همیشه باید گند ماجرا را در بیاوریم
در پی انتشار شایعه ازدواج بنیامین بهادری با بهاره افشاری

همیشه باید گند ماجرا را در بیاوریم

نویسنده : زهرا- خسروی

از ازلِ ازل ما آدم‌ها دنبال هیجان بودیم که تُلُپّی بیفتد وسط تابه‌ی زندگی‌مان و ما هم طبقِ زائقه‌مان مغز پخت کرده و سِروش کنیم آخرش هم بگوییم :«هووم؛ عجب چیزی بود لا مصب چسبیدا»یکی از این هیجان‌ها شایعه است که با شیبِ نه چندان ملایمی یا شایدم بهتر باشد بگویم شبیه توده‌ای که با خود گردباد و سیل و رعد و برق و کوفت و زهر مار را حمل می‌کند وارد کشور شده و در حالِ حاضر هیچ یک از کارشناسان پِی به وضعیت و ادامه روند هولناکش نبُرده اند و هر روز و هر روز در یک جای این مملکت سر یک عده خروار می‌شود و آن چنان مثل رول پیچ و تابشان می‌دهد که جز اضافه شدن چند قرص افسردگی برای آن‌ها و هزار بار باز خواست و توضیح  سوغات جالبی همراه ندارد.

بگذارید بروم سراغ اصل جریانِ یک نفر که این روزها بدجوری زندگیش را از شیب صفر خارج کرده‌ایم او همان بازیگر سریال «او یک فرشته بود» است «بهاره خانم افشاری» و شایعش که می‌گویند با بنیامین خانِ بهادری مزدوج شده است:

خُب عزیزان ماجرا ازین قرار است که عکس پایین با نوشته: «ازدواج مجدد بنیامین بهادری با بهاره افشاری» در بسیاری از خبرگزاری‌ها حتی خبرگزاری‌های معتبری مثل «تسنیم و خبرگذاری آنلاین» منتشر شده است که بعدا متوجه شدیم خبرگزاری آنلاین خبر را حذف و تکذیبیه را نوشته است

مطمئنا همگان با حمله کردن نوابغ! به صفحات اجتماعی خبر دارید از حجم لایک‌های بی‌امان و فحش و لا به لایش تبریک و... این قصه از آن جا آب خورد که بنیامین خان یک عکس در صفحه‌ی شخصی اینستاگرام  با این مضمون و تصویر منتشر کرد :

سلاااام # از مهربونى همه‌تون ممنونم # به قول معروف حس خوبیه که آدم این همه دوست بامعرفت داشته باشه # دارم براى آینده زندگى خودم و بارانا تصمیم مهمى مى گیرم که خودم هم تا کمى قبل حتى فکرش رو نمى‌کردم # دارم باهاتون در میون مى‌ذارم که اول دعامون کنید و بعدش هم نمى‌خواستم خیلى یهویى سورپرایزتون کنم # مى‌دونم که مثل یک دوست براى خیلى هاتون همیشه زندگى ما مهم بوده و هر کدوم نظرهاى خاص و احتمالاً متفاوت و رنگارنگى خواهید داشت ولى خب در آخر هر کسى مسئول و پاسخگوى زندگى خودش و وابسته هاى خودش خواهد بود # پس اگه نظر من براتون مهمه دوست دارم فعلاً و تا وقتى که خودم جزئیات رو اعلام نکردم با همین دعاى خیرتون و انرژى مثبت و اگه دلتون خواست تبریکی که همیشه بهم کمک مى کنه، راه رو براى آینده مون روشن تر کنید و اگر حتى کسى خواست وارد حاشیه و کنجکاوى بى دلیل بشه شما لطفاً به هیچ وجه جواب ندید که کار اداره این صفحه سخت تر نشه # امیدوارم همه تون در زندگى خوشبخت باشید # این هم کیک تولد سى و سه سالگى منه که همراه بارانا و با خاطره بهترین نسیم دنیا فوت شد

بعد از چندی سکوت (که به نظرم یک ماه طول کشید) ، بهاره خانم افشاری عکس زیر را به همراه نوشته ی زیرش در صفحه ی خود منتشر کردند:

«شاید نباید همیشه سکوت کرد شاید باید ویران کرد تا هرگز جرات نزدیک شدن به تو رو نداشته باشند تا شاید انقدر محدود زندگى نکنم تا شاید اجازه بدهند خانواده ام ساعات. تلخى رو تجربه نکنند شاید دوستانم باورشان را از دست ندهند شاید روزهاى زیادى با استرس و حال و اخبار پرتغالى از خواب بیدار نشوم شاید و یا ای کاش جور دیگرى بودم 

براى اولین و آخرین بار حرف میزنم تمام اتفاقات این یک ماه عجیب و تمامى این ده سال را تکذیب می‌کنم تا شاید خودم آرام شوم از ازدواج هاى شش ماه یک بارم تا ممنوع الکارى در شرایطى که فقط روزى ٦ ساعت بیدارم و مابقى درگیر فیلمبرداریم تا ورودم به سینما از طرف x و حواشى دیگرم»

افشاری در نوشته خود سخنی هم خطاب به خبرگزاری‌هایی که اقدام به انتشار این خبر کرده‌اند، دارد : « فقط آقایون خبرگزارى‌ها که اکثرا هم معتبر ترینید....با کدام دین و ایمان و باورتان به زندگى من حمله ور شده اید؟ یک لحظه چشم بر هم بگذارید و فکر کنید به مادرتان ،خواهرتان ،همسرتان و ناموستان چون من هم دختر کسى ،خواهر برادرم و ناموس کسى هستم . بعد از قانون که تک به تک شما رو زیارت خواهم کرد واگذارتان میکنم به حق و خدایم»

- بیایید از خودمان نه از آن خبیثِ وحشتناکی که فرمان زندگی بعضی‌هایمان را گرفته و دارد برای خودش پیچ مارپیچی می‌رود در حالی که گواهی نامه هم ندارد متنفر شویم، از همانی که باید هر چه زودتر با ماژیک قرمز رویش یک خط بزرگ از سر انزجار بکشیم و بگوییم: لعنتی بس کن! تمومش کن دیگه..

ماجراهایی از این قبیل از یک طرف آمار بازدید خبرگزاری هایی که تا دیروز سرشان قسم می‌خوردیم را بالا می‌برد و خدا نکند آن خبر دروغ باشد آن هنگام است که فقط باید کامنت های ملت همیشه در صحنه را جزو نامزدهای اسکار بهترین کامنت‌های سال قرار داد! از یک طرف ما را از زندگی شخصی خودمان می‌کَنَد و مثل کنه می‌چسباند به زندگی دیگری، دیگرانی که رنگ پوستشان، نژادشان، و هزار چیز دیگرشان شبیه و شاید عین ما باشد آن ها معروف نیستند باور کنید نیستند، معمولیه پر رنگند همین! یکمی دُز دیده شدنشان در صحنه ها زیاد تر است وگرنه مثل ما غذا میخوردند مثل ما باید کار کنند تا چتدرغاز در بیاورند و از گرسنگی نمیرند!حتی مثل ما راه میروند باور کنید.

دلم نمی آید تا این جا را که خوانده اید کامنت های عزیزانمان را نخوانده بروید، واقعا برای بعضی از کامنت ها باید میزگرد تحلیل راه انداخت !

_ بی نام :از کجا معلوم این شناسنامه خودشه اسم که نداره

_ بی نامی دیگر: اشتباهی مثبت دادم

_ مهرداد: ولی خبرآنلاین جان، همین امروز خودت خبر حضور بنیامین بهادری و همسرش بهاره افشاری رو در برنامه امشب خندوانه گذاشته بودی.الانم حذفش کردی.این حرف منم چاپ میکنی یا حذف میکنی؟

_ امیر :جالبه من توی اخبار رادیو شنیدم

_ بی نام بعدی: بیخود نیست که جهان سومی هستیم . فرهنگ غنی ایرانی و اسلامی داریم ولی از این فرهنگ هیچ استفاده ای در زندگی نداریم . خیلی راحت قضاوت می کنیم ، مخصوصا در مورد زندگی خصوصی دیگران که هیچ ربطی به ما نداره. جهان سومی هستیم چون میخوایم که جهان سومی باشیم . چون اسما فرهنگ داریم ولی عملا بی فرهنگیم

+ حالا از همه‌ی این‌ها بگذریم جالبش اینجاست که گفته بودند قراره بنیامین و بهاره با هم بیایند در برنامه خندوانه و همگان را سوپرایز کنند! دیگر چقدر باید گستاخ بود که ته دیگ شایعه را هم از قلم نینداخت، بعضی اوقات فکر میکنم کاش میشد به جای همه ی چیزهایی که ما را از زندگی امن و واقعی دور میکنند دور شد، برای چند روز خودت باشی خودِ خالی ات! خودت بدون آن خبیثِ پرمدعا، از حریم امن خودمان محافظت کنیم به جای آنکه حریم دیگری را تخریب کنیم،برای زندگی و آینده ی خودمان که ثانیه به ثانیه اش دارد لای کیبورد ها و روی صفحه های لمسی ویراژ میرود تصمیم بگیریم نه اینکه زندگی کسی که دارد جریان عادی و روال خودش را طی میکند بزنیم برجکش را بیاوریم پایین، حریمش را بشکنیم و وارد قلعه ی شخصی اش شویم ، ما انسانیم ، انسان یعنی آبرو یعنی امنیت انسان یعنی شرافت ، به جای پرداختن به حاشیه ها و ساختن شایعه ها کمی باغ بی روح دلمان را آبیاری کنیم کمی به فکر زندگی خودمان باشیم و بدانیم زندگی یعنی زنده‌گی.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
واقعا .... من فکر کنم این کارهای ما از بیکاریمونه!!
aassak13
aassak13
٩٤/٠٧/٢٤
١
٠
دقیقا.
elham_habashi
elham_habashi
٩٤/٠٧/٢٤
٠
٠
خب ملت علم غیب که ندارن یکی یک دروغی میگه بقیه هم... دیگه اینطوریآ :D
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨