بدرود اي چكاوك

بدرود اي چكاوك

نویسنده : mahshid

در گورستانهاي پير
دختران جوان را دفن كرده اند .
و عشق
وحشت بر بام مي خواند
و آواز به چاه پناه برده است .
قفل بر دهان
و فرياد بر ديوار
و شبيخونِ رنگ در كوچه

و مرگ به ضيافت نشسته است.
به باشكوه ترين نامها بيانديشم
و به عاشق ترين خشم ها .
باران در صبح
و كينه در خفيه گاه .
من در كدام گورستان
من بر كدام جنازه بخوانم :
" بدرود اي چكاوك خونين
بدرود دخترم " .

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mahshid
mahshid
٩١/٠٨/٠١
٠
٠
راستی من اینو به یاد بچه های بروجن که فوت شدن نوشتم..............هرکی اینو خوند یه صلوات برای شادی روح اونا بفرستین اللهم صل علی محمد و آل محمد
z-khorshidi
z-khorshidi
٩١/٠٨/٠٢
٠
٠
روحشان شاد.
m-nik110
m-nik110
٩١/٠٨/٢٦
٠
٠
بدرود چکاوک ها!
radmehr
radmehr
٩٢/٠١/٢٦
٠
٠
روحشون شاد
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
مال خودتون بود آیا؟
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
می خواست زندگی کند

خفه اش کردیم

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات