زیر بارانی که نیست / شعر

زیر بارانی که نیست / شعر

نویسنده : REZA_ZDR

در خیالات خودم، در زیر بارانی که نیست

می‌رسم با تو به خانه از خیابانی که نیست

می‌نشینی رو به رویم خستگی در می‌کنی

چای می‌ریزم برایت توی فنجانی که نیست 

باز می‌خندی و می‌پرسی که حالت بهتر است؟

باز می‌خندم که خیلی، گرچه می‌دانی که نیست 

شعر می‌خوانم برایت واژه‌ها گل می‌کنند

یاس و مریم می‌گذارم توی گلدانی که نیست 

چشم می‌دوزم به چشمت، می‌شود آیا کمی

دست‌هایم را بگیری بین دستانی که نیست؟ 

وقت رفتن می‌شود با بغض می‌گویم نرو

پشت پایت اشک می‌ریزم توی ایوانی که نیست 

می‌روی و خانه لبریز از نبودت می‌شود

باز تنها می‌شوم با یاد مهمانی که نیست 

رفته‌ای و بعد تو این کار هر روز من است

باور این‌که نباشی کار آسانی که نیست...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی
مرتضی
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٠
فوق العاده بود، با اجازه کپی
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٠
خیلی زیبا بود آقای رضا / ممنون از شما
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٠
من شنیدم این رو همسر یه مفقودالاثر سروده یا از زبان یه خانم همسر مفقود الاثر بوده ولی واقعا زیباس ممنون/
admincheh
admincheh
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
گوگل سرچ کردم اسم شاعرش گمونم بیتا امیری بود
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
پس از زبان یه همسر مفقود الاثر بوده!
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
شعر بسیلر زیبائیست ،من خیلی دوستش دارم . مرسی.
پربازدیدتریـــن ها
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
زنانی که نمی دانند زن هستند

زنان علیه ورزشگاه!

٩٦/٠٣/٠٣
قرارمان فردا شب...

پشت سکوت تب دار ماه

٩٦/٠٣/٠٦
استاد بافندگی زندگی!

دختر کنار دستی من

٩٦/٠٣/٠٤
برای شاد بودن، منتظر هیچ مردی نباش

نامه ای به دخترم

٩٦/٠٣/٠٤
او برایم همه بود

این من خودخواه

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

عاصی شده ام

٩٦/٠٣/٠٣
شعری سروده خودم

بانوی پهلوی

٩٦/٠٣/٠٦
بی هیچ تفسیری

رمضان یعنی رمضان!

٩٦/٠٣/٠٦
رسالت انسان

پرندگی

٩٦/٠٣/٠٤
نوشته های خود خود من

به اسم صادق هدایت!

٩٦/٠٣/٠٦
آن ها سالم اند یا ما؟

خودمان باشیم

٩٦/٠٣/٠٧
دنبال تو می گردم

امیدوارترین عاشق این حوالی

٩٦/٠٣/٠٤
باران در ظهر آفتابی

بمان کنارم

٩٦/٠٣/٠٣
شعری سروده خودم

مایه ننگ بشر خواهیم شد

٩٦/٠٣/٠٧
زندگی به جای شخصیت های کودکی

چقدر خوب که من خودم هستم

٩٦/٠٣/٠٧
حکایت هیوندا اکسنت در دانشکده پزشکی

مکالمه در حال سبزی پاک کردن!

٩٦/٠٣/٠٢
تبلیغات
تبلیغات