صدای پای پاییز

صدای پای پاییز

نویسنده : S_Alami

صدای قدم‌های پاییز که به گوش می‌رسد هول می‌دهند مرا به دنیایی دیگر. قدم زدن‌های بی‌هدف شبانه در خیابان ملک آباد با دو هنزفری چسب خورده و حض کردن از بوییدن خاک آب خورده باغ حاشیه خیابان. خستگی در کردن روی پله‌های خانه مردم و نواختن چند دقیقه‌ای ساز دهنی زنگ زده پدربزرگ یا حتی نشستن روی صندلی رو به روی استخر بزرگ و ترسناک پارک کوهسنگی و نوشتن چند خطی داستان با محوریت «تو» در سر رسید کهنه چند سال پیش، با همان دست خط خرچنگ قورباغه‌ای که هر موقع نگاهش می‌کردی طعنه‌ای می‌زدی با چشم‌های در رفته و صورتی کج و کوله. دادن بلیط اتوبوس‌های سی تومانی به راننده اتوبوس‌های دنده‌ای که تصویر پاییز روی آن‌ها نقش بسته بود یا کشیدن فروردین‌های پا کوتاه سفید و نارنجی که برخلاف اسم سبزش چیزی جز سردی و زردی نداشت یا صدای بلند پیر زن همسایه برای شکایت از سر و صدای بی‌اندازه خانواده شلوغ و پر سر و صدای طبقه بالا.

مخاطب خاص پاییزی من، من به اندازه تمام ثانیه‌های سپری شده پاییزهای بی‌اندازه نوح نبی، برایت از دلتنگی‌هایم حرف دارم.

پاییزتون مبارک.

شب و روزتون لیمویی.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٧/٢٦
٠
٠
قدم زدنهای بی هدف شبانه در خیابان ملک اباد اونقدر زیبایی داره که نیازی به هنسفری ام نیست یک روز اغوشم را باز میکنم کل این خیابان تو دستهای من جا میشود
S_Alami
S_Alami
٩٤/٠٧/٢٨
٠
٠
: )
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠