امان از اخلاق بازی

امان از اخلاق بازی

نویسنده : ye_pesar

یک چند وقتی ست هر کجا می‌روم، هر چه می‌بینم و گوش می‌دهم یک پیام اخلاقی درش نهفته شده! انگار خودم هم دیگر عادت کردم از هر چیزی یک نکته‌ای، پیامی، نصیحتی دریافت کنم.

اگر هم منصف باشیم این روزها توی ایران فیلمی ساخته نمی‌شود، فستیوالی جشنی مراسمی برگزار نمی‌شود مگه این‌که نکته اخلاقی، پیامی، حرفی حدیثی را بخواهد به مخاطب گوشزد کند.

عمق فاجعه وقتی ست که شما داری از شبکه پویا برنامه کودک نگاه می‌کنی ،به خدا بچه‌ها همین جوری‌اش توی سیل عظیمی از چه کار بکنیم چه کار نکنیم‌ها غرق‌اند و یکی نیست بگوید آخر بزرگواری که شلنگ رسانه ملی دستت است، این بچه‌های طفل معصوم از صبح تا شب از معلم‌شان توی مدرسه، تا پدر و مادرشان توی خانه، دارند نکات تربیتی را فرا می‌گیرند؛ تو را به خدا این انسان‌های مظلومی را که هیچ وقت هیچ کسی نمی‌آید ازشان بپرسد حالت چطور است؟ اصلا چه می‌خواهی؟ چه دوست داری؟ تو دیگر این‌قدر اذیت نکن.  بندگان خدا دل‌شان به همان گربه که دنبال موشه است خوش است؛ حالا هی عمو خاله بیاور که به بچه بگویند دست به چه بزند، دست به چه نزنند.

ببینین بچه‌ها چه دوست دارند؛ همین باب اسفنجی بیچاره، شد یک بار فقط یک بار بیاید بگوید بچه‌ها مسواک بزنید؟  اما امکان ندارد انیمشن یا برنامه‌ای در صدا و سیما پخش شود و فقط برای تفریح و لذت مخاطب باشد. حتی خندوانه هم گاهی دارد نصحیت می‌کند.

از تلویزیون بگذریم حتی تلگرام هم کلاس درس شده. یعنی حتی توی تلگرام هم مردم خودشان برای هم دیگر جملات پند آموز و پیام‌های اخلاقی و رهنمودهای فکری و اجتماعی می‌گذارند. این‌قدر هم اوضاع خراب است که اگر دو، سه تا از جمله‌های دکتر شریعتی را کنار هم بگذاری و البته (ببخشید) اینقدر ساده باشی که فکر کنی اصلیت دارد، مطمئن می‌شوی که دکتر شریعتی خود درگیری داشته و خودش توی جملات خودش، جملاتش را نقض کرده.

و جالب هم این‌جاست که این  اخلاقی نویسی‌ها و نکته آموزی‌ها فقط برای همسایه است. یعنی آن کسی که این متن را نوشته یا این نصیحت را کرده مطمئن باشید اگر خودش گرفتار آن اشتباه نباشد، گرفتار کمتر از آن هم نیست و اصلا هم برایش مهم نیست  به چیزی که می‌گوید و مدعی شده عمل می‌کند یا نه. فقط بقیه بدانند که ما فهمیدیم و می‌دانیم این مشکلات هست.

و خوب مطمئنا این‌که امروز اجتماع پر شده از فضائل اخلاقی به خاطر این حجم عظیم از مطالب و آثاری ست که صرفا برای همین امر ساخته شده. یعنی این‌قدر که همه‌مان یک پا دکترای جامعه شناسی شدیم، دیگر خودمان خسته شدیم از عمل به چیزهایی که از بچگی برای‌مان به شکل کلیشه در آمده و این‌که امروز دست زدن به لباسشویی‌ها به شکل آزادی و یک راه جدید زندگی دیده می‌شود فقط به خاطر این افراط در نصیحت کردن هم دیگر است.

تو را به خدا کارهای موفقی را که در جهان ساخته شده به یاد بیاورید.  از رمان‌ها تا فیلم‌های موفق کدوم‌شان دائما به دنبال نصیحت بودند؟ کدام‌شان هی چپ و راست پیام اخلاقی می‌فرستادند؟ همه در ظاهر برای لذت بردن و صرفا برای مخاطب تهیه شد اما وقتی آن رمان به آخر می‌رسید و آن فیلم تمام می‌شود، آن چیزی که برای مخاطب مانده یک باور ناخودآگاه به پیامی ست که از اول تا آخر در آن اثر نهفته بوده .

نمی‌خواهم وقت کسی را بگیرم. از آن موقع فقط دارم تلاش می‌کنم از این درد بگویم که به شخصه خسته شدم از این‌که چرا دوست نداریم قبول کنیم که گاهی دیگران حق دارند خودشان درک کنند و به یک باور برسند که چه چیزی صحیح است و چه چیزی اشتباه و هیچ نیازی به کمک ما ندارند.

در آخر بگذارید یک نکته اخلاقی خدمت بزرگواران بگویم!!!  اول از همه سعی کنید عمل به معروف کنید، بعد امر به معروف و نهی از منکر.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ye_pesar
ye_pesar
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٠
واقعا خیلی ممنون از جیم عزیز که مطلب رو قبل از آپلود ویراستاری کرد مخصوصا چون تو کپی کردن متن یه مشکلی پیش اومد که یکی دو تا از جمله ها پایین و بالا شد / اما یه مشکلی که هست اینه که من کاملا متن رو تلگرامی یا از لحاظ ادبی محاوره ای نوشته بودم اما جیم زحمت کشیده و مخصوصا افعال رو به شکل کتابی در آورده /// مثلا من نوشته بودم "شلنگ رسانه ملی دستته" اما جیم زحمت اصلاحشو کسید و نوشت " رسانه ملی دستت است"/// والا چیزی از مطلب کم نشده اما میشه گفت کاملا لحنش عوض شده // هر چند بازم ممنون
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٨/١١
٠
٠
این لینک آموزشی رو بخونید: http://jeem.ir/pagetwo.php?print=2&type=14&id=15817
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٠
یعنی بعضی وقتا از دست این پیام‌های گل درشت اخلاقی تلویزیون دوست دارم جفت پا برم وسط ال سی دی بعد هم با خودم از طبقه دوم پرتش کنم پایین!!!! مطلب رو هم از حالت شکسته درآوردیم چون رسمی‌تر و مناسبتر برای یک حرف جدی میشد. بعدشم ایشالا تمرین میشه که اگر خواستید یه مقاله یا یه زمانی یه کتاب بنویسید و جایی منتشرش کنید، دیگه شکسته نویسی داخلش نباشه و به مشکل نخوره.
ye_pesar
ye_pesar
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٠
خخخخخ - خیلی ممنون که خوندین و خوشحالم که دردم درد مشترکه :) - در مورد اینکه گفتین مطلب رو از حالت شکسته در آوردیم که مناسبتر واسه یه حرف جدی بشه هم همونطور که یه جورایی گفتم و بازم می گم ؛ متشکرم بخاطر اینکه زحمت کشیدن متن رو به سطح و کلاس سایت رسوندین اما بصورت کلی بهتون بگم ؛ من بشخصه اگه چیزی می نویسم " البته گاهی "همه و همه اش واسه بیان یه سری احساساتیه که می خوام به اشتراک بذارم ؛ واسه همین بهش به شکل یه قطعه ی ادبی یا یه درس توی کتاب فارسی نگاه نمی کنم و عقیده ی شخصیم هم اینه که اگه امروز امار مطالعه در ایران پایینه علت اصلیش همینه که ما اون چیزی رو که می گیم رو نمی نویسیم ؛ واسه همینه مخاطب باید تو ذهنش یه سری واژه های خشک رسمی رو که تعارف گونه است به زبان قابل فهم و احساس شدن در بیاره ؛
admincheh
admincheh
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
الان اگه دقت کرده باشین تو بطن این موضوع هم یه تمی از نصیحت به کار رفته :دی !شلنگ رسانه ملی که دیگه شیرفلکه اش هرز شده ، طفلک ما :دی
lale
lale
٩٤/١٠/١٦
٠
٠
یه پسر باهوش ؛)
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات