گزارش یک گاری!!

گزارش یک گاری!!

نویسنده : h-hidarpoor

از یک لقمه نان حلال صحبت می‌کرد، از یک گاری با چهار چرخ و دو پای راننده، از یک گاری و یک لشکر بچه، از نان خشک و از خشکی مردم، صحبت می‌کرد با همان دهان خشک!

یك کلاه لبه‌دار سربازی روي موهای سفید جو گندمی‌اش پوشیده بود، خطابش البته با راننده بود و راننده هم که جوان بود فقط سر تکان می‌داد و حرف‌هایش را تايید می‌کرد و من در فکرم سری تکان دادم و دلی سوزاندم و همان چرا بزرگ در ذهنم نقش بست. همان بغضی که می‌خواهد بترکد اما جرات نمی‌کند، همان فریادی که در گلو می‌خشکد، همان... بگذریم، آخر ما یاد گرفته‌ایم گذشت و گذشتن را...

در همین حال و هوا بودم که نگاهی به من انداخت؛ لحظه‌ای چشم در چشمانش دوختم، برق می‌زد، خجالت کشیدم که تا همان چند لحظه پیشش اضافه کاری‌هایم را در فکر مرور می‌کردم، حساب عیدی و افزایش حقوق و لباس عید و... یک گاری پول خشک، یک گاری پول بی‌ارزش.


برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_sabouri
s_sabouri
٩١/١١/٠٣
١
١
من اول
a_entesari
a_entesari
٩١/١١/٠٣
١
٠
سحر تب اول بودنو تو جیمیا شایع کرده !
sahar.s
sahar.s
٩١/١١/٠٣
٠
٠
اهل معامله هسی S.S جان؟ خخخخخخخ
maryam
maryam
٩١/١١/٠٣
٠
٠
سحر يني اينقد شله دوست داري..!:))))))
a_entesari
a_entesari
٩١/١١/٠٣
٠
٠
مناقصه سرنفر اول چند؟
s_sabouri
s_sabouri
٩١/١١/٠٣
١
٠
این قدر هول شدم نظرمو ننوشتم :) منم خیلی عذاب وجدان می گیرم امااااا...........
اسمانه
اسمانه
٩١/١١/٠٣
٥
٠
خدا کند درد مردم برایمان عادی نشود...نباید گذاشت و گذشت..
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١١/٠٣
٣
٠
آنکه بر افلاک رفتارش بود. بر زمین رفتن چه دشوارش بود...
a_entesari
a_entesari
٩١/١١/٠٣
٣
٠
میشه یه خرده قانع تر بود و به بعضیا خیلی پنهانی کمک کرد تا شرمنده بچه هاشون نباشن عید:)
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٠٣
١
٠
نمی دونم چی باید بگم..... صرفا سکوت.....
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٠٣
١
٠
کاش بشه یه کاری کنیم....
Caspian
Caspian
٩١/١١/٠٣
٠
٠
اگه می خوای کاری کنی خو .... یه پیام بدون متن به 81332 بده ....
٩١/١١/٠٤
٠
٠
همراه اول یا ایرانسل؟؟؟؟ یا رایتل؟؟؟؟
zendegitalabegi
zendegitalabegi
٩١/١١/٠٣
٢
٠
خیلی دردناکه ولی برای همه ی ما عادی شده
t.m
t.m
٩١/١١/٠٦
٠
٠
لایک...
mahdi-h
mahdi-h
٩١/١١/٠٣
١
٠
اگه چشامونو خوب باز کنیم از این صحنه ها زیاد میبینیم ولی خیلی ساده از کنارشون میگذریم
علیرضا
علیرضا
٩١/١١/٠٣
٢
٠
آخــ.... تو جیم خیلی دلم میشکنه بعضی وقتا...
maryam
maryam
٩١/١١/٠٣
٠
٠
اخي چرا؟؟!به خاطر شوخي هايي كه بعضي ها ميكنن؟!!!
Em Ad
Em Ad
٩١/١١/٠٣
١
٠
سخته ، خیلی درد داره ...
نگارا
نگارا
٩١/١١/٠٣
٠
٠
هیچ حرفی ندارم!هیچ!!!!!!!!!!!!!!!!
a_entesari
a_entesari
٩١/١١/٠٣
٠
٠
بچه ها هستین پولامونو بذاریم رو هم،یه کمکی شه واسه بچه های بی سرپرست:)
نگارا
نگارا
٩١/١١/٠٣
٠
٠
درد بدتر اینکه واقعا نمیتونیم کاری کنیم واسه یکیشون دوتاشون 1000 تاشون!!نمیشه
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١١/٠٤
١
٠
چی بگم والا!دیگه هرروز داریم میبینیم!
t.m
t.m
٩١/١١/٠٦
٠
٠
واقعا بعضی موقع ها با کلمات نمیشه احساستو بگی....
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩١/١١/٠٨
١
٠
من آخر... تشکر از همه دوستان...
m-nik110
m-nik110
٩١/١١/١٣
٠
٠
هیچ چیزی ندارم بگم!!فقط مطلب خوبی بود!
D-mehraboon
D-mehraboon
٩١/١١/٢٢
٠
٠
مثل همیشه عالی بود............
nikta
nikta
٩٢/٠٣/٠٢
٠
٠
مرسی.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
تبلیغات
تبلیغات