من و بچه‌ها

من و بچه‌ها

نویسنده : mra

روزهایی بوده که حتی پول یک نان را هم نداشته‌ام یا چند سکه‌ای که بشود از صفحه اول و دوم شناسنامه یک برگ کپی گرفت و از آن طرف باز ایامی بوده که چند ده میلیون را ریخته‌ام توی یک ساکی و رفته‌ام توی بازار که مثلا این خانه چند؟ یا این ماشین چند؟ دلم قرص بوده به بعضی رفقا که سخت‌ترین گره‌ها را برایم باز کرده‌اند و به وقتش برای‌شان باز کرده‌ام.

پریشب‌ها توی حرف‌هایش فهمیدم که دلش پیش آن ماشین آلبالویی یک گلگیر رنگی است که ته آن نمایشگاه اتومبیل کرده‌اند و پولش نمی‌رسد. گفتم تو برو قولنامه‌اش را بنویس و من و بچه‌ها تا یک ساعت دیگر می‌آییم. همان شب با همان آلبالویی یک گلگیر رنگ برگشتیم. هفت، هشت نفر سوارش بودیم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/٢٩
٠
٠
:| خدا رفاقتتونو زیاد کنه و از رفیقا برای ما زیادتر!!
مرتضی
مرتضی
٩٤/٠٧/٣٠
٠
٠
خدایا ازین جور رفیقا برای ما برسان
پربازدیدتریـــن ها
تجربه اولین نمایشگاه کتاب

اردو در نمایشگاه

٩٦/٠٢/٢٨
برای 30 سالگی ام

هوایی ام به هوای تو

٩٦/٠٢/٢٨
شعری سروده خودم

کی گفته جنگِ بر سرِ رای افتخار است؟

٩٦/٠٢/٣٠
دلت نیامده مرا صدا کنی

شاه مقصود دلم

٩٦/٠٢/٣١
حواس مان به کائنات هم باشد

خانم های مجلس بخوانند

٩٦/٠٢/٣١
فیلتر دوستان

اندر مزایای انتخابات!

٩٦/٠٢/٢٨
این کار خطرناک

مردان شیشه ای

٩٦/٠٢/٢٨
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
ابلیس گونه مردود جهان شدم

در آن شب نخست

٩٦/٠٢/٣١
یاد روزهای قبل از عاشق شدن

پسر آن دیگری

٩٦/٠٣/٠١
این کتاب را حتما بخوانید

کتابی از آلبادسس بدس

٩٦/٠٢/٢٨
شعری سروده خودم

مشتری بی مدار

٩٦/٠٢/٣٠
«دوستت دارم»های زندگی

بعضی از آدم ها...

٩٦/٠٣/٠١
زنانی که نمی دانند زن هستند

زنان علیه ورزشگاه!

٩٦/٠٣/٠٣
او برایم همه بود

این من خودخواه

٩٦/٠٣/٠٢
جایی برای آدم های تازه

نترس و بگذار بروند

٩٦/٠٣/٠١
مسئله این است

پول دار یا بی پول!

٩٦/٠٢/٣٠
تبلیغات
تبلیغات