یاران امام از میان دشمن خود را به کربلا رساندند
پنجمین روز محرم در کربلا چه گذشت!؟

یاران امام از میان دشمن خود را به کربلا رساندند

نویسنده : سید مصطفی موسوی اصل

عبیدالله بن زیاد کسی را به دنبال شبث بن ربعى (از بزرگان کوفه) فرستاد که به دارالاماره بیاید، شبث خود را به بیمارى زده بود و مى‏خواست که ابن زیاد او را از رفتن به کربلا معاف کند.1 ولى ابن زیاد براى او پیغام فرستاد که: مبادا از کسانى باشى که خداوند در قرآن فرموده است: «چون به مؤمنین رسند گویند از ایمان آورندگانیم و هنگامى که به نزد یاران خود که همان شیاطینند روند اظهار دارند ما با شماییم و مؤمنین را به سخره مى‏گیریم» و به او خاطر نشان کرد که «اگر بر فرمان ما گردن مى‏نهى و در اطاعت مایى، در نزد ما باید حاضر شو.»

شبث بن ربعى، شبانگاه نزد عبیدالله رفت تا در مردم شهر متوجه دیدار او با ابن زیاد نشوند. ابن زیاد او را تشویق کرد و به او گفت: «باید به کربلا روى» پس شبث قبول کرد و عبیدالله او را به همراه هزار سوار به سوى کربلا فرستاد.

در تعداد کل لشکریانى که به همراه عمربن سعد در کربلا حضور پیدا کردند تا با امام حسین(ع) بجنگند، اختلاف است ولى نکته‏اى که نباید فراموش کرد این است که تعداد نظامیان جیره‌خوارى که از حکومت وقت، حقوق و لباس و سلاح و لوازم جنگى دریافت مى‏کردند سى هزار نفر بوده است.

سپس عبیدالله بن زیاد به شخصى به نام زحر بن قیس با پانصد سوار مأموریت داد که بر جسر صراه (مسیر منتهی شده به سپاه امام) ایستاده و از حرکت کسانى که به عزم یارى امام حسین(ع) از کوفه خارج مى‏شوند، جلوگیرى کند.2 فردى به نام عامر بن ابى سلامه که براى پیوستن به امام حسین (ع) عازم بود از برابر زحربن قیس و سپاهیانش گذشت، زحر بن قیس به او گفت: من از تصمیم تو آگاهم که مى‏خواهى حسین را یارى کنى، باز گرد. ولى عامر بن ابى سلامه بر زحرى بن قیس و سپاهش حمله‌ور شد و از میان سپاهیان گذشت و کسى جرأت نکرد تا او را دنبال کند. عامر خود را به کربلا رساند و به امام حسین(ع) ملحق شد تا به درجه رفیع شهادت نائل آمد. او از اصحاب امیرالمؤمنین على بن ابى طالب (ع) بود که در چندین جنگ در رکاب آن حضرت شمشیر زده است.

 

از سخنان امام حسین(ع) با سپاه دشمن در روز پنجم محرم

هیهات... ما تن به ذلت نخواهیم داد. خدا و رسول او و مؤمنان هرگز برای ما ذلت و خواری را نپسندیدند. دامن‌های پاکی که ما را پرورده است و سرهای پرشور و مردان غیرتمند هرگز فرومایگان را بر کشته شدن مردانه ترجیح ندهند.

یاس خوشبویی به روی یاسمن افتاده است

باز بین عرشیان ذکر نزن افتاده است

رفته تا بوسه دهد بر دست اربابش اگر

روی انگشتر عقیقی از یمن افتاده است

لب دو تا ،صورت دو تا ،اعضای این پیکر دو تا

تیغ در فکر نبرد تن به تن افتاده است

نیزه ها گفتند دیگر نوبت قلب عموست

قلب عبدالله دیگر از دهن افتاده است

خاک خوش بوی مدینه یا که عطر کربلاست

روی جسم این حسینیه حسن افتاده است

جیبی و کوچک ولی با خط غمناک حسن

پاره قرآنی کنار پیرهن افتاده است

 جسم عبدالله آویزان شده بر جسم تو

حرمله قطعاً به فکر دوختن افتاده است

1  عوالم العلوم، ج17، ص237

2  مقتل الحسین(مقرّم)، ص199

========

+++   شما می‌توانید از این‌جا مطلبی درباره یکی از شهدای کربلا که کمتر درباره‌شان سخنی گفته شده، بخوانید. «نجمه عرفانیان» زحمت تهیه این مطلب را کشیده است.

 

|| مداحی و سخنرانی شب پنجم محرم

در انتهای هم برای شب پنجم محرم سه مداحی و یک سخنرانی برای شما انتخاب کردیم، برای دانلود کافی است روی عکس هر مداحی کلیک کنید.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات