خواب‌های نیمه تمام...

خواب‌های نیمه تمام...

نویسنده : پونیکا :)

همه جا تاریک بود

انگار تمام عناصر هستی لب به سکوت بسته باشند

فقط من بودم و من

منی که مثل همیشه

سرگردان

به دنبال تو می‌گشت

منی که مثل همیشه

داشت کم‌کم گریه‌اش می‌گرفت از این همه گشتن

و نبودنت همه جا

که ناگهان

از آن دور دورها

نوری آمد

و به همراهش تو 

و صدایت

که داشتی می‌گفتی فا...

و منی که مثل هر شب

درست در حساس‌ترین سکانس داستان

از خواب می‌پرم

و تویی که بودنت مثل همیشه

در هجای اول اسمم تقطیع می‌شود

بعد این همه نبودن‌ها

دیگر

حجم بودنت

برای این قلب گنجشکی خیلی سنگین است

آن‌قدر که اگر یک روز اسمم را کامل صرف کنی

ما بین

نگاهت

صدایت

بودنت

ب

و

د

ن

ت

همه هستیم ذوب خواهد شد

فرقی ندارد 

حتی اگر همه‌اش توی یک خواب باشد هم

باز؛

پتانسیل حضورت آنقدر بالاست که می‌تواند

آنچنان شدت پمپاژ خون در رگ‌هایم را بالا ببرد

که قلبم از حس حضورت در تک تک سلول‌هایش

از هم بپاشد .

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٧/٣٠
٠
٠
زیبابود:)
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/٠٧/٣٠
٠
٠
خیلی ممنون زیبا میبینید :)
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠٨/٠٢
٠
٠
فک نکنم بتونه یه روز کامل اسمتو بگه...
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/٠٨/٠٣
٠
٠
قطعا نمیتونه چون حضور خارجی نداره اصلا 😅
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/٠٨/٠٣
٠
٠
جمله آخر 20 بود
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/٠٨/٠٣
٠
٠
20ی ار خودتونه ☺ ممنون از حضور و نگاه مهربونتون 🌹❤
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٨/٠٣
٠
٠
به نظر من قالب مطلب یک مقداری آشفته هست. الان تقریبا نمیشه بهش گفت شعر یا یادداشت. وقتی قالب محکم و ثابت باشه؛ نوشته قوام بهتری می گیره
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/٠٨/٠٣
٠
٠
خب نمیشه بهش گفت شعر چون اصلا قرار نبوده شعر باشه و شعر نیست:) این نوشته فقط حسب و حال یه عاشق و آشفتگی نوشته برگرفته از آشفته حالی گویندش هست ... ولی در کل خیلی متشکر بابت توضیحات و توجهتون از این ببعد سعی میکتم به نکته ای که اشاره فرمودید دقت و عمل کنم
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

نام تو

٩٦/٠٥/١٩
دیوان خنده های تو

بفهم

٩٦/٠٥/٢١
کاش کسی شاملو و فروغ را صدا بزند

در نبودنت

٩٦/٠٥/٢٢
آن‌ها از تپش هماهنگ قلب‌هایمان چه خبر دارند؟

نامه هایی به همسرم / نامه سوم

٩٦/٠٥/١٩
شعری سروده خودم

یک مرد به جا مانده ای از عاشورا

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

می نویسم از تو

٩٦/٠٥/٢٢
شیرینی اش را نفهمیدم

اولین حقوق کاری

٩٦/٠٥/٢٢
این روزها همه چیز به تو مربوط است

نامه هایی به همسرم / نامه چهارم

٩٦/٠٥/٢٣
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
تو مکمل منی

بوسه های نگفته

٩٦/٠٥/٢٣
مردم این چیزها را باور نمی کنند!

موی سفید

٩٦/٠٥/٢١
تا دل به بودنش خوش باشد

کاش دل هم خانه داشت

٩٦/٠٥/١٩
عمریست برایت می نویسم

گمنام خاص

٩٦/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

عشق و تبسم

٩٦/٠٥/١٩
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
از آرزوهای خوب

کمی وقت شناسی

٩٦/٠٥/٢١
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

موج خروشان قلم

٩٦/٠٥/٢١
تبلیغات