تجربه احساس دست‌های گره خورده

تجربه احساس دست‌های گره خورده

نویسنده : sib_a

عاشقانه‌های فروغ را گرفته بودم مقابل صورتم و برایش از حیاطِ تنهای خانه‌مان می‌خواندم. از خمیازه‌های تنبلِ کشدارِ روزهای جمعه و کسی که قرار بود بیاید. و پرنده‌ای که باید روزی جان می‌سپرد .

نگاهِ مهدیه از پشت شیشه‌های عینکِ مستطیلی‌اش ، جذاب‌ترین حضورِ ممکن بود. وقتی یک نفر شش دُنگِ حواسش را می‌دهد به تو، یعنی هنوز یک نفر هست که لحظه‌های با هم بودن‌تان را صمیمانه می‌پرستد. یعنی فقط صدای خنده‌های اوست که می‌تواند دیوارِ دل تنگی غروب‌هایت را منهدم کند .

گاهی فقط یک جمله از سوی او کافی ست تا به این یقین برسی که چقدر می‌شود وجودِ یک نفر را ارزشمند دانست. من بیست و نه مهر ماهِ نود و چهار، وقتی برایت، از «تولدی دیگر» فرخزاد می‌خواندم دریافتم پیوند دل‌هایمان، از نوع دوست داشتن است .و این را می‌دانم، که زیر چتر گسترده خداوند، خورشید رفاقت‌مان هیچ گاه به غروبِ نابودی نخواهد نشست  . 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
چرا باید هزینه پرداخت؟

تابلوی خیلی تابلو

٩٦/٠١/٢٩
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
از والیبالیستی تا خوابیدن با چشم های باز

معلم ها در گذر زمان

٩٦/٠١/٣١
تبلیغات
تبلیغات