هواتو کردم آقا

هواتو کردم آقا

نویسنده : نارین

السلام  علیک علی بن موسی الرضا

از این 18 سالی که از خدا عمر گرفتم، هیچوقت نشد و نطلبیدی که بیام حرمت.

نه ...شکایت ندارم، ولی عجیب امشب دلم هواتو کرده. کبوتری بودم که با بوی تسبیح و جانماز مادربزرگم هوایی شدم . هوایی شدم با بوی گل یاسی که از حرمت برام آوردن . هوایی شدم با صحبت‌هایی که از حرمت شنیدم.

نه .. بازم می‌گم شکایتی ندارم ... ولی کاش رام میدادی تو حرمت. کاش وقتی با خانواده‌ام قصد اومدن به حرمت کردیم. عزیزترینم جلوی چشمام پر پر نمی‌شد. کاش ...

نه... شکایتی ندارم. می‌دونم که اون بالایی کریمه . می‌دونم هر چی اون بخواد میشه . ولی کاش الان مادرم پیشم بود . کاش الان بود و گوشه چادرش رو می‌گرفتم زار زار گریه می‌کردم. شکایت دنیا رو بهش می‌کردم. بعد اون برمی‌گشت و می‌گفت هیچوقت از اون کسی که بهت زندگی بخشیده شکایت نکن. 

من رو ببخش آقا؛ خواهش می‌کنم از حرفی که الان بهت زدم و به اون بالایی چیزی نگو! هواتو کردم آقا! کاش رام می‌دادی تو حرمت!

هوا تو کردم من حیرون تو این روزا هواتو کردم...

دلم میخوادت میخوام بیام تو آسمون دورت بگردم...

هوایی میشم همون روزا که میبینم هوامو داری...

میخوام بدونم تا کی میخوای ببینی و به روم نیاری...

================

پی نوشتـــ :

امام رضا کاش رام م‌یدادی تو حرمت !

کاش ...

ولی بازم شکایتی ندارم !

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٨/٠٦
٠
٠
سلام دوست عزیز ، امام رضای ما اینقدر مهربونه که همه آدمهارو توی حرمش راه میده ، این خود ماییم که گاهی کاهلی خودمون رو توی زیارت به حساب نطلبیدن آقا می گذاریم .شما تصمیم به زیارت آقا بگیرید ، خواهید دید که طلبیده هم میشید ، التماس دعا :)
narin_goli
narin_goli
٩٤/٠٨/٠٦
٠
٠
محتاجيم به دعا :)
sh_kiyan
sh_kiyan
٩٤/٠٨/٠٦
٠
٠
یک 18 ساله و این همه عشق ... خوش به حال ِ دِلَتــــــ .... خدا بیامرزه مادرتون رو ... التماس ِ دعا ...
narin_goli
narin_goli
٩٤/٠٨/٠٦
٠
٠
ممنونم محتاجيم به دعا
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/٠٨/٠٨
٠
٠
انشالله آقا میطلبه ! غصه نخورین ! مهربون تر از امام رضا خدا نیافرید...
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات