اگر پای شهاب حسینی وسط باشد

اگر پای شهاب حسینی وسط باشد

نویسنده : وبگردی

چه‌قدر حالتان خوب می‌شود وقتی دعوتی از بازیگر خوش‌نام و دوست‌داشتنی، شهاب حسینی دریافت می‌کنید به انگیزه یاری رسانی به هنرمندان معلول و ازکار افتاده. مضمون دعوت‌نامه، برگزاری نمایشگاهی است با آثار هنری دست ساز با عنوان «حضورِ هنر در زندگی». نمایشگاه، چهارشنبه پانزدهم مهر در گالری آریانا افتتاح شد، در تمام یکی دوساعتی که مشغول دیدار از کارهای ارائه شده بودم، شهاب مشغول خوش‌آمد گویی به مهمانان و پاسخ‌گویی به سوال‌های بازدیدکنندگان بود. او چند ساعت قبل‌از من خودش را به آن‌جا رسانده بود و با لبخندی روی لب، ساعت‌ها روی پا ایستاده بود.

متاسفانه این دغدغه‌ها امروز در بازیگران جوان ما کمتر به چشم می‌خورد. کدام بازیگری را می‌شناسید که پیشنهاد میلیاردی یک مرکز تجاری را برای اسپانسرِ تبلیغاتی شدن رد کند و پیشنهاد کند این بودجه برای تولید فیلم و برگزاری نمایشگاه و سایر حمایت‌های فرهنگی دیگر اختصاص پیدا کند؟ این، کاری بود که شهاب به مدیران شهر‌فرش پیشنهاد کرد. آن‌ها شهاب را برای تبلیغاتشان انتخاب کرده بودند، اما او کل سینمای ایران را در این حادثه سهیم کرد چون احساس می‌کرد فرش ایرانی برای روی پا ایستادن، به تبلیغات جدی‌تری نیاز دارد. جامعه هنری ما به چهره‌های درخشانی مثل شهاب حسینی نیاز دارد.

صفحه شخصی عباس یاری (دبیر تحریریه مجله فیلم)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی
مرتضی
٩٤/٠٧/٢٧
٠
٠
خدا خیرش بده
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
اصرار ازل را نه تو دانی و نه من

سجاده ی دوست داشتنی من

٩٥/١٠/٢١
شعری سروده خودم

برای درگذشت سیاست مدار با اخلاق مان

٩٥/١٠/٢١
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
تغییر نام و تحول در اوضاع و احوال کشور

غذا و سیمای ایران

٩٥/١٠/٢١
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
آدم خوش قولی هستم

گل فروش

٩٥/١٠/٢٢
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

گفتار در هم عشق

٩٥/١٠/٢٣
تبلیغات
تبلیغات