این آمدن‌های تو کارهای دل من را لنگ می‌کند

این آمدن‌های تو کارهای دل من را لنگ می‌کند

نویسنده : Sara_Rh

می‌دانی هر چه خواستم دور شوم نزدیک‌تر شدی، خواستم اسمت را نشنیده بگیرم گوش‌هایم تیزتر شد که آمده‌ای. کار سختی نیست، من می‌توانم تاریخ آمدن‌های آینده را برایت پیش بینی کنم، من تمام روزهای قرمز تقویم را از بهمن سال قبل حفظم، از وقتی که با هوای شهر مشترک‌مان خداحافظی کردی و من بهت زده‌ترین دختر شهر بودم و پشت سر هم مسیر فرمانداری تا آن سر شهر راه می‌رفتم که شاید تو در جای سال قبلت نشسته باشی یا به پیاده رو آمده باشی و من از دور دیدبان تو باشم. همه، آن روزها به دنبال احوال من بودند که در من چه اتفاقی شکسته است که دیگر نمی‌خندم، دیگر داشت برای همه سه می‌شد، زود خودم را از جلو چشم‌های دیگران جمع کردم. حالا می‌آیی و من باید حواسم را جمع  کنم که با شنیدن اسمت، از بلندای اسمت در جمع پرت نشوم و جلو سوال‌های ذهنم از احوالت تا .... بگیرم، یا برق چشم‌هایم من را لو ندهد، کاری زجر آور و نفرت انگیز است از این‌که باید احساسم را در خودم پنهان کنم و گاه عذاب وجدان در زیر فکرهایم شروع به مور مور کردن می‌کند .

لج درد آورتر از این  ندیده‌ام، از این‌که احوال تو را باید دسته جمعی بپرسم، مثلا همه خوب بودن؟ چه احوال پرسی مسخره‌ای! با این اوصاف حق دارم به هر آنچه می‌شنوم قانع باشم. اعتراف می‌کنم تنها برای خواندن اسم تو من از سانسور استفاده می‌کنم، چون در من احساسی زندگی می‌کند که با خواندن اسم تو فریاد می‌زند فریاد... حالا هر چه می‌خواهی اسم لیست کن، در من جز اسم تو هیچ کس فرمان روایی نمی‌کند .

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٨/٠٥
٠
٠
محققین یه چیز جالب بدست آورده بودن و اونم این که : اسم هر کسی از نظر خودش زیباترین کلمه ایه که میتونه به گوشش برسه!باید یکی تحقیق کنه روی اسم یکی دیگه رو گوش ما!
پربازدیدتریـــن ها
پیامی از تو

چایی را می‌ریزم همسرم

٩٦/٠١/٢٨
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
هنوز تو را به خدا نسپرده بودم

عجب غروب غریبی است!

٩٦/٠١/٢٧
شعری سروده خودم

غزلِ شیرین ترین تردید

٩٦/٠١/٢٨
داستان کوتاه

رنگ پریده تر

٩٦/٠١/٢٧
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
از رویای پرواز تا ...

زمین پیما

٩٦/٠١/٢٨
ازدواج اشتباه

خط فاصله

٩٦/٠١/٢٧
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
با همان سرعت و دقت

ضَرَبَ، ضَرَبا

٩٦/٠١/٢٧
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
شاید بتوان شنید!

خدا را نمی‌توان دید اما...

٩٦/٠١/٢٨
احساساتی که ابراز نشدند

مادر، دوستت دارم تا آن سوی ابدیت

٩٦/٠١/٢٧
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
کمی هم به فکر خودتان باشید!

تقدیری از دولت عزیز

٩٦/٠١/٢٨
چرا باید هزینه پرداخت؟

تابلوی خیلی تابلو

٩٦/٠١/٢٩
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
ما دو پدیده قرن هستیم!

نامه احمدی نژاد به ترامپ

٩٦/٠١/٢٨
تبلیغات
تبلیغات