پیرمردِ گدا

پیرمردِ گدا

نویسنده : h_sadat

توی راه دندان پزشکی‌ام. من با اخم‌های در هم رفته و آرزوی این‌که ای کاش هیچکدام از دوستانم را نبینم، نصف راه را رفتیم. یک پیرمرد گدا ناله می‌کرد و با قوطی ِپول‌های گدایی‌اش چهار دست و پا راه می‌رفت. بغضم گرفت و ناراحت شدم، او نتوانسته بود خودش را پیدا کند و تقصیر خودش هم بود ولی خیلی بد است وقتی غرور خرد شده کسی را ببینی که از تو بزرگتر است...

تقصیر من و تو نیست که آن‌ها از آینده‌شان می‌ترسیدند یا جرئت ساختنش را نداشتند ولی اگر یک روزی، یک جایی دیدی‌شان و کمک‌شان نکردی، تقصیر توست.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
چرا دوست نداشتی دوستات تو راه دندان پزشکی ببینن تو رو ؟! راستش یه خرده مطلبت گنگ بود و نتیجه گیری مستقیمی داشت .
h_sadat
h_sadat
٩٤/٠٨/١١
٠
٠
چیش گُنگ بود؟؟ 0.0
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
بعضی جمله های متن به نظر مبهم بود مثل(( او نتوانسته بود خودش را پیدا کند و این تقصیر خودش بود )) یا ((تقصیر من و تو نیست که ...........نداشتند ))
h_sadat
h_sadat
٩٤/٠٨/١١
٠
٠
منظورم از "او" همون پیره مردس دیگه. "آن ها" هم امثال پیر مرد.
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/٠٨/١١
٠
٠
جالبه
h_sadat
h_sadat
٩٤/٠٨/١١
٠
٠
:)
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات