خواب‌های نیمه تمام...

خواب‌های نیمه تمام...

نویسنده : خاتون گیس گلابتون

همه جا تاریک بود

انگار تمام عناصر هستی لب به سکوت بسته باشند

فقط من بودم و من

منی که مثل همیشه

سرگردان

به دنبال تو می‌گشت

منی که مثل همیشه

داشت کم‌کم گریه‌اش می‌گرفت از این همه گشتن

و نبودنت همه جا

که ناگهان

از آن دور دورها

نوری آمد

و به همراهش تو 

و صدایت

که داشتی می‌گفتی فا...

و منی که مثل هر شب

درست در حساس‌ترین سکانس داستان

از خواب می‌پرم

و تویی که بودنت مثل همیشه

در هجای اول اسمم تقطیع می‌شود

بعد این همه نبودن‌ها

دیگر

حجم بودنت

برای این قلب گنجشکی خیلی سنگین است

آن‌قدر که اگر یک روز اسمم را کامل صرف کنی

ما بین

نگاهت

صدایت

بودنت

ب

و

د

ن

ت

همه هستیم ذوب خواهد شد

فرقی ندارد 

حتی اگر همه‌اش توی یک خواب باشد هم

باز؛

پتانسیل حضورت آنقدر بالاست که می‌تواند

آنچنان شدت پمپاژ خون در رگ‌هایم را بالا ببرد

که قلبم از حس حضورت در تک تک سلول‌هایش

از هم بپاشد .

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٧/٣٠
٠
٠
زیبابود:)
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/٠٧/٣٠
٠
٠
خیلی ممنون زیبا میبینید :)
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠٨/٠٢
٠
٠
فک نکنم بتونه یه روز کامل اسمتو بگه...
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/٠٨/٠٣
٠
٠
قطعا نمیتونه چون حضور خارجی نداره اصلا 😅
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/٠٨/٠٣
٠
٠
جمله آخر 20 بود
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/٠٨/٠٣
٠
٠
20ی ار خودتونه ☺ ممنون از حضور و نگاه مهربونتون 🌹❤
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٨/٠٣
٠
٠
به نظر من قالب مطلب یک مقداری آشفته هست. الان تقریبا نمیشه بهش گفت شعر یا یادداشت. وقتی قالب محکم و ثابت باشه؛ نوشته قوام بهتری می گیره
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/٠٨/٠٣
٠
٠
خب نمیشه بهش گفت شعر چون اصلا قرار نبوده شعر باشه و شعر نیست:) این نوشته فقط حسب و حال یه عاشق و آشفتگی نوشته برگرفته از آشفته حالی گویندش هست ... ولی در کل خیلی متشکر بابت توضیحات و توجهتون از این ببعد سعی میکتم به نکته ای که اشاره فرمودید دقت و عمل کنم
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥