فقط وجدانِ آتش گرفته  است که می‌تواند از روی سهل انگاری جنگلی را بسوزاند و یا شاهد سوختن آن باشد.

شک نکنید که همه ما متهميم! و تقصیر از آن جایی شروع می‌شود که قاتل را فقط به کسی اطلاق می‌کنیم که به طور مستقیم جان یک انسان را بگیرد! اما آیا کسی که با آتش اسلحه روی جنگل می‌گیرد و او را بی‌گناه به جهنم می‌اندازد قاتل نیست؟!

و نیز طبیعت نفس است و آیا گرفتن نفس از این همه آدم قتل نیست؟ طبيعتي که عاشقانه به فرمان خدا  از بدو تولد، نوکش را در دهان‌مان نهاد و با اکسیژن به ما غذا داد و بی منت پس مانده‌هایش را در خود گنجانید (دی اکسید کربن) و از ما دستمزدی نخواست! انصاف است که مزد عشقش را این گونه دهیم؟ 

و درانتها:

اگر نوشته‌های من نیز در نظر دیگران مثل همان جنگل‌ها بی‌اهمیت باشد من هم باید سر به بیابان گذارم تا چشم در چشم درختانی نشوم که به خاطر هیچ و من، کاغذ شدند و کبریت قلم من آن‌ها را سوزاند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
حنا خانوم
حنا خانوم
٩٤/٠٧/٢٨
٠
٠
و جنگل چه مظلوم است ...
s_rastegar moghaddam
s_rastegar moghaddam
٩٤/٠٧/٢٨
٠
٠
اره. به طور کل طبیعت مظلومه.
admincheh
admincheh
٩٤/٠٧/٢٩
٠
٠
پس به نظر تو طبیعت شبیه یه پرنده اس که نوک داره ؟:)
مغزالود
مغزالود
٩٤/٠٨/٠٢
٠
٠
آره!!!! به نظر من تشبیه درستی میتونه باشه چون عشق توش پیداست......**
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات