همه رو برق می‌گیره ما رو چراغ نفتی!

همه رو برق می‌گیره ما رو چراغ نفتی!

نویسنده : i_banu69
منتظر یک تماس مهم بودم. بعد یک دفعه دیدم یک شماره همراه اعتباری زنگ زد، فکر کردم خودش است. اما وقتی دکمه پاسخ را زدم و صدای نخراشیده یک پسر علاف پیچید توی گوشی تلفن را قطع کردم. اما او دست بردار نبود. گوشی را گذاشتم روی رد تماس و رفتم دنبال کارم به خیال این‌که بیخیال می‌شود.
نیم ساعت بعد که برگشتم دیدم 91 تماس از دست رفته داشتم و هنوز هم داشت زنگ می‌زد. بعد از آن‌که اعصابم حسابی خورد شد و چند تا لیچار درست حسابی بارش کردم دیگر زنگ نزد.
بعد به این فکر کردم که چرا یک پسر بی‌کار و علاف که تفریحش گرفتن شماره‌های اشتباهی و مزاحم دیگران شدن است باید به من زنگ بزند اما حسرت یک پیام خالی و یک تک اشتباهی از تو روی دلم بماند. این‌که تو حتی عارت شود که شماره یک دختر را توی گوشی‌ات داشته باشد چه برسد که با او همکلام شوی و یا مزاحمش شوی. این‌که چقدر آدم‌ها با هم فرق دارند، این‌که به قول معروف «همه رو برق می‌گیره ما رو چراغ نفتی»
برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٨/٠٧
٣
٠
من اگر کسی 91 بار بهم زنگ بزنه، حدقل بابت پشتکارش ازش تشکر میکنم بعد بهش بد و بیراه میگم. کم لطفی کردید در حقش
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٨/٠٧
٢
٠
داستان تخیلی است خصوصا قسمت91 ان
i_banu69
i_banu69
٩٤/٠٨/٠٧
١
٢
چرافکر می کنه تخیلیه خانم رضایی ۹۱تماس خیلی دور از ذهنه:-D :-D
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٨/٠٨
٤
٠
چون اکثر داستانهای شما تخیلی است مثل داستان قبلی خواستگار:-):-)
i_banu69
i_banu69
٩٤/٠٨/٠٨
٢
١
نه خانم!! محترم!! تخیلی نبود،،،،نمی دونم شاید مزاحم و خواستگار واسع شما تخیله وتوهم....:-D :-D :-D
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٨/٠٨
٥
٠
متن قبلی شما در مورد خواستگاری بود که جواب نه گرفته بود به خاطر عشقی که خود را صاحب ان معرفی کردید که یکی از دوستان کامنت گذاشت که واقعی است؟شما گفتید خیر حاصل تفکرات خودم است نگاهی به پست قبلی داشته باشید تا متوجه نتیجه گیری های من باشید:-X
i_banu69
i_banu69
٩٤/٠٨/٠٨
٢
٤
من میدونم چی مینویسم ....من لازم نمیبینم واقعیت رو به همه بگم خانممحترم!!!! در ضمن ممنونم که خط ب خط نوشته ها ونظرات منو دنبال میکنید:-D :-D
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٨/٠٩
٤
٠
لطفا اگه نمی خواین واقعیت رو بگین حداقل دروغ هم نگین.این کار شما یک بی احترامی به سوال ساده من بوده که میتونستین جواب ندین.واقعا که
i_banu69
i_banu69
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٢
آقای آتش روان و خانم رضایی!!! اگه خوشتون نمیاد مجبور نیستین مطالب ونظرات منو خط به خط بخونید وخصمانه نقد کنید من از جواب دادن به شما معذرورم:-D
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٨/١١
٣
٠
با اقای اتشروان موافقم ؛ هرچند روا نیست مساعل روزانه افراد به اشتراک گذاشته شود تا قضاوتهای نابه جا(به قول خودتان) ریشه کن بشود و از معزوریت پاسخ به ابهامات حاصله کاسته شود
نرگس
نرگس
٩٤/٠٨/٠٧
١
٠
تحقیق کن ببین اسمش پشتگار نبوده؟من از طرف شما به این همت دست مریزاد میگم ، ای ول بابا،یکی پیدا نمیشه در حد شایعه منو دوست داشته باشه ؟ نبود؟دارم میمیرم ، مردم،فاتحه یادتون نره دوستان .
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٨/٠٨
١
٠
ای بابا نرگس جان از روی بیکاری زنگ زدن ها
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٨/٠٧
١
٠
آدم ها خیلی با هم فرق میکنن.91-0 به نفع عار اومدن ها :)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/٠٨/٠٨
١
٠
مزاحمی زنگ زد " بگیرش " بزار شارژش بره !!! وای چقدر من خوبم :))
i_banu69
i_banu69
٩٤/٠٨/٠٨
١
٠
الهام جان اتفاقا با کد۷۰۴ همه شارژش رو نابود کردم :-D
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/٠٨/٠٨
١
٠
احسنت که تیزیت به خودم رفته ^_^
i_banu69
i_banu69
٩٤/٠٨/٠٩
١
٠
:-D :-D
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٤/٠٨/٠٨
١
٠
همه ی امیدش به یه اسمس اشتباهیه :) اخرشو دوست داشتم: دی
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٨/٠٨
١
٠
:)خیلی زیبا بود
f_maveddat
f_maveddat
٩٤/٠٨/٠٩
١
٠
سلآم؛ نوشته های شمارو که میخونم، کلا یاد این نوشته که منتسب به شریعتی هس میافتم : وقتی که دیگر نبود... من به بودنش نیازمند شدم....وقتی که دیگر رفت... من به انتظار آمدنش نشستم.....وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد...من او را دوست داشتم....وقتی او تمام کرد...من شروع کردم....وقتی او تمام شد... من آغاز شدم...و چه سخت است. تنها متولد شدن...مثل تنها زندگی کردن است،..مثل تنها مردن !! به نظرت غمگین نیست؟؟!
admincheh
admincheh
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
91 بار خیلی ِ زیاده ها ، خیلی زیاد !
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥