دوباره می‌رسیم به هم

دوباره می‌رسیم به هم

نویسنده : i_banu69

فکرش را بکن. کنکور ارشد بدهی و بعد با همه تنفری که از من و برخورد با من داری، زنگ بزنی و درباره دانشگاهم بپرسی و بخواهی بدانی که خوب است و یا نه. بعد من تو را مجاب کنم که دانشگاه و محیطش و عنوان رشته و مسافتش خیلی با شرایط تمتناسب است. تو دانشگاه من را انتخاب کنی و بعد قرار بگذاریم که همدیگر را ببینم. این‌که من بعد از یک سال چشم‌هایت را ببینم و یک حس شادی وصف ناپذیر در مقابل همکلاسی‌های نفرت انگیزم پیدا کنم. این‌که از استادها و درس‌ها برایت بگویم. در مورد پیش‌نیازها صحبت کنم. اتاق مدیرگروه را نشانت دهم. کارهایت را ردیف کنم. یک موضوع خوب برای مقاله ترم اولت پیدا کنم. در مورد مناسب‌ترین خوابگاه پسرانه برایت تحقیق کنم. برای صرفه اقتصادی جزوه‌ها و کتاب‌های سال بالایی‌ها را برایت امانت بگیرم. می‌دانی من همه این کارها را بی‌حساب و کتاب و در نظر گرفتن سود و زیانش برایت انجام می‌دهم. چون هنوز هم دوستت دارم. چون هنوز هم توی زندگی‌ام کسی را به خوبی و کمال تو پیدا نکردم. 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
i_banu69
i_banu69
٩٤/٠٨/٠٤
٤
٠
????
پربازدیدتریـــن ها
پیامی از تو

چایی را می‌ریزم همسرم

٩٦/٠١/٢٨
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
هنوز تو را به خدا نسپرده بودم

عجب غروب غریبی است!

٩٦/٠١/٢٧
شعری سروده خودم

غزلِ شیرین ترین تردید

٩٦/٠١/٢٨
داستان کوتاه

رنگ پریده تر

٩٦/٠١/٢٧
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
از رویای پرواز تا ...

زمین پیما

٩٦/٠١/٢٨
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
ازدواج اشتباه

خط فاصله

٩٦/٠١/٢٧
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
با همان سرعت و دقت

ضَرَبَ، ضَرَبا

٩٦/٠١/٢٧
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
شاید بتوان شنید!

خدا را نمی‌توان دید اما...

٩٦/٠١/٢٨
احساساتی که ابراز نشدند

مادر، دوستت دارم تا آن سوی ابدیت

٩٦/٠١/٢٧
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
کمی هم به فکر خودتان باشید!

تقدیری از دولت عزیز

٩٦/٠١/٢٨
تبلیغات
تبلیغات