شیر و الاغ / شعر
تقلیدی از کلیله و دمنه

شیر و الاغ / شعر

نویسنده : nikdel35

مردکی تنها الاغش پیر شد

از سواری الاغش سیر شد

چون که وی را کرد در صحرا رها

نره شیری دید او را از قضا

گفت این جان من است تقدیم تو

هر چه فرمان می‌دهی تصمیم تو

«در کف شیر نر خونخواره‌ای

غیر تسلیم و رضا کو چاره‌ای»

لیک قبل ازخوردنم گفتن رواست

چهار نعل چاکر از جنس طلاست

می‌توانی جنس را آبش کنی

هم دلار و ارز و اسبابش کنی

سر فرود آورد شیر نابکار

تا ببیند نعل وی را آشکار

لحظه‌ای چون پتک آهنگر فرود

آمدش بر سر؛ کاری ضربه زود

گر که دندان طمع را کنده بود

بود سلطان و هم اینک زنده بود

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٨/٠٥
٠
٠
خیلی خوب بود آقای نیکدل /تشکر از شما
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٨/٠٦
٠
٠
ایول خیلی خوب بود :)
nikdel35
nikdel35
٩٤/٠٨/٠٨
٠
٠
باتشکر از نظر لطف شما گرامیان
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠