«بزرگی داد یک درهم گدا را

که هنگام دعا یاد آر ما را»*

به وی پس داد و گفتا زنده باشی

ولی آخر تو هم بازنده باشی

تجارت پیشه هستی و تو داری

به سر سودای سود آنچنانی

اگر با مزد و منت دستگیری

بدان در دام نفس خود اسیری

هر آن کس عاقبت پیروز باشد

که شمعی روشنی افروز باشد

اگر خورشید جان بخش جهان است

ز خود می‌کاهد و بی فکر جان است

============

*اولین بیت از پروین اعتصامی است

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
kianaz
kianaz
٩٤/٠٧/٣٠
٠
٠
زیبا بود
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٧/٣٠
٠
٠
بسیار عالی .
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
از والیبالیستی تا خوابیدن با چشم های باز

معلم ها در گذر زمان

٩٦/٠١/٣١
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات