عمر سعد حتی به جو ری هم نرسید!
هشتمین روز محرم در کربلا چه گذشت!؟

عمر سعد حتی به جو ری هم نرسید!

نویسنده : سید مصطفی موسوی اصل

«خوارزمی» در مقتل الحسین و «خیابانی» در وقایع الایام نوشته‏اند كه در روز هشتم محرم امام حسین(ع) و اصحابش از تشنگی سخت آزرده شده بودند؛ بنابراین امام(ع) كلنگی برداشت و در پشت خیمه‏ها به فاصله نوزده گام به طرف قبله، زمین را كَند، آبی گوارا بیرون آمد و همه نوشیدند و مشك‌ها را پر كردند، سپس آن آب ناپدید شد و دیگر نشانی از آن دیده نشد. هنگامی كه خبر این ماجرا به عبیدا...‏ بن زیاد رسید، پیكی نزد عمر بن سعد فرستاد كه به من خبر رسیده كه حسین(ع) چاه مي‏كَند و آب بدست مي‏آورد. به محض این‌كه این نامه به تو رسید، مراقبت كن كه دست آن‌ها به آب نرسد و بر حسین(ع) و یارانش سخت بگیر. عمر بن سعد دستور او را عمل کرد.1

در این روز یزید بن حصین همدانی از امام(ع) اجازه گرفت تا با عمر بن سعد گفتگو كند. حضرت اجازه داد و او بدون آن‌كه سلام كند بر عمر بن سعد وارد شد؛ عمر بن سعد گفت: ای مرد همدانی! چه چیز تو را از سلام كردن به من بازداشته است؟ مگر من مسلمان نیستم؟ گفت: اگر تو خود را مسلمان مي‏پنداری پس چرا بر فرزند پیامبر شوریده و تصمیم به كشتن آن‌ها گرفته‏ای و آب فرات را از آنان مضایقه مي‏كنی؟

عمر بن سعد سر به زیر انداخت و گفت: ای همدانی! من مي‏دانم كه آزار دادن این خاندان حرام است، من در لحظات حسّاسی قرار گرفته‏ام و نمي‏دانم باید چه كنم؛ آیا حكومت ری را رها كنم، حكومتی كه در اشتیاقش مي‏سوزم؟ و یا دستانم به خون حسین آلوده گردد، در حالی كه مي‏دانم كیفر این كار، آتش است؟ ای مرد همدانی حكومت ری به منزله نور چشمان من است و من در خود نمي‏بینم كه بتوانم از آن گذشت كنم.

یزید بن حصین همدانی بازگشت و ماجرا را به عرض امام(ع) رساند و گفت: عمر بن سعد حاضر شده است شما را در برابر حكومت ری به قتل برساند.2

امام(ع) مردی از یاران خود بنام عمرو بن قرظه را نزد ابن سعد فرستاد و از او خواست تا شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتی داشته باشند.

شب هنگام امام حسین(ع) با 20 نفر و عمر بن سعد با 20  نفر در محل موعود حاضر شدند. امام(ع) به همراهان خود دستور داد تا برگردند و فقط برادر خود حضرت عباس(ع)  و فرزندش حضرت علي‏اكبر(ع) را نزد خود نگاه داشت. عمر بن سعد نیز فرزندش حفص و غلامش را نگه داشت و بقیه را مرخص كرد.

در این ملاقات عمر بن سعد هر بار در برابر سوال امام(ع) كه فرمود: آیا مي‏خواهی با من مقابله كنی؟ عذری آورد و یك بار گفت: مي‏ترسم خانه‏ام را خراب كنند! امام(ع) فرمود: من خانه‏ات را مي‏سازم. ابن سعد گفت: مي‏ترسم اموال و املاكم را بگیرند، امام فرمود: من بهتر از آن را به تو خواهم داد، از اموالی كه در حجاز دارم. عمر بن سعد گفت: من در كوفه بر جان افراد خانواده‏ام از خشم ابن زیاد بیمناكم و مي‏ترسم آن‌ها را از دم شمشیر بگذراند.

حضرت هنگامی كه مشاهده كرد عمر بن سعد از تصمیم خود باز نمي‏گردد، از جای برخاست در حالی كه مي‏فرمود: «تو را چه مي‏شود؟ خداوند جانت را در بسترت بگیرد و تو را در قیامت نیامرزد. به خدا سوگند! من مي‏دانم كه از گندم عراق نخواهی خورد»! ابن سعد با تمسخر گفت: «جو ری ما را بس است. »3

پس از این ماجرا، عمر بن سعد نامه‏ای به عبیدا...‏ نوشت و ضمن آن پیشنهاد كرد كه حسین(ع) را رها كنند؛ چرا كه خودش گفته است كه یا به حجاز برمي‏گردم یا به مملكت دیگری مي‏روم. عبیدا...‏ در حضور یاران خود نامه ابن سعد را خواند «شمر بن ذی الجوشن» سخت برآشفت و نگذاشت عبیدا...‏ با پیشنهاد عمر بن سعد موافقت كند.4

1. وقایع الایام، ج5، ص27؛ مقتل الحسین، خوارزمی، ج1، ص244

2. كشف الغمة، ج2، ص47

3. بحارالانوار، ج44، ص388

4. ارشاد، شیخ مفید، ج2، ص82

 

|| مداحی و سخنرانی شب هشتم محرم

در انتهای هم برای شب هشتم محرم سه مداحی و یک سخنرانی برای شما انتخاب کردیم، برای دانلود کافی است روی عکس هر مداحی کلیک کنید.

 

|| از قرار ذکرهایمان هم فراموش نکنیم 

روز هشتم / زیارت عاشورا و صد مرتبه : اَنْتَ الرَّازِقُ و اَنَا الْمَرْزوق (تو روزي دهنده هستي و من روزي گيرنده)

روز نهم / زیارت حضرت عباس و 72مرتبه : اَلسلامُ عَلی الحُسین وَعَلی علی بن الحُسین وَعَلی اُولاد الـحسین وعَلی اَصحاب الحُسین

روز دهم / زیارت عاشورا و صدمرتبه: أَعْظَمَ اللَّهُ أُجُورَ نَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ‏ وَ جَعَلَنَا وَ إِیَّاکُمْ مِنَ الطَّالِبِینَ بِثَارِهِ مَعَ وَلِیِّهِ الْإِمَامِ الْمَهْدِیِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ (عَلَیْهِ) السَّلاَمُ (خدا بزرگ فرماید اجرهای‌مان را به مصیبت‌مان بر حسین(ع) و ما و شما را از خواهندگان خون او همراه با ولی اش اما مهدی(عج)از خاندان محمد(ص) قراردهد)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٧/٢٩
٠
٠
سخنان امام حسین (ع)خطاب به عمر سعد دل نشین است؛ مطلب به جا و مفیدی ایراد نموده اید سپاس
sm-mousavi
sm-mousavi
٩٤/٠٧/٢٩
٠
٠
ممنون از نظرتون:)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨