دخترکان کوچک جوری به پدرشان وابسته هستند که اگر حتی لحظه‌ای بدون پدرشان باشند، نمی‌توانند آرام و قرار بگیرند و تا لحظه‌ی آمدن بابا‌جانشان روی مخ ماه‌مان طفلکشان راه می‌روند تا آمار باباجانشان را بگیرند.

وقتی که موهای کوچکشان کمی بلندتر می‌شود، بابا جانشان عاشق این است که موهای گل دخترک‌شان را باگیره‌های رنگاوارنگ درست کنند.

ماه‌مانم می‌گوید :وقتی 3سالت بوده هر وقت بابایت می‌رفت مسافرت از دوری‌اش تب شدید می‌گرفتی و وقتی رفتم دکتر گفت: تنها علتش دوری پدرش است.

 یادم است وقتی 5 سالم بود باید همیشه کنار بابا می‌خوابیدم و دستش را محکم می‌گرفتم. با بابا باید می‌رفتم شام غریبان و دست کوچکم در دست بزرگ و مردانه‌اش جا می‌گرفت.

بابا واژه‌ی غریبی است که خیلی از دخترکان از داشتنش محروم شده‌اند و این دل من را عجیب می‌سوزاند و بابایی که اگر یک روز نبینی‌اش دلت بی‌قرار است. و این شد بهانه‌ای برای این‌که  از کودکی بنویسم که حتی اصلا می‌شود نوشت که ..

نمی‌دانم چرا... نمی‌دانم چگونه بنویسم

ماجرای بی‌بی رقیه گل دخترک ارباب را کمتر کسی است که نداند

یا رقیه

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
حنا خانوم
حنا خانوم
٩٤/٠٧/٢٥
٠
٠
آخ از دل رقیه ...
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٧/٢٦
٠
٠
:(
حنا خانوم
حنا خانوم
٩٤/٠٧/٢٥
٠
٠
ماه مان واژه ابداعیه خودته آیا ؟!
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٧/٢٦
٠
٠
:)
زیتون
زیتون
٩٤/٠٧/٢٥
٠
٠
یا رقیه ،‌از نویسنده التماس دعا
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٧/٢٦
٠
٠
:)محتاجیم به دعا
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٧/٢٥
٠
٠
بسیار زیبا و خوب نوشتین التماس دعا
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٧/٢٦
٠
٠
ممنونم:)محتاجیم به دعا
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/٠٧/٢٥
٠
٠
خوب بود :)
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٧/٢٦
٠
٠
خوب خوندین:)
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات