه همین مردم بی خیال نباشن و خودشون رو به خبری و مطلحت طلبی نزنن این مسئولین کجا جرئت زیرابی رفتن رو دارن؟ عدل علوی وقتی اجرا میشه که زکات بدیم خمس بدیم! چند درصد از این پولدارا این کارو میکنن؟ اگه پولدارا زکات نمیدن نباید امربه معروف کرد؟ عدل علی وقتی توی جامعه ای نیست وقتی بالادستی اشتباه میکنه تو حکومت علوی پایین دستی وظفه شرعی و اجتماعیش اینه که بدون مصلحت طلبی بهش اخطار بده که اگه از اول این کارو میکردیم کارمون به اینجا کشیده نمیشد!واقعا مردم مقصرن! اشتباه برداشت نکنید این دختر خانم نمیتونه شرایط زندگی خودش رو تغییر بده شاید، واقعا شرایط عجیبیه ولی خیلی ببخشید همین شما چقدر براشون دنبال کار گشتید تو آشنا و دوست و فامیل و ریش گرو گذاشتید؟ این برده داری نوینه بله منم قبول دارم میبینید باز اینجا مردم مقصرن مردمی که بهم دیگه رحم نمیکنن از حق هم دیگه می دزدن انشاالله که این خانم هم کار مناسب با حقوق خوب پیدا کنن نمی دونم چی بگم واقعا انقدر اختلاف طبقاتی زیاده که ....خدا ازشون نگذره دختربینوا :(
arwen
arwen
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
عزيزم الان تا حرف بزنى مىبرنت جاىى که عرب نى انداخت تو همين چند ساله چند نفر به جرم حرف زدن گرفتار شدن؟ملت هم صدا نيستن هرکس هم اعتراض مىکنه متهم به خيانت به کشور مىشه درحالى که خاين اونيه که مردم رو از حکومت و جشورش دلسرد ميکنه
مرتضی
مرتضی
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٠
خدا لعنت کنه صاحب خونه هایی رو که فکر می کنن مستاجر ، رئیس بانک مرکزیه
arwen
arwen
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
واقعا لعنت بر اوناىى که فقط خودشون رو ميبىنن و يادشون ميره قانون چهل خانه پيامبر رو که فرمودن از هر طرف تا چهل خونه همسايس
j.h
j.h
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
قابل توجه دوستانی که میگن تو روستا زندگی کن .من تو روستا زندگی می کنم اونم شهرستان .با حقوق یک میلیون ودویست برج دویست وسی هرار تومن اجاره میدم .سه تا فرزند دارم .خدا رو شکر خوبه ولی تقریبا از وسطای ماه دست به دامان خویشاوندان می شوم.بلاخره باد هوا که قرار نیست بخوریم.
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٨/١١
٠
٠
:) ! من خودم تو روستا زندگی می کنم ، قنائت باید کرد .شرایط همینه بفرمایید عوضش کنید .
admincheh
admincheh
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
از یه طرف حق می دم واقعا حقوق یک میلیون و سیصد هزار تومانی کفاف یک خانواده ی مستاجر شش ، هفت نفری رو نمی ده از طرفی می گم شخصا به خیر مسئولین امیدوارم نیستم و فکر می کنم خودمون باید دست به کار شیم و کاری دست و پا کنیم . بعد می گن چرا جوونا ازدواج نمی کنن آخه یه پسر جوون که پشتیبان مالی نداره لااقل بخواد بره یه خونه اجاره کنه نباید پول داشته باشه به اندازه ی اجاره ی یک خونه ی کلنگی مثلا ؟ :(
سها
سها
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
از دغدغه هاتون ممنونم دوست عزیز. با اجازتون متن رو در فیس بوک به اشتراک میذارم. به نظر من باید اینجور مطالب رو پخش کنیم تا شاید به دست چهار نفر برسه. تلگرام فیس بوک شبکه های اجتماعی...امثال این پدر ها کم نیستن. افرادی که جوونی شون رو در راه کار و خدمت به کشورشون صرف کردن و حالا که پیر شدن باید شرمنده خانواده باشن. در حالی که در همین کشور دزدی ها و اختلاس ها بیداد میکنه و از پول همین مردم دارن نصف کشورهای همسایه رو میسازن
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤