اعتقادی به هیچ یک از قوانین فیزیک ندارم. نه به قانون نسبیت و نه عمل و عکس العمل. همه چیز به سرعت اتفاق افتاد. در یک بازه زمانی کوتاه، متحرکی آمد و زندگی‌ام را تحت تاثیر مهربانی‌اش قرار گرفت و لحظاتم لبریز شد از طیف‌های مرئی زیبایی که از خلا تابید.

من پتانسیل رویارویی با هر اتفاقی را دارم، اگر باشی! ظرفیتش را هم همینطور. اما اگر نباشی، نه! توان نبودنت را ندارم. امشب نشسته‌ام روی سطر به سطر این مسائل خط می‌کشم. اعتقادی به هیچ‌کدام‌شان ندارم. بیچاره انیشتن، بیچاره نیوتن. کاش هیچ وقت نفهمند یک شبه تمام زندگی‌شان را به بازی گرفته‌ام.

فیزیک می‌گوید: نیرو با فاصله رابطه عکس دارد. اما من از دور هم مجذوب تو شده‌ام. اصلا نیرو چه ربطی به فاصله دارد؟ فاصله من با تو به اندازه قلبم است تا نا کجا! این یعنی نیروی محبتی که به تو می‌رسد کم است؟ نه امکان ندارد. یا می‌گوید وقتی به جسمی بیش از حد انرژی وارد می‌شود گرم می‌شود، اما من هر بار که از تو می‌نویسم انرژی زیادی دریافت می‌کنم اما دستانم یخ می‌زنند.

حالا که دوستت دارم (بی‌توجه به همه جاذبه و دافعه ها) در حوالی‌ات می‌مانم. یک جایی که نه خیلی دور است و نه خیلی نزدیک و از همین فاصله احساس‌های خاص به من القا می‌شوند.

شروع می‌کنم از یک طرف تخته مرتب می‌نویسم:

تو = نیستی

من = بلاتکلیفم

عشق = هست

فشار روزهای نبودنت = کم نیست

صبرم = به نقطه جوش رسیده

حالا با این همه اطلاعات، کدام فرمول می‌تواند بگوید دقیقا کجایی؟ می‌بینی؟ فیزیک هم ناتوان شد، درست مثل هندسه...

من فقط به یک چیز معتقدم آن هم قانون پایستگی عشق است که آن هم متعلق به من است نه فیزیک: عشق بوجود می‌آید اما از بین نمی‌رود، فقط از شخصی به شخص دیگری منتقل می‌شود.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
خیلی مطلب خوب بود مخصوصا انتهاش :) عالی دمتون گرم
نفیسه سادات بنی هاشم
نفیسه سادات بنی هاشم
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
سلام تشکر!
حنا خانوم
حنا خانوم
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
چه مطلب خوش طعمی :)
نفیسه سادات بنی هاشم
نفیسه سادات بنی هاشم
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
نوش جان
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٧/٢٣
١
١
همه ما ایرانی ها عاشق ایم حالا یا از روی اختیار یا سست شدن براثر هجمه رسانه ای مهم این است که یکی هست!
نفیسه سادات بنی هاشم
نفیسه سادات بنی هاشم
٩٤/٠٧/٢٣
١
٢
مهم اینه که بی عشق نمونیم.به قول قیصر امین پور:هرچه هستی باش اما کاش.../نه جز اینم آرزویی نیست/هرچه هستی باش/اما باش//ممنون از نظرتون
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٧/٢٤
٢
١
قیصرخان در ایت بیت از شعری که فرستادین حرفی از عشق نزده بود!
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠٧/٢٤
٢
٠
بهتره تا از چیزی اطلاع کافی ندارین....ایرانی ها رو جمع نبندین...خیلیا رو میشناسم ک عاشق کسی نیستن.....
نفیسه سادات بنی هاشم
نفیسه سادات بنی هاشم
٩٤/٠٧/٢٤
٢
٠
سلام مجدد.لیلی بانو من این بیت رو از این نظر گفتم که تفاوتی نمیکنه عشق چه جوری باشه؟ کسی که عاشقه صرفا حضور معشوق براش کفایت میکنه...و با عاطفه خانم هم موافقم افراد زیادی رو میشناسم که فقط با منطق زندگی میکنند و راضی اند.و البته از دوستی هم شنیدم که مرحله نهایی خداشناسی عشق ورزیدن به همه مخلوقاته.تشکر از نظرات شما
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٧/٢٤
١
٠
سلام نفیسه بانو، طبق عرایض شما متوجه استفهام انکاری و کنایات شعر شدم مرسی توضیح خوبی اراعه نمودید
نفیسه سادات بنی هاشم
نفیسه سادات بنی هاشم
٩٤/٠٧/٢٤
١
٠
خواهش میکنم لیلی خانم عزیز.تشکر که وقت میذارید
elnazi
elnazi
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
لذت بردم...موفق باشید:))
نفیسه سادات بنی هاشم
نفیسه سادات بنی هاشم
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
همچنین مرسی
zahra_malek zadeh,
zahra_malek zadeh,
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
مثل همیشه عـــــــالی بود نفیسه ی عزیز..
نفیسه سادات بنی هاشم
نفیسه سادات بنی هاشم
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
لطف داری زهرا جان:)
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠٧/٢٤
١
٠
عالی بود من فلسفه و منطق رو قبول ندارم بااونا همین حس و دارم:/
نفیسه سادات بنی هاشم
نفیسه سادات بنی هاشم
٩٤/٠٧/٢٤
١
٠
من وقتی متن هندسه رو نوشتم مخاطب عزیز اون متن گفت:منطقی ترین درس رو با احساست بردی زیر سوال...و این جمله خیلی به دلم نشست. کلا استفاده کردن از اصطلاحات عملی تو متن عاشقانه رو میپسندم:) فلسفه هم باید جالب باشه...متاسفانه اطلاعات زیادی ازش ندارم..ممنونم از شما و احساس هم دردیتون:/
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/٠٧/٢٥
١
٠
تشبیهاتی که کرده بودین زیبا بودن اما کمی تکراری
نفیسه سادات بنی هاشم
نفیسه سادات بنی هاشم
٩٤/٠٧/٢٦
٠
٠
سلام ممنونم.کدوم بخش تشبیهات مد نظرتونه؟
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤