همه یاران و بنی هاشم شهید می‌شوند
دهمین روز محرم در کربلا چه گذشت!؟

همه یاران و بنی هاشم شهید می‌شوند

نویسنده : سید مصطفی موسوی اصل

در شب عاشورا به محمد بن بشیر حضرمی یكی از یاران امام حسین(ع) خبر دادند كه فرزندت در ری اسیر شده است. او در پاسخ گفت: ثواب این مصیبت او و خود را از خدای متعال آرزو مي‏كنم و دوست ندارم فرزندم اسیر باشد و من زنده بمانم. امام حسین(ع) چون سخن او را شنید، فرمود: خدا تو را بیامرزد، من بیعت خود را از تو برداشتم، برو و در آزاد كردن فرزندت بكوش.

محمد بن بشیر گفت: هرگز اگر چنین كنم و از تو جدا می‌شوم.

امام(ع) پنج جامه به او داد كه هزار دینار ارزش داشت و فرمود: پس این لباس‌ها را به فرزندت كه همراه توست بسپار تا در آزادی برادرش مصرف كند.1

امام حسین(ع) در سخنرانی شب عاشورا خبر از شهادت یاران و آنان را به پاداش الهی بشارت داد. در این مجلس قاسم بن الحسن به امام(ع) عرض كرد: آیا من نیز به شهادت خواهم رسید؟ امام با عطوفت و مهربانی فرمود: فرزندم؛ مرگ در نزد تو چگونه است؟ عرض كرد: ای عمو جان، مرگ در كام من از عسل شیرین‏تر است. امام(ع) فرمودند: آری تو نیز به شهادت خواهی رسید بعد از آنكه به رنج سختی مبتلا شوی و همچنین پسرم عبداللّه‏ و كودك شیرخواره‌‌ام به شهادت خواهند رسید.

قاسم گفت: مگر لشكر دشمن به خیمه‏ها هم حمله مي‏كنند!؟ امام(ع) به ماجرای شهادت عبداللّه‏ اشاره نمودند كه قاسم بن الحسن تاب نیاورد و گریست و همه شیون و زاری سر دادند.2

امام(ع) در شب عاشورا دستور دادند برای حفظ حرم و خیام، خندقی را پشت خیمه‏ها حفر كنند. حضرت دستور داد به محض حمله دشمن چوب‌ها و خار و خاشاكی كه در خندق بود را آتش بزنند تا ارتباط دشمن از پشت سر قطع شود و این تدبیر امام(ع) بسیار سودمند بود.3

مرحوم شیخ صدوق در كتاب ارزشمند امالی نوشته است: شب عاشورا حضرت علي‏اكبر(ع) و 30 نفر از اصحاب به دستور امام علیه‏السلام از شریعه فرات آب آوردند. امام(ع) به یاران فرمود: برخیزید، غسل كنید و وضو بگیرید كه این آخرین توشه شماست.

در روز عاشورا، میدانی که 72 یار و هزاران دشمن كینه‏توزی كه هیچ رحم و مروّت ندارند، اینك عاشورا كه هر چه از آن بگوییم كم گفته‏ایم، از برخوردهای جلاّدانه سپاه عمر بن سعد، یا عنایات و الطاف سیدالشهداء(ع)!؟

سردارانی، سپاه عظیمی را به سوی جهنم رهبری مي‏كردند و امام معصومی لشكر كم تعداد خود را به بهشت بشارت مي‏داد و سرانجام شهادت، خون، نیزه، عطش و اطفال، تازیانه و سرهای بریده، آه از اسارت و شام، آه از خرابه.

تا به قتلت عدو شتاب گرفت چرخ را سخت اضطراب گرفت

ریخت خون مقدّست به زمین آسمان زاشك آب گرفت

ابر خون ماه عارضت پوشاند همه گفتند آفتاب گرفت

ناله مصطفی به گوش رسید موج خون زچشم بوتراب گرفت

شد سیه رنگ آسمان از خشم كه زخونت زمین خضاب گرفت

آن تن پاره پاره را دربر گه سكینه گهی رباب گرفت

شست زینب زاشك جسمت را بلكه از چشم خود گلاب گرفت

بر تن پاره پاره داد سلام زآن بریده ‏گلو جواب گرفت

هردم از زخم بي‏حساب تَنَتْ خم شد و بوسه بي‏حساب گرفت4

1 الملهوف، ص39

2 نفس المهموم، ص230

3  الامام الحسین و اصحابه، ص257

4  شعر از غلامرضا سازگار

 

|| مداحی و سخنرانی شب دهم محرم

در انتهای هم برای شب دهم محرم سه مداحی و یک سخنرانی برای شما انتخاب کردیم، برای دانلود کافی است روی عکس هر مداحی کلیک کنید.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

زیر باران خنده با چشمان گریان ساده بود

٩٥/١١/٢٥
تا آن روز چقدر فاصله داریم؟

در حکومت امام زمان

٩٥/١١/٢٥
حیف شد

حیاط خانه ی مادرجون

٩٥/١١/٢٦
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
آدم ها گاهی عوض نمی شوند

هر کسی را سازشی ست، با ساز خود تنها نزن

٩٥/١١/٢٤
راننده تاکسی بی اعصاب

خاطرات یک روان پریش

٩٥/١١/٢٤
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
گاهی از پنجره بیرون را نگاه کن

به دنیا آمدیم تا به هم کمک کنیم

٩٥/١١/٢٧
حالا نوبت من بود

نامه ای به خدا

٩٥/١١/٢٧
زیر ترنم باران وحی

موسیقی خدا

٩٥/١١/٢٤
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
مراقبش باش

ماه بالا بلند من

٩٥/١١/٢٤
آمده بودم بنویسم...

دو دقیقه حواستان را به من بدهید لطفا

٩٥/١١/٢٦
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت دوم

٩٥/١١/٢٧
من اکنون هستم

جانان من

٩٥/١١/٢٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
از تو ممنونم

خدایی باش

٩٥/١١/٢٥
از عکس های پی در پی تا شاخ های اینستاگرامی

زندگی به سبک اینستاگرام

٩٥/١١/٢٥
من متخصص هستم!

راه اشتباهی

٩٥/١١/٢٧
تبلیغات
تبلیغات