طفل 6 ماهه آرام با صدای یا ثارالله خوابیده بود!

به گوشه‌ای از حسینیه نگاهی انداختم، چشمم به بچه‌ای خورد که می‌گفت تشنه‌ام

بیرون رفتم تا آبی برای تشنگان حسین ببرم ابتدا برای پیرزنی سیه پوش با چادری کهنه آب ریختم، آب را نوشید و زیر لب زمزمه کرد سلام بر حسین، لعنت بر یزید.

نفرات بعدی هم همین را زمزمه می‌کردند، حاج آقا شروع کرد به سخن گفتن، باز به بیرون رفتم تا آب را به پر کنم که مردی پیر را دیدم که گریه می‌کرد و زمزمه یا حسین بر لب داشت!

آب را پر کردم و به قسمت پشت مردانه رفتم تا شربت‌ها را تحویل کسی بدهم که سخنان روحانی به گوشم خورد که گفت: ما سال پیش رفیتم حرم آقا امام رضا(ع)، مردی خونه‌اش کنار حرم آقا بود، رفتیم پیشش (مکث بلندی کرد و گفت ) 5 تا پسر داشت، پنج تا پسرش رو فرستاد جنگ، هر پنج تاشون شهید شدن، گفتم بهش حاجی کی بهت گفته بود پنج تا پسرتو بفرستی جنگ؟ بهم لخبندی زد و گفت آقام حسین، علی اصغرش و برای خدا داد رفت منم پیرو همون مردم و پنج تا پسرم و دادم برای خدا !

به قسمت خانم‌ها برگشتم و پیش صاحب حسینیه نشستم، بهش نگاهی کرد او هم دو پسرش را برای دین خدا داد، بهم نگاهی کرد و گفت: دخترم من که پیر شدم شما جوونا و حاج مرتضی حواستون باشه که چیزی کم و کسر نباشه، نمی‌خوام شرمنده آقا امام حسین بشم ...

یا حسین این‌جا همه دیوانه تو شدند ...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٨/٠٦
٠
٠
سلام...
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٤/٠٨/٠٦
٠
٠
:) حس و حالش خوبه
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٩/١٣
٠
٠
زیبا بود خانوم کیاناز خانوم ... تولدتون هم مبارک :)
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/١٠/٠٨
٠
٠
خیلی قشنگ بود مرسی
پربازدیدتریـــن ها
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩
شعری سروده خودم

وقتی که دلت...

٩٦/٠٤/٣١
از حسرت هایمان می نویسم

نامه هایی به همسرم / قسمت اول

٩٦/٠٥/٠١
از قیمت پیاز تا ژن خوب

اونایی که ژن خوب ندارن نیان پیج من، مرسی اه!

٩٦/٠٥/٠٤

چه حسی تو عمق موهامون!

٩٦/٠٥/٠٢
قول بده جز من نخواهی

ما مردها از یک بیماری رنج می بریم

٩٦/٠٥/٠٤
امان از روزی که دلمان یخ بزند

سرد نباشیم

٩٦/٠٤/٣١
رابطه های نیمه تمام

ترس از تنهایی

٩٦/٠٤/٣١
چقدر به هم می آمدیم

شال گردن

٩٦/٠٥/٠١
شعری سروده خودم

یهو یک عده دختر آفریدند

٩٦/٠٥/٠٤
همه خوبن، دولت بده

رابطه دولت و کودک آزاری چیست؟

٩٦/٠٤/٢٩
در باب اهمیت انتخاب رشته

برسد به دست پسا کنکوری ها

٩٦/٠٥/٠٥
روز آف؛ بهترین روز هفته

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت هفتم

٩٦/٠٤/٣١
من اهل بازی نیستم و تو خود خوب این را میدانی

دیر آمدی...

٩٦/٠٤/٢٩
اصیل و گس

خرمالوی من

٩٦/٠٥/٠٤
شعری سروده خودم

نو به بازار آمده...

٩٦/٠٤/٢٩
در حسرت زندگی بنجامین باتن!

معضلی به نام چاقی

٩٦/٠٥/٠٣
می گذارم همه چیز از دست برود

ترس از دست دادن

٩٦/٠٤/٣١
من رویایت را می فهمم

وقتی بزرگ ترین رویای تو بازی لی لی باشد

٩٦/٠٥/٠٥
با حوصله و امید

مرداد را باید سرفرصت زندگی کرد

٩٦/٠٥/٠٣
تبلیغات