Notice: Memcache::pconnect(): Server localhost (tcp 11211) failed with: Connection refused (111) in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 42

Warning: Memcache::pconnect(): Can't connect to localhost:11211, Connection refused (111) in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 42

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 72

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 75

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 95

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 98

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 33

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 36

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 49

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 52

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 65

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 68

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/comment.php on line 36

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/comment.php on line 39

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/most_seen.php on line 45

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/most_seen.php on line 48
جیم - شهید نماز www.jeem.ir

تجربه بعضی چیزها طعم مبهم دوگانه‌ای دارد. مثلا درد بکشی و توامان لذت ببری ازین که داری برادری‌ات را در عشق ثابت می‌کنی. مثل روز عاشورا. بعد از اذان ظهر، آن زمان که امام حسین(ع) نماز را به اقامه می‌ایستند و قرار است سعید بن عبدالله حنفی و زهیر بن قین مقابل امام بایستند تا از فرمانده لشکر محافظت کرده باشند. تیرها و نیزه‌ها تن حسین(ع) را نشانه گرفته‌اند. اما این سعید و زهیرند که تیرها را از گوشه وکنار یکی یکی به جان می‌خرند. به این فکر می‌کنم که آدم‌ها از کی تصمیم می‌گیرند سپربلا شوند. حتما آن‌ها قبل از این‌که سپر بشوند طریقت عاشقی را تمام و کمال از سرگذرانده‌اند. به این فکر می‌کنم که درد و ترس از درد، برای یک سپرعاشق، حتما هویتش را از دست داده است!

***

«سعیدبن عبدالله حنفی» به شهید نماز معروف است. از اقدامات اولیه‌اش بعد از به هلاکت رسیدن معاویه ارسال نامه‌های شیعیان به امام حسین(ع) بود. و از کسانی بود که درمنزل مختار ثقفی با حضرت مسلم بیعت کرد و به همراه نامه‌ای از دعوت کوفیان به مکه نزد امام حسین(ع) رفت و از آنجا با کاروان عشق راهی کربلا شد. سعید در نماز ظهر عاشورا در محافظت از امام آن‌قدر تیرخورد تا همین که نماز امام تمام شد بر زمین افتاد و در همان حال گفت: «خدایا لعنت کن این جماعت را، همان گونه که قوم عاد و ثمود را لعنت کردی. ای پروردگارمن، سلام مرا به پیامبرت برسان و درد جانکاه این زخم‌ها را بر او ابلاغ کن، زیرا من در این کار قصد یاری فرزندان پیغمبرت را داشتم.» 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
حنا خانوم
حنا خانوم
٩٤/٠٧/٢٧
٠
٠
خوش به سعادتش ...
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٧/٢٨
٠
٠
شخصیت ایشون از نظر استوار بودن بر عهد و پیمانش بسیار قابل توجه و ستودنی هست
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/٢٨
٠
٠
کوچک که بودم با خودم میگفتم چرا سپر نگرفته جلویش,چرا نرفتند توی خیمه نماز بخوانند ..... بعدها فهمیدم باید بود تا فهمید
Vania
Vania
٩٤/٠٧/٢٨
٠
٠
تا کربلا سفیر بود و در کربلا و عاشورا مدافع..خوشا به سعادتش..خداقوت ملیحه جان
باران
باران
٩٤/٠٧/٢٨
٠
٠
خوشا به حالش :)
پربازدیدتریـــن ها
عاشقش بودم اما...

بازگشت

٩٦/٠٧/٢٥
در برابرت سکوت کنم!

خیالت دیوانه ام می کند

٩٦/٠٧/٢٤
تو را پای رفتن نیست

كاش معشوقه ات برگردد

٩٦/٠٧/٢٦
پشت حصار غم هایم

غول اندوه

٩٦/٠٧/٢٤
آیا مشکی نماد افسردگی است؟

روانشناسی رنگ چادر

٩٦/٠٧/٢٧
سرانه مطالعه خیلی هم بالاست

تهران خیلی هم خوب است / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٣
پریشان حال

آفرین عشق

٩٦/٠٧/٢٥
سکه های بی ارزش

يا رفيق من لا رفيق له

٩٦/٠٧/٢٣
به سردی خاک و باران

مثل همه

٩٦/٠٧/٢٥
برای رفتن آماده می شوم

تهران-رشت

٩٦/٠٧/٢٢
داستان کوتاه

زمانی برای مرگ

٩٦/٠٧/٢٣
شعری سروده خودم

برای ترامپ

٩٦/٠٧/٢٤
می خواستم مهم ترین تصمیم زندگی ام را بگیرم

حامی نبودی

٩٦/٠٧/٢٢
شعری سروده خودم

راه گمشده

٩٦/٠٧/٢٢
یک مسیر تکراری

قدم زدن / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٦
نه می زنند، نه می روند!

کارِ بیخ‌دار

٩٦/٠٧/٢٧
شعری سروده خودم

آرام میان دشت شب

٩٦/٠٧/٢٦
به یادت لبخند می زنم

غروب پاییز

٩٦/٠٧/٢٧
تبلیغات